|
شناسه خبر: 6341

حسین مرعشی ،دبیرکل کارگزاران از اشتباهات تاریخی اصلاح طلبان می گوید؛

اشتباه کردیم از رهبری فاصله گرفتیم

چگونگی نسبت جریان اصلاحات با حاکمیت، همواره یکی از دغدغه‌های نیروهای اصلاح‌طلب به‌خصوص پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم بوده است؛ این دغدغه‌مندی به‌خصوص پس از انتخابات1400، سویه تازه‌ای به خود گرفت. تقاضای اخیر دبیرکل حزب کارگزاران برای جبران فاصله تاریخی اصلاح‌طلبان با حاکمیت، موجب شد تا چرایی شکست چپ‌ها برای بهسازی روابط‌شان با ساخت قدرت را مورد واکاوی قرار بدهیم.

حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی چندی پیش در گفت‌وگو با روزنامه «ستاره‌صبح»، از اشتباه تاریخی اصلاح‌طلبان در دورشدن از مقام معظم رهبری سخن گفت و دراین‌باره با بیان اینکه «ما یک اشتباه تاریخی داشتیم که از رهبری فاصله گرفتیم یا عده‌ای کوشیدند این فاصله را ایجاد کنند» تصریح کرد: «من عقیده دارم عقلای قوم از هر دو جناح باید دور رهبری حلقه بزنند و راه‌حل‌های کارشناسی برای برون‌رفت کشور از بحران‌ها را به ایشان ارائه دهند». مرعشی اضافه کرد: «من کار می‌کنم و حزب را به این سمت می‌بریم که به دولت و رهبری و تمامی نهادها راهکار بدهیم تا با اجرایی شدن راهکارها از بار مشکلات مردم کاسته شود. در قالب این ایده، هر کاری که از دست‌مان برآید برای رهبری و دولت انجام خواهیم داد.» 

موانع گره‌گشایی کار اصلاح‌طلبان در نسبت‌به حاکمیت؛ نقش تخریبی رادیکال‌ها 
در تمام طول سال‌های پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری، اصلاح‌طلبان بابت بسته بودن کانال‌های ارتباط با نهادهای حاکمیتی ازجمله نهاد ولی‌فقیه، گلایه‌هایی را مطرح کرده و عقلای اصلاح‌طلب از لزوم بازسازی ارتباط‌شان با رهبر انقلاب سخن گفته‌اند. بااین‌حال، اصلاح‌طلبان کمتر به این موضوع پرداخته‌اند که عامل اصلی مهجوریت سیاسی اصلاحات (به‌خصوص در سطح ساخت قدرت) و نبود بستر و زمینه لازم جهت تعامل موثر با حاکمیت، چه کسی یا چه کسانی بوده‌اند و آیا حاکمیت تقصیرکار بوده یا نحوه مواجهه معیوب و ساختارشکنانه آن‌ها با روندهای سیاسی و اجتماعی؟ 
در تمام سال‌های پس از 88 البته نیروهایی از دل جریان اصلاحات برای کانال‌زنی با حاکمیت، همت گماشتند اما این تلاش‌ها به‌دلیل مانع‌تراشی نیروهای رادیکال، هیچ‌گاه به سرانجام نرسیدند؛ برای نمونه، یکی از چهره‌های رادیکالی که همواره سازگاری اصلاح‌طلبان با نظام را با چالش و اماواگر مواجه کرده، محمد موسوی‌خوئینی‌ها از مقامات ارشد مجمع روحانیون مبارز است. در خردادماه سال گذشته که خوئینی‌ها در نامه‌ای به رهبر انقلاب تلاش کرد مسوولیت دولت حسن روحانی در ایجاد وضعیت موجود را کاهش دهد و رأس حاکمیت را متهم به بی‌کفایتی کند، زمینه‌ای برای روشن شدن نقش تخریبی او در روابط حسنه حاکمیت با همه جریان‌های سیاسی داخلی، برملا شد.در همین باره، محمد قوچانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و سردبیر وقت ارگان مطبوعاتی این حزب تیرماه1399 و پس از نامه موسوی‌خوئینی‌ها به رهبر انقلاب، در بخشی از یادداشت خود تحت‌عنوان «صدای پای رادیکالیسم» با انتقاد از فرصت‌سوزی خوئینی‌ها در گشودن باب گفت‌وگو با حاکمیت نوشت: «در نیمه‌ اول عصر اعتدال درحالی‌که راه گفت‌وگو برای سران اصلاحات مانند سیدمحمد خاتمی و عبدالله نوری به هر علت گشوده نبود ،چراغ سبزی به سیدمحمد موسوی‌خوئینی‌ها داده شد که اسحاق جهانگیری آن را گشوده بود. متاسفانه موسوی‌خوئینی‌ها به نمایندگی از جبهه اصلاحات حاضر به انجام این ماموریت تاریخی در گفت‌وگو با حاکمیت نشد.»

عدم مرزبندی با گروه‌های ضدانقلاب 
یکی از مهم‌ترین موانع بر سر راه روان‌گشتن رابطه اصلاح‌طلبان با حاکمیت، مرزبندی نکردن ایشان با گروه‌های اپوزیسیون است. با اینکه در طول این سال‌ها به‌خصوص یک دهه گذشته، چهره‌های نام‌آشنایی از اردوگاه اصلاحات به دیدار رهبر انقلاب شتافتند و سعی در بازسازی تصویر مخدوش اصلاحات نزد نخبگان سیاسی داشتند، لیکن مرتفع نساختن حساسیت‌ها درباره نسبت اصلاحات با جریان مغرض خارجی باعث شده تا تمام آن دیدارها به محاق بی‌حاصلی بروند. یکی از چهره‌های مهم و محوری اصلاحات که همواره از لزوم ارتباط مستقیم اصلاح‌طلبان با رهبر انقلاب سخن گفته اسحاق جهانگیری (معاون اول رییس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم) بوده است. جهانگیری در طول این سال‌ها به‌طور مستقل یا با همراهی چهره‌های سرشناس اصلاحات دیدارهایی را با رهبر انقلاب داشته است. یکی از این دیدارها، در اواخر بهمن‌ماه سال1391 و در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم صورت گرفت. در آن برهه جهانگیری به همراه مجید انصاری و عبدالواحد موسوی‌لاری، به‌منظور آشتی دادن اصلاح‌طلبان با حاکمیت، با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ملاقات کردند. جهانگیری در اواخر همان سال با تایید این دیدار تاکید کرد که رهبر انقلاب در این ملاقات، خواستار مرزبندی اصلاح‌طلبان با نیروهایی شده که نظام و انقلاب را قبول ندارند، شده‌اند.

تحلیل تقلیل‌طلبانه از نقش تخریبی اصلاحات 
عامل مهم دیگری که موجب شده تا اصلاح‌طلبان در روانسازی نسبت‌شان با حاکمیت با مشکل مواجه شوند، تحلیل یکسویه و دور از واقعیت آن‌ها از شرایط سیاسی و نقش آن‌ها در بروز این شرایط است؛ کلیدواژه 
«آشتی ملی»، تجلی عینی بیراهه رفتن اصلاح‌طلبان در زمین سیاست‌ورزی بود. پس از فوت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در دی‌ماه 1395، اصلاح‌طلبان با هدف پرکردن جای خالی آیت‌الله و همچنین گرفتن تضمین از حاکمیت جهت حضور مثمرثمر در انتخابات دوازدهم ریاست‌جمهوری، گزاره «آشتی ملی» را مطرح کردند. این گزاره مشخصا در اظهارات محمد خاتمی نمود بیشتری یافت؛ آنجا که مدعی شد: «الان بهترین موقعیت برای ایجاد فضای آشتی ملی در ایران است.»
خاتمی در پیام خود بدون اشاره به نقش مخرب اردوگاه چپ در ماه‌های پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری، نابخردی و حرکت بر مبنای موازین ضدعقلانی را تماما به گرده حاکمیت انداخت و از موضع حق‌به‌جانب، به‌اصطلاح مدعی «آشتی ملی» شد. گزاره معیوب خاتمی مدتی بعد، ازسوی رهبر انقلاب تبیین و به‌نوعی پاسخ داده شد. ایشان طی یک سخنرانی به تاریخ 27بهمن95 در دیدار مردمی تاکید کردند: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد، البته مردم ما با کسانی که در سال88 به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت، لودگی و بی‌حیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آن‌ها آشتی هم نمی‌کنند».
تحلیل تقلیل‌طلبانه و دور از واقعیت اصلاح‌طلبان از نقش تخریبی خود در مناسبات داخلی طی بیش از دو دهه گذشته، موجب می‌شود که رهبران اصلاحات به‌جای پرداخت عمقی و رادیکال به مسائل، مشکلات به‌وجودآمده را برآمده از صرفا «سوءتفاهم مقطعی» که با دیده‌بوسی حل‌وفصل می‌شود، فرض بدارند. در همین باره، اسحاق جهانگیری دی‌ماه سال1399 در اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی، طی گفت‌وگویی مدعی شد: «این اواخر یک‌وقت با سردار قاسم سلیمانی خیلی مفصل راجع‌به اختلافات برخی شخصیت‌ها، به‌طور خاص درمورد آقای خاتمی صحبت کردم که تا چه زمانی می‌توانیم این وضعیت را ادامه بدهیم و چقدر به مصلحت کشور است؟ آیا واقعا از ظرفیت بزرگی مثل آقای خاتمی نمی‌توان امروز در راستای انقلاب، کشور و پیشرفت امور، آن هم در شرایطی که ما با فشارهای متعددی روبه‌رو هستیم، استفاده کرد».

تفوق رادیکالیسم بر جبهه اصلاحات، مهم‌ترین مانع اصلاح‌طلبان 
فارغ از نقش تخریبی رادیکال‌ها، عدم مرزبندی با گروه‌های ضدانقلاب و تحلیل تقلیل‌طلبانه از نقش تخریبی اصلاحات، مهم‌ترین عاملی که این روزها موجب می‌شود تا خواسته حسین مرعشی مبنی بر جبران فاصله تاریخی اصلاح‌طلبان با رهبر انقلاب بلاموضوع باقی بماند، تفوق نیروهای تندرو بر جبهه اصلاحات است. این تفوق به‌خصوص پس از شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 قدرت تازه‌ای به خود گرفته و موجب شده تا ایده «اصلاحات جامعه‌محور» بر «اصلاحات حاکمیتی» فائق آید. به نظر می‌رسد با قوت‌یافتن رادیکال‌ها و مهجور شدن نیروهای عملگرا در جبهه اصلاحات، حل‌وفصل مشکل اصلاح‌طلبان با حاکمیت کماکان باقی بماند و حتی شدت بیشتری به خود بگیرد.

 

ارسال نظر