|
شناسه خبر: 4990

یادداشت؛

آتلانتیسیسم در بحران

آتلانتیسیسم یا آتلانتیک‌گرایی امروز نسبت‌به هر زمان دیگری بیشتر در بحران قرار دارد! مناسبات جاری در دو سوی آتلانتیک (آمریکا-اروپا) پس از خروج فرارگونه آمریکا و متحدانش از افغانستان شدیدا آسیب دیده است!

روزنامه «صبح نو»- آتلانتیسیسم یا آتلانتیک‌گرایی امروز نسبت‌به هر زمان دیگری بیشتر در بحران قرار دارد! مناسبات جاری در دو سوی آتلانتیک (آمریکا-اروپا) پس از خروج فرارگونه آمریکا و متحدانش از افغانستان شدیدا آسیب دیده است! همین مساله سبب شده است تا ایده «تشکیل ارتش واحد اروپایی» به صورتی جدی ازسوی وزرای دفاع 26عضو اتحادیه اروپا مطرح شود. اگرچه مقامات اروپایی مدعی هستند که این ساختار، قرار نیست به آلترناتیوی برای ناتو تبدیل شود اما بر همگان مسجل است که تشکیل ارتش واحد اروپایی پیش‌درآمدی بر فروپاشی پیمان آتلانتیک شمالی محسوب می‌شود. نباید فراموش کرد که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ناتو فلسفه وجودی خود را از دست داد اما مقامات آمریکایی و اروپایی اصرار داشتند اتحاد استراتژیک و امنیتی خود را در نظام بین‌الملل حفظ کنند.

در این معادله، اروپا به‌جای «شریک امنیتی»، به «مهره بازی آمریکا» تبدیل شد! این همان آسیبی است که تا به امروز گریبانگیر اروپای واحد شده است. زمانی که در تاریخ هفتم فوریه سال۱۹۹۲ میلادی پیمان ماستریخت یا همان پیمان اتحادیه اروپا بین سران ۱۲کشور عضو جامعه اقتصادی اروپا منعقد شد، اروپاییان براساس قرائت و تفسیر رئالیستی خاصی که نسبت‌به مقوله قدرت داشتند، خود را موظف به بازی در زمین ایالات‌متحده آمریکا می‌دانستند. اتحادیه اروپا درست در زمانی تشکیل شد که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشیده و ساختار نظام دوقطبی به نظام تک‌قطبی تبدیل شده بود. اروپاییان در سال۱۹۹۲ فرصت طلایی استقلال از آمریکا را از دست دادند. اگرچه برخی مفسران اروپایی معتقد بودند تجمیع قدرت کشورهای اروپایی با یکدیگر به‌مثابه عرض‌اندامی موثر در برابر یکه‌تازی اقتصادی و سیاسی آمریکا در نظام بین‌الملل خواهد بود اما نگاه زیرساختی بیشتر کشورهای اروپایی که خود را جزئی از شبکه «حامی ـ پیرو» تشکیل‌شده پس از فروپاشی کمونیسم به رهبری آمریکا می‌دانستند، منجر به تعریف «توان جمعی اروپا» در زمین بازی آمریکا شد. اکنون مقامات اروپایی هزینه‌های سنگین بازی خود در زمین آمریکا (در ذیل ساختار ناتو) را به‌وضوح مشاهده می‌کنند! سران کشورهای آلمان و فرانسه اکنون باید همگام با واشنگتن، هزینه‌های شکست خود در افغانستان و اعتراض گسترده شهروندان کشورشان پس از شکست در این کشور آسیایی را پرداخت کنند!  اگرچه پس از گذار بشریت به هزاره سوم و متعاقب شکست آمریکا در جنگ عراق و ابتر ماندن بسیاری از طرح‌های بین‌المللی کاخ سفید و بازتعریف قدرت روسیه، چین و هند عملا دوران نظام تک‌قطبی به پایان رسید اما بسیاری از کشورهای اروپایی به بازی سنتی خود در زمین آمریکا ادامه داده‌اند. سران اروپایی در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ در تصور خام جابه‌جایی قدرت در کاخ سفید و بازتعریف مناسبات خود با واشنگتن باقی ماندند اما امروز، پس از حضور بایدن و دموکرات‌ها نیز کماکان ناچار به پرداخت هزینه‌های بازی در زمین آمریکا هستند! درهرحال، اگر شکست در افغانستان بتواند به تلنگری برای استقلال اروپا از آمریکا تبدیل شود، می‌تواند برای قاره سبز سودمند باشد اما اگر سران اروپایی از این فرصت برای پایان دادن به بازی خود در زمین واشنگتن استفاده نکنند، قطعا بدترین تصمیم ممکن را در حوزه امنیت و سیاست خارجی خود گرفته‌اند!

ارسال نظر