|
شناسه خبر: 5193

اصلاح‌طلبان برای اعتباریابی مجدد در ساخت قدرت، به‌دنبال کشاندن علی لاریجانی به اتاق فکر اصلاحات هستند

نقشه اصلاح‌طلبان برای لاریجانی

قرائن و شواهد نشان می‌دهند که اصلاح‌طلبان برای شکل‌یابی و گذر به‌سلامت از وضعیت فعلی که آمیخته به ناامیدی و گسیختگی و بلاتکلیفی است دست به دامان پروژه همیشگی خود یعنی اپوزیسیون‌سازی از چهره‌های معقول و مقبول برای حاکمیت شده‌اند. در این پروژه، تمرکز اصلی روی علی لاریجانی است؛ چهره‌ای که این روزها کمتر در آسمان سیاست ایران آفتابی می‌شود و اوج ظهور و بروز سیاسی‌اش به انتشار چند پیغام جسته‌وگریخته به مناسبت تسلیت یا تبریک در فضای مجازی محدود شده است. بازی اصلاح‌طلبان با لاریجانی یا بهتر بگویم با برادران لاریجانی چیست و چه ابعادی دارد؟

وقتی صلاحیت علی لاریجانی برای شرکت در رقابت انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 ازسوی نهاد شورای نگهبان به تایید نرسید و بابت همین امر صادق آملی‌لاریجانی دست به اعتراض بی‌سابقه‌ای زد و درنهایت از شورای نگهبان کنار کشید، می‌شد حدس زد که زاویه سیاسی اصلاح‌طلبان با اخوان لاریجانی از حالت تند و گوشه‌دار قبلی تا حد بسیار زیادی، نرم و قابل‌تحمل شود. با توجه به روند کنشگری بیست‌وچندساله اصلاح‌طلبان، کاملا قابل پیش‌بینی بود که جبهه اصلاحات با چشم بستن روی تبار سیاسی این خاندان(به‌ویژه علی) بخواهد هم‌نشینی و همراهی با لاریجانی‌ها در عرصه سیاسی ایران را تحقق بخشد.وضعیت به‌گونه‌ای شد که حتی مصطفی تاجزاده که در معرفت و ایده و تاکتیک و راهبرد سیاسی، کمترین نزدیکی و همذاتی را با علی لاریجانی دارد، از لاریجانی خواست تا با همراهی دیگر ردصلاحیت‌شدگان به نام انتخابات یعنی جهانگیری، پزشکیان و هاشمی جبهه فراگیر برای مقابله با نظارت استصوابی شکل بدهند. بااین‌حال، لاریجانی‌ها سوژه اصلا ساده‌ای برای مصادره تام و تمام نیستند و نمی‌شد با برخی لفاظی‌ها، ایشان را از گردونه مستقیم به ورطه اپوزیسیونی سوق داد. همین امر باعث شد تا اصلاح‌طلبان به مدد کلیدواژه «اتاق فکر»، اندیشه مصادره مطلق لاریجانی‌ها را بپرورند.
 
همدستی رادیکال‌ها و عملگرایان؟ 
 وقتی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری متحمل شکست مطلق شدند؛ به‌طوری‌که نامزد موردحمایت آن‌ها یعنی عبدالناصر همتی با اختلاف فاحش نسبت‌به نفر اول، رده سوم را مال خود کرد، این ترجیع‌بند فراگیر در میان ایشان به وجود آمد که باید نسبت امر اصلاحات با قدرت و حاکمیت و جامعه بازتعریف شود؛ بر همین اساس، لزوم ایجاد یک اتاق فکر مرکزی میان اصلاح‌طلبان برای رهنمون این بازتعریف و بازیابی بر سر زبان‌ها افتاد. اولین‌بار در نیمه مردادماه بود که حسن رسولی، عضو حقیقی نهاد «جبهه اصلاحات ایران» در گفت‌وگو با خبرآنلاین از تشکیل این اتاق فکر سخن گفت. رسولی با بیان اینکه جبهه اصلاحات در حکم اتاق فکر اصلاحات است، با اشاره به ماموریت این اتاق فکر گفت: در اتاق فکر اصلاح‌طلبان در قالب اینکه «چه باید کرد»، مناسبات مختلف از ارتباط با مردم، ارتباط با قدرت و حاکمیت، ارتباط با جریانات رقیب و ارتباط درون‌جریانی هم در سطح نظری و رفتاری، موردبررسی و اصلاح قرار می‌گیرد.بااین‌حال و در ادامه کار، موضوعات دیگری بر ایده اتاق فکر اصلاحات ضمیمه و بار شد که هدف آن موضوعات، با ایده اولیه یعنی لزوم بازتعریف امر اصلاحات همخوان و همبسته با واقعیت روزآمد جامعه و قدرت، اصلا نسبت و تناسبی نداشت. این مباحث و موضوعات هم چیزی نبود جز پروژه مصادره چهره‌های اصلا اصولگرا و کشاندن پای آن‌ها به اتاق فکر مزبور. از اصلاح‌طلبان رادیکال گرفته تا اصلاح‌طلبان عملگرا، همگی بر نوعی بسط‌ید برای گردآوری چهره‌های ناهمسو ذیل ایده اتاق فکر تاکید و تصریح داشتند؛ برای نمونه، جهانبخش خانجانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در گفت‌وگو با ایلنا، تصریح کرد: ضرورت دارد اتاق فکری با حضور آقایان ناطق‌نوری، خاتمی، روحانی و لاریجانی برای برون‌رفت از مشکلات موجود تشکیل شود. من معتقدم صرفا جریان اصلاح‌طلبی راهگشا نیست و اگر بخواهیم یک نوع اصلاح‌گرایی را پیش بگیریم باید یک اتفاق سیاسی، فرهنگی در جریان اصلاح‌طلبی و اصولگرایان معقول منطبق بر توسعه‌گرایی شکل بگیرد. بعدتر احمد شیرزاد، دیگر فعال اصلاح‌طلب و نماینده مجلس ششم در گفت‌وگوی دیگری با ایلنا، با استقبال از ایده همنشینی چهره‌های نام برده، تحقق آن را در عمل نشدنی دانست. شیرزاد در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا امکان دارد اتاق فکری با حضور آقایان ناطق نوری، خاتمی، برادران لاریجانی، روحانی و عبدالله نوری برای برون‌رفت از مشکلات موجود تشکیل شود، اظهار داشت: این گفته خیلی ایده‌آل است اما اولا هرگز چنین تیمی تشکیل نمی‌شود، ثانیا اگر تشکیل شود خوب بازی نمی‌کنند.
در سمت اصلاح‌طلبان رادیکال‌ نیز زمینه‌چینی برای تشکیل اتاق فکر مشترک میان چهره‌های شاخص اصلا اصلاح‌طلب و اصولگرا، ایجاد شده است؛ برای نمونه، روز گذشته، سعید حجاریان در مقاله‌ای با انتقاد از انحصارطلبی نخبگان اصلاح‌طلب و تبدیل اصلاح‌طلبی به ایدئولوژی، دو شاخص «از کجا آورده‌ای» و «خیر همگانی» را به‌عنوان معیارهای اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلب بودن برشمرد و نوشت: «ما نیازمند آن هستیم که مردم را به سمت اصلاح‌طلبی فارغ از ایدئولوژی سوق دهیم تا بتوانیم خیل بیشتری از مردم را جذب پروژه خیر همگانی کنیم. یعنی دایره اصلاح‌طلبی را به‌قدری تنگ نکنیم که اصلاح‌طلبان محدود و محصور در چند حزب شناخته شده باشند؛ مثلا یک فعال اقتصادی بخش‌ خصوصی که سابقه شفافی دارد و احیانا خیریه‌ای در جهت سرپرستی ایتام دارد، مطابق دو شاخص از کجا آورده‌ای؟ و خدمت در جهت خیر همگانی اصلاح‌طلب است، ولو آنکه در طول عمرش یک سخن سیاسی هم به زبان نیاورده باشد.»
 دست رد لاریجانی‌ها به ائتلاف با اصلاح‌طلبان؟

 با وجود همت اصلاح‌طلبان برای مصادره رقیب، چهره‌های منتسب به رقیب این مصادره را برنتابیدند و تصریح داشتند که نسبتی با اصلاحات ندارند. برای نمونه، عزت‌الله یوسفیان ملأ چهره نزدیک به لاریجانی در گفت‌وگو با شرق و در واکنش به اظهارات خانجانی که خواستار حضور لاریجانی در اتاق فکر اصلاح‌طلبان شده بود، گفت: من به شما واضح می‌گویم که آقای لاریجانی حزبی تشکیل نمی‌دهد. طرفداران او می‌خواهند همیشه وجهه‌ای فراجناحی از او ببینند و خود آقای لاریجانی هم تمایل دارد چنین چهره‌ای داشته باشد. طرفداران آقایان ناطق و روحانی بخشی از طرفداران لاریجانی هستند و اگر قرار باشد چنین ائتلافی به وجود آید، حتما حامیان آقای لاریجانی محدود می‌شوند. او در لایه‌های مختلف اجتماعی طرفدار دارد و چون فراجناحی است، حتما در هیچ ائتلاف یا حزبی تعریف نمی‌شود.
 
نقشه اصلاح‌طلبان
 آنچه اصلاح‌طلبان را به‌سمت چهره‌هایی نظیر علی لاریجانی و اخوان او به‌ویژه شیخ صادق آملی کشانده، بازیابی اعتبار خود به‌ویژه در ساخت قدرت است. اصلاح‌طلبان درطول دوران کنشگری بیش از دو دهه‌ای خود به‌کرات نشان داده‌اند که برای باقی ماندن صرف در قدرت، به چهره‌های معتبر چنگ انداخته‌ و از اعتبار آن‌ها برای اهداف سیاسی خود برداشت کرده‌اند. هر چهره‌ای که اندک ظنی درباره حتی گلایه‌مندی آن‌ها از برخی موضوعات سیاسی می‌رود، برای اصلاح‌طلبان بهترین فرصت جهت مصادره خواهد بود و در شرایط حاضر، علی لاریجانی در تیررس تمایلات جناحی اصلاحات قرار دارد. در همین باره، محمدصادق جوادی‌حصار، فعال اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با «مدارا»، در پاسخ به این سوال که آیا باید منتظر بود تا چهره‌هایی چون لاریجانی یا روحانی به منتقدان جدی نظام تبدیل شوند، گفت: «بعید نیست که این ظرفیت وجود داشته باشد و هیچ بعید نیست که آن‌ها به منتقدان جدی نظام تبدیل شوند، مگر آقای احمدی‌نژاد وقتی سر کار آمد کسی پیش‌بینی می‌کرد که این شخصیت ذوب در ولایت به منتقد جدی نظام تبدیل شود».تجربه نشان داده که اصلاح‌طلبان هر مرتبه دچار وضعیت بی‌نمایندگی در ساحت بالا شده‌اند، برای باقی بودن حیات در قدرت، به چهره‌های مختلف از مرحوم هاشمی‌رفسنجانی گرفته تا ناطق‌نوری گرایش یافته‌اند؛ چهره‌هایی که ذکر سابقه خصم‌آلود اصلاحات با آن‌ها در فرصت اندکی فعلی نمی‌گنجد. در شرایط فعلی نیز به نظر می‌رسد علی لاریجانی با وجود همه زاویه‌های اندیشه‌ای و سیاسی با اهداف سران اصلی اصلاحات، بهترین گزینه برای اصلاح‌طلبان جهت ایفای نقش نمایندگی در ساختار قدرت باشد که البته بسیار بعید می‌نماید که لاریجانی لااقل بدون طی برخی مقدمات، خواسته اصلاح‌طلبان برای حضور در اتاق فکر را اجابت کند.

با این حال و در ادامه کار، موضوعات دیگری بر ایده اتاق فکر اصلاحات ضمیمه و بار شد... این مباحث و موضوعات هم چیزی نبود جز پروژه مصادره چهره های اصلا اصولگرا و کشاندن پای آنها به اتاق فکر مزبور. از اصلاح طلبان رادیکال گرفته تا اصلاح طلبان عملگرا، همگی بر نوعی بسط ید برای گردآوری چهره های ناهمسو ذیل ایده اتاق فکر تاکید و تصریح داشتند.

ارسال نظر