|
شناسه خبر: 9242

یادداشت

پیش درآمدی بر شکست راهبردی دولت بایدن

حنیف غفاری

اگرچه جوبایدن با انتقاد از استراتژی فشار حداکثری دولت ترامپ علیه ایران، وارد کارزار انتخابات ریاست جمهوری 2020 شد اما اکنون درحال تکرار همان بازی خطرناک در تقابل با کشورمان است. رایزنی‌های اعضای دولت آمریکا، رژیم صهیونیستی و رافائل گروسی، مدیر کل وابسته و غیرمستقل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در خصوص تصویب قطعنامه‌ای جدید علیه کشورمان در شورای حکام، نقطه آشکارساز این بازی محسوب می‌شود. در ریشه‌یابی رفتار بایدن، باید روی هر دو بعد راهبردی و تاکتیکی آن متمرکز شویم.
در بعد راهبردی، بایدن قصد داشت استراتژی «فشار حداکثری» را تبدیل به «فشار هوشمندانه» علیه تهران کند. در عین حال رئیس جمهور آمریکا و همراهانش به وضوح می‌دانستند که در صورت «بازگشت واقعی به توافق هسته‌ای»این استراتژی (فشار هوشمندانه) در عمل با شکست مواجه خواهد شد زیرا رفع عملیاتی تحریم‌های ضدایرانی جایی را برای پیشبرد این رویکرد مخرب باقی نخواهد گذاشت. در جریان مذاکرات وین، اصرار هوشمندانه و قاطعانه جمهوری اسلامی ایران روی خطوط قرمزی مانند کسب تضمین از طرف مقابل و راستی‌آزمایی بازگشت واشنگتن به برجام، عملا تاکتیک «بازگشت پوچ آمریکا به برجام» را مورد هدف قرار داد.
واقعیت امر این است که آمریکا اکنون در قبال کشورمان دچار نوعی «سردرگمی راهبردی» شده و تأثیر این سردرگمی راهبردی، روی تاکتیک‌ها و رفتارهای دولت بایدن در مذاکرات وین و خارج از آن قابل مشاهده است. به عبارتی گویاتر، سردرگمی تاکتیکی اخیر آمریکا معلول سردرگمی راهبردی و استراتژیک دولت بایدن در قبال ایران است. در آن سو، جمهوری اسلامی ایران رصد جامعی نسبت به راهبردهای سلبی کاخ سفید در نظام بین الملل دارد. بر همین اساس، استراتژی فشار حداکثری، استراتژی فشار هوشمندانه، استراتژی هزار زخم و دیگر مواردی که امروز به الگوواره‌های راهبردی غرب در تقابل با ملت و نظام ما تبدیل شده‌اند، جملگی باید به صورت دقیق و کامل از سوی مخاطبان جنگ ترکیبی دشمن مورد شناسایی  و مداقه قرار گیرند. قطعا در سایه این شناخت و به‌کارگیری بهترین ابزارها در مواجهه با این توطئه‌ها، شاهد انهدام این منظومه‌های راهبردی دشمن خواهیم بود، چنانچه این اتفاق در دوران ریاست جمهوری ترامپ به صورتی آشکار به وقوع پیوست و منجر به زمینگیر شدن حکومت آمریکا در برابر کشورمان شد. در حال حاضر نیز هر اندازه دولت بایدن ( و دولت های بعدی آمریکا) بر این استراتژی اصرار کنند، دامنه و عمق شکست آنها در برابر تهران بیشتر خواهد شد. اقدامات اخیر دولت بایدن در تقابل با کشورمان (که نمونه آن را در جریان ارائه پیش‌نویس قطعنامه ضد ایرانی به آژانس مشاهده می‌کنیم)، پیش درآمدی بر شکست استراتژی « فشار هوشمندانه» بر ایران است. به عبارت بهتر، رئیس جمهور ناتوان و ضعیف کنونی آمریکا نیز به مانند همتایان قبلی و بعدی خود، پیام‌آور شکست واشنگتن در برابر ایران قدرتمند خواهد بود.در این میان اساسا تفاوتی ندارد که ناقوس شکست بایدن در سال 2024 یا 2028 میلادی در کاخ سفید نواخته شود!

ارسال نظر