|
شناسه خبر: 5783

تیم سیاست خارجی دولت بایدن در مذاکرات هسته‏ای به دنبال چیست؟

چالش‏های واشنگتن در وین

سکوت خاص کاخ‌سفید، وزارت خارجه آمریکا و حتی بسیاری از رسانه‌های غربی در قبال آنچه دقیقا در مذاکرات وین می‌گذرد، بسیار معنادار است.

نباید فراموش کرد که در جریان برگزاری سلسله مذاکرات منتهی به انعقاد برجام در بین سال‌های 2013 تا 2015میلادی، مقامات آمریکایی در دو مجرای «دیپلماسی رسمی» و «دیپلماسی عمومی»، روایتگری مفصل و منحصربه‌فردی را در قبال آنچه پشت میز مذاکرات می‌گذشت صورت می‌دادند اما اکنون به صورتی آشکار، بازی همیشگی آن‌ها با چاشنی «احتیاط» و «بازدارندگی رسانه‌ای» مواجه شده است. به‌راستی چه اتفاقی در کاخ سفید و متعلقات آن رخ داده است؟ بهتر است در پاسخدهی به این سوال روی سه شخصیت تاثیرگذار بر مذاکرات وین یاد کنیم: آنتونی بلینکن، رابرت مالی و جیک سالیوان.

بلینکن و معنای تل‌آویو
 آنتونی بلینکن، وزیر امورخارجه آمریکا از اصلی‌ترین طرفداران تبدیل «استراتژی فشار حداکثری ترامپ» به «استراتژی فشار هوشمندانه بایدن» علیه کشورمان است. بلینکن از زمانی که بر سرکار آمد، معتقد بود که توافق موسوم به «احیای برجام» باید چهار مولفه داشته باشد: نخست اینکه جمهوری اسلامی ایران به تمامی تعهدات خود در برجام بازگردد.دوم اینکه تعلیق (و نه رفع) تحریم‌های ضدایرانی در عمل به‌صورت قطره‌چکانی صورت گیرد و هندسه و ساختار تحریم‌ها علیه تهران حفظ شود.سوم اینکه آمریکا با بازگشت ظاهری به برجام، امکان استفاده از مکانیسم ماشه را علیه کشورمان به‌مثابه یک اهرم فشار پیدا کند.چهارم اینکه برجام به یک «متغیر وابسته» به «توافق جامع با ایران» تبدیل شود و توافقات بازدارنده غیرهسته‌ای (موشکی و منطقه‌ای) را بتوان به «برجام دفرمه‌شده» اضافه کرد.فراتر از آن، بلینکن، حمایت از رژیم‌صهیونیستی و افزایش قدرت مانور تل‌آویو در منطقه غرب آسیا را یکی از اصلی‌ترین اهداف خود در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی آمریکا می‌داند؛ ازاین‌رو بلینکن هم‌افزایی با تل‌آویو (در حد امکان) را پیش‌شرط ورود موثر واشنگتن به صحنه مذاکرات می‌داند؛ موضوعی که طی هفته‌های اخیر نمادی از آن در حوزه سیاست خارجی آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به چشم نمی‌خورد!
 
رابرت مالی  در مقابل معمای برجام
 بدون شک مهم‌ترین بازیگر میدانی آمریکا در مذاکرات وین کسی جز رابرت مالی نیست. رابرت مالی نیز مانند بلینکن، معتقد به استراتژی «مهار حداکثری ایران» از طریق «بازگشت پوچ به برجام» بوده است. طی هشت دور مذاکره‌ای که ایران و اعضای 1+4 در وین صورت داده‌اند، رابرت مالی نیز در حاشیه مذاکرات حضور داشته و رهنمودهای لازم را به تروییکای اروپایی درخصوص نحوه طرح مطالبات خود پشت میز مذاکره ارائه کرده است. رابرت مالی پس از پایان یافتن دولت اوباما به‌عنوان رییس «گروه بین‌المللی بحران» منصوب شد. گرچه برخی رسانه‌ها انتصاب رابرت مالی به‌عنوان نماینده ویژه دولت بایدن در امور ایران را نشانه‌ای از پایبندی بایدن به دیپلماسی در برابر ایران تلقی می‌کنند اما سوابق رفتاری و کاری رابرت مالی موید چنین مساله‌ای نیست! رابرت مالی قرار بود در سلسله مذاکرات جدید وین، ایران را در دوراهی «شکست مذاکرات» یا «احیای حداقلی برجام» قرار دهد  اما اکنون خود و همراهانش در وزارت خارجه آمریکا در دوراهی «شکست مذاکرات» و «احیای واقعی برجام» قرار گرفته‌اند. رابرت مالی دیگر اذعان دارد که نمی‌توان روی گزاره‌ای به نام «احیای ظاهری توافق هسته‌ای» بدون رفع واقعی تحریم‌های ضدایرانی تکیه کرد. گارد بسته تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان، شرایط را به ضرر مالی و هیات همراه او در وین سخت‌تر کرده است. ضمن آنکه تروییکای اروپایی نیز دیگر قدرت بازی مستقیم و پرهزینه خود در زمین ایالات‌متحده را از دست داده‌اند.
 
سالیوان و رویاهای بربادرفته
 جیک سالیوان یکی دیگر از دیپلمات‌های آمریکایی و مشاور امنیت ملی دولت بایدن است: فردی که امضای وی در سال ‌2015 پای توافق برجام وجود دارد. سالیوان با وجود اینکه توافق برجام را تایید کرده است، از مخالفان وجود بند غروب آفتاب در برجام محسوب می‌شود. او تصور می‌کرد که با خروج دولت ترامپ از برجام و عدم بازگشت بایدن به توافق هسته‌ای، فضای مناسبی جهت حذف این بند در قالب یک اصلاحیه یا الحاقیه وجود خواهد داشت. در بند غروب آفتاب آمده است که برخی محدودیت‌های گنجانده‌شده در برجام تا سال۲۰۲۵ برداشته خواهد شد. سالیوان قویا اجزا و اضلاع فشار حداکثری ترامپ علیه ایران را یک دستاورد بزرگ می‌دانست. براساس آنچه سالیوان می‌پنداشت، دولت جدید آمریکا باید با اعمال فشار، ایران را وادار کند تا ضمن موافقت با حذف بند غروب آفتاب، دائمی شدن محدودیت‌های هسته‌ای خود را بپذیرد و به دنبال آن، واشنگتن به‌صورت ظاهری به توافق هسته‌ای بازگردد.اکنون سالیوان نیز رویای خود را در وین بربادرفته می‌بیند. مرور واژگان «راستی‌آزمایی»، «تضمین» و «رفع تحریم‌های ضدایرانی» ذهن او را نیز به‌مانند آنتونی بلینکن و رابرت مالی آزار می‌دهد. اکنون سه دیپلمات آمریکایی دخیل در پروسه مذاکرات وین سعی دارند به هر نحو ممکن و حتی از طریق رایزنی با شرکای منطقه‌ای واشنگتن، «متن مذاکرات» را فدای «بستر و فرامتن» آن کنند، هرچند برای پیشبرد این بازی نخ‌نما بسیار دیر شده است. حرکت در ذیل «استراتژی مقاومت فعال» که یکی از مصادیق و اجزای آن، «مطالبه‌گری حقوقی و صریح از ناقضین غربی برجام» است، جایی برای قدرت مانور کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا در مذاکرات وین باقی نگذاشته است. در این معادله، مسلما «تاکتیک خرید زمان» نیز به سود واشنگتن و شرکای اروپایی آن نخواهد بود.

ارسال نظر