|
شناسه خبر: 5100

بررسی نتایج حمله نظامی آمریکا به افغانستان و عراق در بیست‌سالگی انفجار برج‌های دوقلو؛

تکثیر 11 سپتامبر

پس از گذشت دو دهه از حملات ۱۱سپتامبر، علاوه بر اینکه واشنگتن در طرح‌های خود در غرب آسیا به‌خصوص در عراق و افغانستان با شکست روبه‌رو شده، در ایجاد پروژه خاورمیانه جدید هم شکست خورده است.

روزنامه «صبح نو»- پس از گذشت دو دهه از حملات ۱۱سپتامبر، علاوه بر اینکه واشنگتن در طرح‌های خود در غرب آسیا به‌خصوص در عراق و افغانستان با شکست روبه‌رو شده، در ایجاد پروژه خاورمیانه جدید هم شکست خورده است، شکستی که پس از 20سال نشان از استیصال واشنگتن و شرکای غربی او در خاورمیانه است. ۲۰ سال پس‌از ۱۱ سپتامبر این واقعه به‌خصوص در خاورمیانه تکثیر شده و آمریکا با ۱۱ سپتامبرهای گوناگونی در منطقه مواجه شده‌است، حال آنکه روح این حادثه همچنان بر ایالات متحده قرار دارد و هنوز پایان نیافته. انگار ۱۱ سپتامبر تکثیر شده باشد.

11سپتامبر سال۲۰۰۱ عملیاتی به‌ظاهر تروریستی در خاک آمریکا به وقوع پیوست و پیامدهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای این کشور و جامعه جهانی به‌دنبال داشت. بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند این واقعه به همان اندازه مهم است که حمله به بندر نظامی پرل هاربر آمریکا مهم بود؛ حمله‌ای که منجر به دخالت واشنگتن در جنگ جهانی دوم شد. به گفته تحلیلگران، یازدهم سپتامبر تاریخ سیاسی این کشور را تغییر داد. خصوصا اینکه آمریکایی که پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی در دهه90 رقیبی در جهان نداشت با دشمن ساختگی جدیدی به نام «افراط‌گرایی مذهبی» روبه‌رو شد.

عوامل حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را ۱۵تبعه عربستان‌سعودی، دو تبعه امارات متحده عربی، یک تبعه مصر و یک تبعه لبنان تشکیل می‌داد. تیم عملیاتی حادثه ۱۱سپتامبر تماما از کشورهای عربی و عضو سازمان افراطی القاعده بودند. بااین‌حال جورج بوش پسر دو کشور افغانستان و عراق را هدف قرار داد و اعلام کرد که این دو کشور «محور شرارت» هستند و خطری بزرگ برای جامعه جهانی محسوب می‌شوند.این درحالی‌ بود که کمیسیون یازده‌سپتامبر آمریکا در گزارش خود اطلاعات زیادی را از دخالت‌های روشن برخی از عوامل حکومتی عربستان در پدید آمدن این واقعه افشا کرد. بعدها «مایکل مور»، مستندساز مشهور آمریکایی در فیلم «فارنهایت یازدهم سپتامبر» به این موضوع اشاره کرد.

۲۰سال بعد از حملات ۱۱سپتامبر، به‌سختی می‌توان تحلیلگرانی را یافت که معتقد باشند واکنش دولت‌های آمریکا و انگلیس به این حملات، منجر به افزایش امنیت در جهان و خاورمیانه شده است. یکی از مهم‌ترین انتقادها، حمله به افغانستان و سپس حمله به عراق ازسوی دولت جورج بوش پسر است. به گفته بسیاری از تحلیلگران، ناامنی و ظهور گروه‌های افراطی در عراق و افغانستان ناشی از حملات آمریکا به این کشورهاست.پروژه بزرگ «دموکراسی در خاورمیانه» که روزی شعار اصلی مقامات دولت جورج بوش پسر ازجمله وزیر خارجه وی، کاندولیزا رایس بود در سال‌های اخیر به کابوسی تبدیل شده که مهم‌ترین بخش آن را عدم ثبات و امنیت در خاورمیانه تشکیل می‌دهد. گویا آمریکا هیچ‌گاه در مبارزه با گروه‌های تروریستی جدیت نداشته و هدف این کشور از لشکرکشی به خاورمیانه تامین امنیت گروهی خاص بوده است.اجرای پروژه خاورمیانه جدید آمریکا در عراق و افغانستان از همان آغاز با مشکلاتی روبه‌رو شد که واشنگتن پیش‌بینی آن را نکرده بود. ملت‌های مسلمان با حمایت‌های معنوی ایران و جریان مقاومت در برابر زیاده‌خواهی، تجزیه و استعمار آمریکایی‌ها ایستادند و شروع بیداری اسلامی نیز در کشورهای عربی منطقه، شرایط را به سمتی برد که دیگر آمریکا فقط برای حفظ شرایط موجود و همچنین حفظ موجودیت رژیم‌صهیونیستی که بیشتر از همیشه در معرض نابودی قرار گرفته بود، دست‌وپا می‌زد. ناکامی آمریکا به‌خصوص با شکست سخت رژیم‌صهیونیستی در جنگ 33روزه لبنان (2006) به چشم آمد.درنهایت پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری سال2016، انعکاسی از شکست‌های آمریکا در پیشبرد این پروژه بود. چرخش تمرکز آمریکا به‌سمت مسائل داخلی و پیدایش قدرت‌های ژئوپلیتیک جدید نظیر چین و ایران، موازنه قدرت جدیدی در منطقه غرب آسیا ایجاد کرد. با آنکه اوضاع در منطقه غرب آسیا پرآشوب بود یک حقیقت کاملا مشخص بوده و آن اینکه آمریکا دیگر قدرت مسلط دنیا نیست. شکست جبهه غرب در جنگ سوریه و پیروزی گروه‌های مقاومت یکی از بارزترین نمودهای شکست پروژه آمریکا بود. فراتر از همه این‌ها در جولای 2016 ترکیه به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی در منطقه غرب آسیا از آمریکا فاصله گرفت و به‌سمت روسیه متمایل شد. مقام‌های ترکیه آمریکا را به نقش‌آفرینی در تلاش برای کودتا متهم می‌‌کردند. اهمیت این شکاف میان واشنگتن و آنکارا ازآن‌جهت بود که تا آن مقطع، ترکیه در کنار رژیم اسرائیل، پایگاه‌های آمریکا برای پیشبرد منافع سیاست خارجی آمریکا در غرب آسیا به شمار می‌رفتند. به‌موازات این تحولات، عربستان‌سعودی و قطر نیز سیاست خارجی‌های کشورشان را تنظیم کرده و تغییراتی در آن اعمال کردند. قطر در پرتو این درک که غرب دیگر قادر به اعمال کنترل کامل در منطقه نیست روابطش با محور ایران و روسیه را بهبود بخشید. عربستان‌سعودی هم به‌سمت روابط با روسیه روی آورد. بنابراین، در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ مشخص بود که آمریکا تقریبا همه شرکایش برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ‌تر را ازدست‌داده و غیر از رژیم‌صهیونیستی و خودش یار و یاوری ندارد اما جدا از همه این تحولات، خروج فاجعه‌بار و ذلت‌بار آمریکا از افغانستان را باید مهر ابطال نهایی بر پروژه خاورمیانه جدید آمریکا دانست. آمریکا در حالی پس از دو دهه ماجراجویی، چند تریلیون دلار هزینه و هزاران کشته خاک افغانستان را ترک کرد که شکستش به برهنه‌ترین شکل مقابل دیدگان همگان قرار گرفت.

تصمیم آمریکا برای خروج از افغانستان از نگاه بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران مسائل بین‌المللی نشانه‌های آغاز عصری جدید و اعتراف به شکست پروژه آمریکایی موسوم به «خاورمیانه بزرگ» یا «خاورمیانه جدید» است که راهبردشناسان آمریکایی آن را به جهت حفظ استیلای ایالات‌متحده در قرن 21 میلادی طراحی کرده بودند و از مدت‌ها قبل در مراکز تصمیم‌گیری روی آن کار شده بود. پروژه «خاورمیانه بزرگ» که حوادث 11سپتامبر 2001 به‌منظور آماده کردن اذهان و افکار عمومی جهان برای تسهیل پیشبرد آن طراحی و اجرا شده بود در نظر داشت تا کشورهای عربی منطقه خاورمیانه، ترکیه، ایران، پاکستان، کشورهای مسلمان قفقاز و رژیم اسرائیل را در یک نظام اقتصاد آزاد به بلوکی با محوریت اسرائیل تبدیل کند.آمریکا سعی می‌کرد تا با اجرای این نقشه، کشورهای کوچکی به وجود آورد که بنا به مصالح و منافع اقتصادی به‌دنبال رابطه با رژیم‌صهیونیستی و اتحاد با این رژیم باشند اما روی دیگر این پروژه، درگیر نگاه‌داشتن دائمی این کشورها به نزاع با یکدیگر بر سر مسائل قومی و مناقشات مرزی بود تا هیچ قدرت مسلطی در منطقه وجود نداشته باشد. ایده طرح خاورمیانه بزرگ که آمریکایی‌ها به‌دنبال آن بودند نخستین‌بار در کتابی با عنوان «خاورمیانه جدید» که «شیمون پرز»، نخست‌وزیر اسبق رژیم‌صهیونیستی سال1993 آن را به چاپ رسانده بود مطرح شد. تحلیلگران می‌گویند نخستین مرحله خیز آمریکا برای پیش بردن این پروژه با حملات 11سپتامبر و شعار «مبارزه با تروریسم» آغاز شد. آمریکایی‌ها در به نتیجه رسیدن طرح خاورمیانه بزرگ آنچنان مطمئن بودند که باعث شد هزینه‌ای مانند حادثه 11سپتامبر را قبول کرده و اقدامی در جهت تخریب امنیت ایالات‌متحده همراه با کشتار سه‌هزار نفر را بپذیرند.در مراحل بعدی قرار بود ایالات‌متحده، برای فریب افکار عمومی و فراهم کردن زمینه‌ها برای تغییر جغرافیای سیاسی منطقه در جهت اهداف مطلوب واشنگتن و تل‌آویو، شعار گسترش دموکراسی و توسعه انسانی منطقه را در ادبیات عمومی مقام‌های این کشور برجسته و پررنگ کند. به‌عنوان‌مثال «دیک چنی»، معاون رییس‌جمهور آمریکا، در اجلاس سازمان جهانی اقتصاد (WTO) در ژانویه ‌2003 (دی1381) در داووس سوئیس سیاست آمریکا را استراتژی پیشرو برای آزادی نامید و تاکید کرد: «دولت آمریکا متعهد است که دموکراسی را در سراسر خاورمیانه و فراسوی آن ارتقا ببخشد.» ازجمله مراحل این طرح، کلید زدن موجی از ناآرامی و بی‌نظمی در لبنان، فلسطین و سوریه و سپس گسترش دادن دامنه آن به عراق، منطقه خلیج‌فارس و ایران بود. با گسترش ناآرامی و خشونت در کشورهای هدف طرح، این فرصت برای آمریکا، انگلیس و رژیم‌صهیونیستی فراهم می‌شود تا به هدف اصلی یعنی ترسیم خاورمیانه جدید براساس منافع خود دست یابند.در همین راستا، آمریکا، انگلیس و رژیم‌صهیونیستی پس از ساقط کردن دولت‌های حاکم بر عراق و افغانستان در سال‌های 2001 و 2003 به مناقشات قومی و مذهبی در این کشورها به‌شدت دامن زدند تا از این طریق مقدمات لازم را برای تجزیه این کشورها و ترسیم نقشه جدید خاورمیانه فراهم کنند تا آنجا که «جیمز ولسی»، رییس وقت سیا، معتقد بود عربستان‌سعودی می‌بایست به سه کشور کوچک تقسیم شود.بعد از اشغال افغانستان و عراق ازسوی آمریکا و بعد از ناکامی در جنگ 33روزه لبنان ازسوی اسرائیل، «سنای آمریکا» رسما قصد خود را برای تجزیه کشورهای منطقه، با مصوبه رسمی 29سپتامبر 2007 (7 مهر 1387) مبنی بر تجزیه عراق به سه منطقه فدرالی، افشا کرد. طرح‌ها و توطئه‌هایی که در نشست «سی آیلند» گروه هشت به تصویب رسید. واقعیت این است که پس از دو دهه بعد از حملات ۱۱سپتامبر، علاوه بر اینکه واشنگتن در طرح‌های خود در غرب آسیا به‌خصوص در عراق و افغانستان با شکست روبه‌رو شده است، براساس نظرسنجی‌های غربی  بدبینی و اختلاف‌زدگی در میان هیات حاکمه آمریکایی‌هایی هم بالاست. موضوعی که نظرسنجی‌ها مختلف در آمریکا نشان‌دهنده این شکاف عمیق است که شهروندان آمریکایی معتقدند که دولتمردان کاخ سفید کشورشان را در مسیری غلط هدایت کردند.

ارسال نظر