|
شناسه خبر: 6575

عبدالناصر همتی به دنبال کسب موقعیت ویژه در میان اصلاح طلبان است

اقتصاد دانی با آرزوهای سیاسی

عبدالناصر همتی را باید بداقبال‌ترین چهره انتخابات ریاست‌جمهوری1400 به حساب آورد؛ چهره‌ای که با وجود باقی ماندن در صحنه رقابت تا آخرین لحظه، نتوانست بر دوگانه تحریم-مشارکت در جبهه اصلاحات فائق آید و حمایت همه طیف‌های اصلاح‌طلبی را جلب کند. با وجود شکست در انتخابات، به نظر می‌رسد همتی سودای بالاتری برای آینده سیاسی خود در سر دارد.

عبدالناصر همتی را معمولا به اظهار توییت‌ها و مطالب اقتصادی می‌شناسیم. رییس‌کل پیشین بانک مرکزی معمولا سعی می‌کند با ارائه اعداد و ارقام، شاخص‌ها را موشکافی کند و دورنمای اقتصادی کشور را پیش‌بینی و تبیین کرده. همتی طی هفته‌های اخیر مطالبی درباره ارز ترجیحی و چالش حذف یا باقی ماندن آن و اظهارات رییس‌جمهوری درباره لزوم اصلاح ساختار نظام بانکی کشور، منتشر کرده است. اما یکی از نوشته‌های رییس‌کل پیشین بانک مرکزی که واکنش مقامات دولتی را نیز برانگیخت، اعتبارسنجی گفته‌های سیدابراهیم رئیسی درباره افزایش درآمدهای نفتی بود.
 
ارقامی که سیاسی جلوه می‌کنند
 سید ابراهیم رئیسی، رییس‌جمهوری، چند روز پیش اعلام کرد که در دولت سیزدهم صادرات نفت ایران 40درصد افزایش داشته است. پس از این اظهارنظر، عبدالناصر همتی در واکنش به این خبر در صفحه شخصی خود در توییتر نوشت: «خبر افزایش 40درصدی ارزش صادرات نفتی ایران خبری امیدبخش و در جهت کاهش تاثیر تحریم‌های ظالمانه بر بودجه و اقتصاد کشور است». همتی در ادامه یک نکته و یک سوال طرح کرد: «قیمت جهانی نفت و فرآورده‌های نفتی در سال2021 نسبت‌به سال2020 بیش از 60درصد افزایش داشته است. سهم دولت سیزدهم در خنثی‌سازی تحریم چقدر بوده است؟» در پاسخ به توییت عبدالناصر همتی، جواد اوجی، وزیر نفت نیز در مطلبی تصریح کرد که ریاست محترم جمهور به‌درستی از افزایش 40درصدی «میزان» صادرات نفت در دولت سیزدهم خبر داده است. اوجی تصریح کرد: «درمجموع وصول درآمدهای نفتی کشور بیش از چند برابر شده که حاصل افزایش میزان فروش و افزایش قیمت است. اما از آن مهم‌تر، وصول درآمدهای نفتی در دولت سیزدهم است که جهش چشمگیری نسبت‌به قبل داشته و پول آن به‌صورت منظم در حال وصول است».
 
همتی با  تم سیاسی
 از دیده پنهان نیست که همتی در لابه‌لای اعداد و ارقامی که برای نقد سیاست‌های اقتصادی دولت سیزدهم ردیف می‌کند، اهداف سیاسی در سر دارد تا بتواند در میان عموم جامعه به‌عنوان منتقد مصلح جلوه کند. مضاف بر این، همتی 
گوشه چشمی نیز به فضای دانشگاه داشته تا از این طریق، نیروی قشر مهم طبقه متوسط یعنی دانشگاهیان و دانشجویان را با خود همراه کند؛ برای نمونه، همتی آذرماه امسال، در جمع دانشجویان دانشگاه باهنر کرمان حضور یافت و به سخنرانی درباره شرایط فعلی کشور پرداخت.
رییس‌کل پیشین بانک مرکزی در امتداد واکنش به اتفاقات جاری، چندی پیش توییتی منتشر کرد که زمینه و فضای سیاسی آن بسیار پررنگ‌تر از تمامی مطالبش در طول هفت‌ماه پس از انتخابات بود. در همین باره، همتی ادعای اخراج یکی از اساتید دانشگاه شهیدبهشتی را «تسویه به دلایل سیاسی» دانست و نوشت: «تسویه استادان از دانشگاه‌ها به‌ دلایل سیاسی می‌تواند نشانه تصمیم برای درهم‌ریختن ساختار نیروی انسانی کشور باشد. اخراج دکتر محمد فاضلی از دانشگاه بهشتی تاسفبار است. امیدوارم آقای رئیسی و همسرشان به‌عنوان عضو کمیته جذب این دانشگاه جلوی این‌گونه اقدامات بایستند».
 
همتی در چه شرایطی کاندیدا شد؟
 همتی در انتخابات امسال در شرایطی کاندیدای ریاست‌جمهوری شد که سابقه ریاستش بر
 بانک مرکزی، او را در چشم نخبگان و مردم به‌عنوان عامل و آمر وضع موجود جا انداخته بود. همین ذهنیت منفی نسبت‌به کارنامه همتی کافی بود تا او با چالش «رای منفی» رو‌به‌رو شود. بااین‌حال، سختی کار همتی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری فقط معطوف به سابقه کاری و حرفه‌ای او نبود. چالش دیگر همتی، مربوط به رویکرد اصلاح‌طلبان به انتخابات بود که در میانه تحریم یا مشارکت گیر افتاده بودند. وضعیت در نهایت به گونه‌ای تمام شد که جبهه اصلاحات بر سر حمایت یا عدم حمایت از همتی، دو پاره گشت و آن‌هایی که قائل به مشارکت بودند، در قالب «ائتلاف جمهور» همتی را به‌عنوان گزینه اجماعی خود برگزیدند. همتی اما بنابر آنچه خود نیز به آن اذعان کرده بود، نتوانست بر نیروی تحریم انتخابات ازسوی بدنه رأی اصلاحات فائق آید و آن‌ها را به پای صندوق بکشاند. نتیجه آن شد که همتی در جدول نهایی رقابت 1400، از چهار نفر به جایگاه سومی بسنده کرد.
 
همتی چه می‌خواهد؟
 طبیعی است که همتی نیز مانند همه چهره‌های شکست‌خورده در انتخابات‌های ریاست‌جمهوری، امروز برای خود شأن و جایگاهی ویژه قائل است و اصلا بدش نمی‌آید از سرمایه اجتماعی به‌دست‌آمده، در آینده حداکثر بهره‌برداری سیاسی را ببرد. همتی در انتخابات ریاست‌جمهوری 2.5میلیون رأی کسب کرد که چنانچه بدنه رأی اصلاحات و تمام نخبگان اصلاح‌طلب، بالاتفاق پشت همتی بسیج می‌شدند، این عدد می‌توانست ارتقا یابد و  به اصلاح طلبان التیام بدهد. این چالش به‌دلیل دوپارگی نخبگان اصلاح‌طلب و ناامیدی بدنه رأی اصلاحات، در مقام عمل محقق نشد و شد آنچه شد. بااین‌حال، همتی هم‌اکنون روی 2.5میلیون رأی خود حساب ویژه‌ای باز کرده و تصور می‌کند می‌تواند با افزایش اکت سیاسی، مخاطبان بیشتری جذب کند و آن‌ها را برای انتخابات‌های بعدی، به نفع خود پای صندوق رأی بیاورد.
رییس‌کل پیشین بانک مرکزی، نقد سیاست‌های دولت (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...) را بهترین مفر برای دیده شدن و بالاآمدن می‌داند و این گمان را دارد که از پتانسیل خوبی برای تبدیل‌شدن به رییس دولت سایه برخوردار است. فارغ از اینکه گمان همتی برای تبدیل‌شدن به مهم‌ترین اپوزیسیون دولت، تا چه اندازه با توانایی و ظرفیت وجودی او همخوانی دارد، این نکته مهم‌تر
 به نظر می‌رسد که اساسا همتی در میان طیف‌های مختلف اصلاح‌طلبی و اعتدالی، محبوبیت و وجاهت سیاسی حداقلی دارد. بی‌شک طیف‌های گسترده‌ای از اصلاح‌طلبان(به‌ویژه رادیکال‌ها) همتی را برنمی‌تابند. در طرف اعتدالیون نیز همتی چندان محبوبیتی ندارد. سابقه سیاست‌های ناهمخوان پولی و مالی همتی و روحانی و نارضایتی قابل پیش‌بینی رییس‌جمهوری وقت از باقی ماندن همتی در صحنه رقابت انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر(با وجود ردصلاحیت چهره‌هایی نظیر علی لاریجانی) جملگی گویای این هستند که همتی در قطب اعتدالیون نیز واجد پایگاه چندان محکمی نیست. با این شرایط، همتی ماموریت بسیار سخت برای تبدیل‌شدن به چهره‌ای دارد که بتواند نقشی محوری و اجماعی در جبهه اصلاحات ایفا کند. به نظر می‌رسد، همتی خود را رییس دولت سایه‌ای می‌داند که جز خودش، چهره شاخص دیگری حول میز هیات دولت او حضور ندارد.

 

ارسال نظر