|
شناسه خبر: 6853

سلیمی نمین در گفت و گو با «صبح نو» از نسبت حکومت پهلوی با جامعه ایران گفت

حکومت کودتا

یکی از بارزترین صفات حاکمیت رژیم پهلوی، وابستگی تام به دولت‌های بیگانه خاصه دولت آمریکا بود. این درحالی ‌است که یکی از اصول مهم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان نظام برآمده از انقلاب اسلامی در بهمن‌ماه سال 1357، استقلال حاکمیت و تمامیت ارضی کشور است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اصل استقلال از چنان ارج و منزلتی برخوردار شد که همراه اصل آزادی و در کنار اسلام، به‌عنوان اصلی تفکیک‌ناپذیر به قانون اساسی جمهوری اسلامی وارد و حفظ استقلال، وظیفه آحاد ملت و دولت و کارویژه اصلی سیاست کشور تلقی شد.

رژیم پهلوی برخلاف آنچه در رسانه‌ها و ازسوی نیروهای اپوزیسیون به‌خصوص سلطنت‌طلبان تبلیغ و القا می‌شود، نظامی وابسته به بیگانگان بود؛ به‌گونه‌ای که در تمام شوون حاکمیتی دنباله‌رو اراده و خواست نیروهای خارجی خاصه آمریکا بود. یکی از تجلی‌های نبود استقلال در حاکمیت پهلوی، دست‌نشاندگی کارگزاران و مسوولان کشور بود که برای ماندگاری در قدرت، باید نظر همسو و حمایتی خارجی‌ها مشخصا بلوک غرب را تامین می‌کردند. انتخاب مسوولان ابتدایی‌‌ترین حق مردم یک کشور محسوب می‌‌شود. در دوره پهلوی، وضعیت طوری بود که حتی انتخاب نخست‌وزیر و سایر مسوولان، باید با نظر مستقیم غرب انجام می‌شد.از سوی دیگر، قوای نظامی هر کشور ستون اقتدار آن کشور تلقی می‌شود. پهلوی‌ها به ظاهر با خرید انواع تسلیحات و جنگ‌افزارهای غربی به‌‌ویژه از آمریکا، سعی در تقویت نیروی نظامی داشتند اما درواقع غربی‌ها با فروش انواع سلاح‌های خود، 
با چند برابر قیمت به ایران، قصد به‌ تاراج‌ بردن ذخایر مادی ایرانیان را داشتند. نبود استقلال مختص تعیین مسوولان و حوزه نظامی نبود و حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی نیز در تیررس اعمال نظر بیگانگان قرار داشت. نبود استقلال و سرسپردگی پهلوی به غرب و به آمریکا، موجب انباشت اعتراض و بیزاری لایه‌های مختلف اجتماعی اعم از مدرن و سنتی از حاکمیت شاه می‌شد. در گفت‌وگو با عباس سلیمی‌نمین، کارشناس و تحلیلگر مسائل تاریخی، به این سوال مهم پاسخ دادیم که تاثیر نبود استقلال در سیاست‌گذاری‌های دوره پهلوی، چه تاثیری روی بروز انقلاب اسلامی در بهمن‌ماه سال57 داشت.
 
سلطه آمریکا بر پهلوی، اعتراض همه طبقات جامعه را به دنبال داشت
عباس سلیمی‌نمین، کارشناس تاریخ در گفت‌وگو با خبرنگار «صبح‌نو»، با اشاره به دلیل اصلی و مرکزی انقلاب مردم ایران علیه رژیم پهلوی اظهار کرد: برای پاسخ به اینکه چرا انقلاب رخ داد، ابتدا باید به ماهیت حکومتی که مردم علیه آن قیام کردند، توجه شود. ماهیت پهلوی، حکومتی برآمده از کودتا بود. وقتی می‌گوییم حکومتی با کودتای طراحی‌شده ازسوی بیگانه روی کار می‌آید، بدین معنی است که آن حکومت در میان مردم وضعیت خوبی ندارد و الا دست به کودتا نمی‌زد. اگر حکومتی در یک کشور دارای محبوبیت و وجهه خوبی باشد، علی‌القاعده آن حکومت دست به کودتا نمی‌زند و از مشت آهنین برای سرکوب مخالفان خود استفاده نمی‌کند. وی افزود: وقتی وضعیت قبل از کودتای1299 در ایران را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که میزان تنفر مردم از انگلیسی‌ها بسیار بالاست و بیشتر حرکت‌ها و مخالفت‌ها(چه در جنوب ایران با محوریت علما و شخصیت‌هایی مثل رئیسعلی دلواری و چه تنفری که از نقش انگلیسی‌ها در جداسازی بخش‌هایی از شمال ایران و الصاق آن به تزار وجود داشت)، حول ضدیت سلطه‌طلبی انگلیس در ایران است.سلیمی‌نمین اضافه کرد: انگلیسی‌ها قصد داشتند با تضعیف حکومت مرکزی، سلطه خود را تحمیل کنند چون قاجار، دولتی استبدادی اما درعین‌حال غیروابسته بود؛ بنابراین انگلیسی‌ها برای اینکه بتوانند یک دولت وابسته به خود روی کار بیاورند، با مقاومت مردم ایران مواجه می‌شدند. انگلیسی‌ها هر قرارداد استعماری که می‌خواستند در ایران منعقد کنند، با مقاومت و واکنش جدی مردم ایران مواجه می‌شدند که این امر نشان‌دهنده تنفر مردم از دولت انگلیس بود. این کارشناس مسائل تاریخ اظهار کرد: لرد کرزن(وزیر امورخارجه وقت انگلیس) معتقد بود که باید با برخی قراردادها مثل1919 دولت ایران را به کنترل درآورد. اما این قرارداد با مخالفت مردم روبه‌رو شد و آخرین امید انگلیسی‌ها برای اینکه بتوانند از طریقی، غیر از کودتا بر ملت ایران مسلط شوند، از بین رفت؛ بنابراین دولت انگلیس به‌سوی کودتا سوق پیدا کرد. کودتای‌1299 درواقع نهایی‌ترین گزینه برای انگلیس بود.سلیمی‌نمین با بیان اینکه وقتی یک بیگانه در کشوری دست به کودتا می‌زند درواقع می‌داند که در آن کشور با مقاومت رو‌به‌روست، تصریح کرد: کشوری که دست به کودتا می‌زند، می‌داند که در مسیر عادی نیست و درعین‌حال، فرصت زیادی هم ندارد و بنابراین سعی می‌کند که چپاول خود را حداکثری کند. این امر باعث می‌شود که کشور کودتاگر شیوه‌هایی در پیش بگیرد که با خواسته مردم و حاکمیت منطقی که مردم در آن نقش داشته باشند و تقسیم قوا صورت بگیرد و آزادی وجود داشته باشد، در تعارض قرار بگیرد. وی اضافه کرد: وقتی حکومتی از طریق کودتا حاکم می‌شود، همه شیوه‌های حاکمیت منطقی پس زده می‌شوند چون با چپاول حداکثری در تعارض قرار می‌گیرند و با زیاده‌خواهی همخوانی پیدا نمی‌کنند. وقتی دیوانه‌ای از طریق کودتا بر کشور مسلط می‌شود، اگر در آن کشور مجلس واقعی و قوه قضاییه مستقل یا دولت قوی وجود داشته باشد، طبیعتا آن مجلس و قوه قضاییه و دولت در برابر زیاده‌خواهی بیگانه، خواهند ایستاد. 

کاپیتالاسیون بزرگ ترین تحقیر ی برای همه طبقات حتی نخبگان  بود
سلیمی‌نمین تصریح کرد: وقتی آمریکایی‌ها برای تصویب کاپیتولاسیون که به نفع مستشاران و نیروهای غیردیپلماتیک آن‌ها بود، فشار می‌آوردند، این موضوع به زعم باهری(محمد باهری، وزیر دادگستری در دوره پهلوی) یک استعمار کهن بود. خواسته آمریکایی‌ها برای کاپیتولاسیون اولین‌بار در دولت اعلم مطرح شد و باهری اعلام کرد که این موضوع، باعث طغیان مردم ایران خواهد شد چون یک استعمار کهنه است. کارشناس تاریخ با بیان اینکه کاپیتولاسیون باعث تحقیر همه بود، گفت: مطابق کاپیتولاسیون، برای یک آمریکایی در ایران هیچ قانونی صادق نبود و اگر یک آمریکایی معمولی و سطح پایین هر غلطی انجام می‌داد، هیچ قانون و فردی نمی‌توانست با او برخورد کند. این موضوع بزرگ‌ترین تحقیر برای همه طبقات جامعه حتی برای نخبگان و وزرا بود. وی با طرح این پرسش که چرا آمریکایی‌ها به‌دنبال کاپیتولاسیون در ایران بودند، اضافه کرد: آمریکایی‌ها مگر نمی‌دانستند که کاپیتولاسیون باعث بروز اعتراض در جامعه ایران خواهد شد؟ چرا می‌دانستند اما می‌خواستند هر چه سریع‌تر در ایران مستقر شوند و چپاول حداکثری کنند؛ بنابراین عوامل کودتا(داخلی و خارجی) کارهایی را صورت می‌دهند که موجب اعتراض و واکنش همه طبقات جامعه می‌شود.

چرا ابتهاج غرب زده با امریکا مشکل داشت؟
کارشناس تاریخ در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به سابقه درگیری ابوالحسن ابتهاج، رییس وقت سازمان برنامه و بودجه با آمریکایی‌ها، گفت: ابتهاج به‌شدت فرد غربزده‌ای بود اما چرا با آمریکایی‌ها به مشکل برخورد؟ چون آمریکایی‌ها کارهایی می‌کردند که ابتهاج احساس می‌کرد، شأن او دارد لگدمال می‌شود و لذا با آمریکایی‌ها دعوا می‌کرد که با وجودی که من(ابتهاج) مسوول تنظیم بودجه کشور هستم اما شما(آمریکایی‌ها) مدام به شاه فشار می‌آورید که از بودجه عمومی ملت کاسته شود. ابتهاج می‌گفت که این نوع رفتارها اعتراض و طغیان مردم ایران را در پی خواهد داشت. سلیمی‌نمین تاکید کرد: بنابراین، سلطه آمریکا در ایران به گونه‌ای بود که فردی مانند ابتهاج هم با آمریکایی‌ها به مشکل برخورد کرد و حتی آمریکایی‌ها او را عزل و زمینه زندانی شدن او را فراهم کردند.سلیمی‌نمین با اشاره به نیروی پیشران اجتماعی علیه رژیم پهلوی، اضافه کرد: قطعا کسانی بیشتر بار انقلاب را به دوش می‌کشیدند که بیشتر نقش فرهنگی داشتند؛ به عبارت دیگر، پیش‌قراولان انقلاب نیروهایی از جمله روحانیون و دانشگاهیان بودند که در موضع آگاهی‌بخشی قرار داشتند چون بعد از کودتای 28مرداد، در کشور خفقان و سرکوب گسترده و مستمری شکل گرفت. وی با بیان اینکه پس از کودتا خواص و نخبگان میداندار جامعه شدند، افزود: نخبگان و خواص توانستند از فضای استبدادی عبور کنند و آگاهی‌بخشی عمومی را علی‌رغم همه فشارها، مرارت‌ها، شکنجه‌ها و سختی‌ها، گسترش بدهند و جامعه را متوجه واقعیت‌هایی که داشت در جامعه رخ می‌داد، کنند.

 

ارسال نظر