|
شناسه خبر: 9088

«صبح‌نو» همزمان با سالگرد آزادسازی خرمشهر با محمدعلی صمدی گفت‌وگو کرده‌ است

خونین‌شهر آزاد شد

عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر، از مهم‌ترین اتفاقات جنگ عراق علیه ایران بود که بازتاب جهانی یافت و پس از پایان آن بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی به تحلیل آن پرداختند و شمار زیادی از مقامات جهان درباره این عملیات و آینده جنگ تحمیلی علیه ایران اظهارنظر کردند.

البته ذهنیت عراق و جهان درباره توان نظامی جمهوری اسلامی، پس از عملیات فتح‌المبین و آزادسازی بخش‌هایی از خاک ایران دچار تغییرات جدی و تا اندازه‌ای از توهم قدرت و پیروزی و اشغال ایران کاسته شد. عملیات بیت‌المقدس اما ضربه نهایی را بر دیکتاتور عراق وارد کرد و آرزوی نبردهایی از جنس قادسیه را برای صدام حسین بر باد داد. رویای محمره تعبیر نشد و خرمشهر تا همیشه به خاک ایران بازگشت.

 روز «مقاومت، ایثار و پیروزی»
آزادسازی خرمشهر از اهداف اصلی عملیات بیت‌المقدس در خلال جنگ عراق علیه ایران و عراق بود که ازسوی ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی و احمد متوسلیان) انجام گرفت. بعد از این نبرد، شهر خرمشهر پس از ۵۷۶روز اشغال ازسوی نیروهای ارتش عراق، در روز سوم خرداد سال۱۳۶۱ به‌وسیله نیروهای مسلح ایران بازپس گرفته شد. فتح خرمشهر بازتاب جهانی داشت و عراق با ازدست‌دادن خرمشهر، از نظر سیاسی تکیه‌گاهش را برای مذاکره از دست داد. این نبرد از لحاظ نظامی، به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ جنگ تحمیلی شناخته می‌شود. شورای عالی انقلاب فرهنگی روز ۳خرداد را به‌عنوان روز «مقاومت، ایثار و پیروزی» در تقویم رسمی ایران نام‌گذاری کرده ‌است. آزادسازی خرمشهر در حقیقت از اهداف مرحله چهارم عملیات بیت‌المقدس بود. در ساعت22:30 شامگاه شنبه، 1خردادماه 1361، مرحله چهارم این عملیات با اعلام رمز یامحمدبن‌عبدالله‌، از بی‌سیم فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا به واحدهای عمل‌کننده، با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز شد. در پایان این نبرد علاوه‌بر
 پایان بخشیدن به ۱۹ماه اشغال بخشی از حساس‌ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سنگین به توان رزمی و روحیه نیروهای عراقی وارد آمد. در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند، همچنین ۱۹هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند.
 
جهان‌آرا؛ ستاره درخشان
در ادامه گفت‌وگوی «صبح‌نو» با محمدعلی صمدی، پژوهشگر تاریخ و دفاع مقدس را درخصوص عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر می‌خوانید.
 
عملیات بیت‌المقدس چه تمایز ویژه‌ای با عملیات‌های قبلی داشت که منجر به آزادسازی خرمشهر پس از حصر 576روزه شد؟
ویژگی‌ای که بتوان عملیات بیت‌المقدس را متمایز دانست، وجود نداشت، غیر از اینکه منطقه عملیاتی، دو برابر منطقه عملیاتی قبل (فتح المبین) بود و مهم‌تر اینکه هدف از آن، آزادی خرمشهر بود که نماد غرور ملی زخم‌خورده مردم ایران به شمار می‌رفت و برای صدام هم خیلی اهمیت داشت که این شهر را به‌عنوان دستاورد حداقلی تجاوز پرهزینه خود به ایران نگه دارد. شاید گفته شود امکان داشت پای میز مذاکره تغییراتی در وضعیت اشغال به وجود آید و دولت صدام ممکن بود خرمشهر را با مذاکره آزاد کند اما شواهد چنین چیزی را نشان نمی‌داد و درعین‌حال ایران هم اهرم فشاری نداشت که بتواند برای بازپس‌گیری خرمشهر فشاری به رژیم بعث وارد کند؛ تمام دنیا حامی عراق بود و با گذشت زمان وضعیت به ضرر ما، وخیم‌تر می‌شد و بسیار بعید بود که بتوان شهر را بدون فشار نظامی پس گرفت.
عملیات بیت‌المقدس درواقع پایان دوره آزادسازی مناطقی بود که متجاوزان در عمق خاک ایران اشغال کرده بودند. ارتش صدام در بعضی مناطق تا حدود 100کیلومتر وارد خاک ایران شده بود. بااین‌حال حدود پنج‌هزار کیلومتر مربع از مناطق دیگر باقی مانده بود که البته مناطق عمیقی نبود؛ 2500کیلومتر را خود عراق هنگام آرایش خطوط دفاعی تخلیه کرد و 2500کیلومتر دیگر که از ارتفاعات سوق‌الجیشی مرزی بود، باقی ماند که عراق بنا نداشت آن‌ها را تخلیه کند و برای میز مذاکره آتی به آن‌ها نیاز داشت.
 
در مستنداتی که موجود است، گفته شده چندبار دستور عقب‌نشینی از خرمشهر داده شد، با وجود این دلیل اصرار محافظت از شهر چه بود؟
 ماجرای دستورات عقب‌نشینی از خرمشهر مربوط به مهرماه سال1359 است که اساسا بنی‌صدر، منطقه جنوب خوزستان را غیرقابل دفاع می‌دانست و برای مقاومت از آن منطقه هیچ تهییج و انگیزه‌بخشی ایجاد نمی‌کرد و طبیعتا کمک اندکی به منطقه جنوب خوزستان می‌رسید. 


وقتی مدافعان خرمشهر و آبادان از بنی‌صدر کمک‌ می‌خواستند، بنی‌صدر در جواب می‌گفت: این مناطق قابل‌دفاع نیست و بهتر است شهر هم تخلیه شود. این دست مسائل  از همان روزهای اول، یعنی از مهرماه سال1359 شروع شد. بنی‌صدر ایستادن و پاسداری از منطقه غرب دزفول را کافی می‌دانست! به این امید که زمان می‌گیریم و تجهیز می‌شویم و دوباره حمله می‌کنیم و پیروز می‌شویم. به این ترتیب، صدور دستور عقب‌نشینی از شهر عجیب نبود. اگر می‌توانستیم با کمی پشتیبانی از مدافعان شهر، جلوی اشغال آن را بگیریم، لازم نبود یک‌سال و نیم بعد، برای آزادسازی آن، 6هزار شهید بدهیم. نتیجه زمان دادن به دشمن و مجال دادن به متجاوز برای تثبیت و جاگیر شدن، همین می‌شود.
  
نقش محمد جهان‌آرا در این عملیات چه بود؟
شهید محمدعلی جهان‌آرا، فرمانده سپاه خرمشهر، فرمانده مقاومت 34روزه تا چهارم آبان را برعهده داشت. او شخص موردقبول و مورداعتماد پاسداران و بسیجیان خرمشهری بود، کاریزمای بسیار عمیق و نافذی داشت و مدافعان اطاعت‌پذیری فوق‌العاده‌ای از او داشتند (به اصطلاحی از فداییان او بودند که این موضوع بر‌می‌گردد به اخلاق و سیره شخصی و جهادی شهید جهان‌آرا). مدافعان در این نبرد با کمترین امکانات جنگیدند؛ تجهیزات مدافعان منحصر به سلاح انفرادی بود، از ام1و  برنو گرفته تا ژ3 و کلاشینکف و بعضی‌ها هم با 
کوکتل مولوتوف به مبارزه با تانک‌های متجاوز لشکر3 زرهی عراق می‌رفتند و توانستند با همین امکانات محدود، رژیم بعث را اسیر کنند؛ به این معنا که لشکر3 زرهی از مرز تا دروازه خرمشهر را طی سه روز آمد ولی هنگامی که پشت دروازه خرمشهر رسید، 20روز معطل شد و 20روز نتوانست وارد عمق شهر شود و  بالاخره لشکر3 زرهی بعد از 20روز معطلی با کشتار افراد بسیار زیادی از مدافعان شهر اعم از پاسدار، تفنگدار دریایی،  بسیجی و... وارد شهر شد و  باز هم بیشتر از 10روز طول کشید تا به پل کارون برسد که درنهایت موجب تخلیه بخش غربی شهر شد. یعنی درنهایت هم نتوانست تمام شهر را اشغال کند. این معطلی عراق که سرنوشت جنگ را عوض کرد، مرهون مجاهدت‌های مدافعان شهر بود که فرماندهی‌شان، با محمد جهان‌آرا بود.
 
از ویژگی‌های بارز شهید محمد جهان‌آرا در برخورد با نیروها در عملیات آزادسازی خرمشهر چه بود؟
علاوه بر برنامه‌ریزی برای چنین دفاعی، نیروهای مدافع شهر، نیاز به روحیه داشتند؛ نیروهایی که می‌دانستند تعدادشان کم است و مقاومت‌شان به احتمال زیاد فایده‌ای نخواهد داشت و به‌خوبی می‌فهمیدند که کمکی هم از ناحیه بنی صدر که آن مقطع فرماندهی کل قوا را برعده داشت، نمی‌رسد. این نیروها به انگیزه و روحیه‌ای قوی احتیاج دارند. انگیزه معنوی و روحانی یک طرف ماجراست و انگیزه اینکه فرماندهی مانند جهان‌آرا داشته باشند یک طرف دیگر است. قطعا آقای جهان‌آرا ستاره درخشانی در تاریخ نظامی‌گری سرزمین ماست؛ البته ابعاد فرهنگی شخصیت شهید جهان‌آرا زیر سایه وجوه نظامی زندگی ایشان پنهان مانده است!
 
 به نظرتان چرا نیروهای بعثی با وجود چنین پیروزی شکوهمندی که ازسوی نیروهای ایرانی صورت گرفت، در همان سال61 منافع خودشان را در خطر ندیدند و به جای خاتمه دادن به جنگ، همچنان به این پیکار ادامه دادند؟
دولت بعث بعد از آزادسازی خرمشهر فقط یک اصلاح آرایش انجام داد که ناچار حدود 2500کیلومترمربع از مناطق آسیب‌پذیر را تخلیه کرد و 2500کیلومتر دیگر را 
نگه داشت؛ چراکه تصور نمی‌کرد ما توان جنگیدن در ارتفاعات را  داشته باشیم. دولت بعث عراق بیشتر مناطقی که نگه داشته بود، ارتفاعاتی مهم بود تا بر طرفین (ایران و عراق) تسلط داشته باشد و با این اقدام، عملا بسیاری از اراضی استراتژیک ایران از حیز انتفاع ساقط می‌شد و زیر تیر مستقیم متجاوزین قرار می‌گرفت.
از این مساله غافل نشوید که عقب‌نشینی در جنگ ازسوی یک کشور، به این سادگی نیست. اگر صدام قصدش را هم داشت و خودش تصمیم‌گیر اصلی بود، نمی‌توانست بدون هیچ دستاوردی خاتمه جنگ را اعلام کند، این نگرانی وجود داشت که ارتش عراق علیه او دست به کودتا بزند و صدام سقوط کند. ضمن اینکه صدام به تنهایی تصمیم‌گیرنده نبود، بلکه مشوقان و محرکان جدی نظیر کشورهای مرتجع عرب را که شامل عربستان، کویت، اردن و... می‌شدند داشت که برای عراق هزینه کرده بودند و نمی‌توانستند با دست خالی پرونده ایران را ببندند. علاوه بر این کشورها، دولت‌های فرامنطقه‌ای هم وجود داشتند که فرانسه، شوروی و انگلستان در رأس آن‌ها بودند و ایالات‌متحده هم در سطحی کلان‌تر وجود داشت. تمامی این کشورها درحال تحریک عراق بودند تا به‌نوعی پرونده بسته شود که ایران پیروز ماجرا نباشد.
 
یعنی با آزادسازی خرمشهر و شکست حصر آبادان همچنان ایران پیروز ماجرا نبود؟
 ما روی دور حمله و پیروزی افتاده بودیم ولی قطعی است که در سوم خرداد سال 1361 هنوز دست ایران بالا نبود و ما تازه به حالت برابر رسیده بودیم، یعنی بخش زیادی از مناطق اشغالی را آزاد کرده بودیم و چیز دیگری برای تنبیه متجاوز و ضمانتی برای تکرار عدم تجاوز در دست ما نبود. این ماجرا با گذشت زمان تمام می‌شد و دست ایران بعد از یک جنگ 18ماهه پرهزینه، نابودی زیرساخت‌ها، ریخته شدن خون بسیاری از شهدا، پیشروی نیروهای متجاوز تا عمق 100کیلومتری خاک ایران و گرفتن دومین شهر کشور (اهواز) تا حد محاصره و کشتار مردم اهالی آن شهر خالی بود. از طرف دیگر نیز اگر بنا بود ایران پای میز مذاکره بیاید (که صدام و  متحدان او نیز از این موضوع رضایت داشتند) باز هم این صدام بود که دستش پُر بود؛ چراکه 2500کیلومتر خاک ایران دستش بود و ما چیزی نداشتیم که برای احقاق حق‌مان فشار بیاوریم. درنهایت گزینه‌ای جز از طرف صدام و متحدانش متصور نبود که اگر قرار است جنگ تمام شود، ایرانی‌ها باید پایان جنگ را اعلام کنند و باید از دولت بعث عراق بخواهند اراضی‌ای را که در دست دارد تحویل دهد. ایران هم اهرم فشاری نداشت و هیچ‌کدام از کشورهای ابرقدرت دنیا حامی ایران نبودند؛ لذا به نظر من در 3خرداد 1361 هنوز برگ برنده جنگ در دست صدام بود و ما فقط دور و تک افتاده بودیم و هرچند که بخش زیادی از مناطق اشغالی را آزاد کرده بودیم، صدام برتری‌های تعیین‌کننده‌ای داشت که البته خیلی‌ها این نظر را نمی‌پذیرند.

 

ارسال نظر