|
شناسه خبر: 6946

حسن روحانی می تواند اصلاح طلبان را همراه پروژه سیاسی خود کند؟

سایه ناکارآمدی

حسن روحانی عزم بازگشت به سیاست داخلی کرده است. نه با مصاحبه و گفت و گوی آتشین که بنا به روال پیش از ریاست جمهوری با لابی و دیدارهای پشت صحنه. هم با اعضای دولتش و هم با اصلاح طلبانی چون خاتمی و راست گرایانی چون علی لاریجانی.

پیش از این خبری از دیدار او با رهبری هم منتشر شد که به نوعی به دنبال جدا کردن راه روحانی از احمدی نژاد تصور می شد. به نظر می رسد که روحانی در سیاست ورزی قصد بازسازی نقش مرحوم هاشمی را خواهد داشت. نقشی که علی لاریجانی چندان مایل به بازی کردنش نیست؛ چرا که نزدیکی بیش از حد به اصلاح طلبان او را به صورت کامل از اصول گرایان جدا می کند و این به نظر خط قرمز لاریجانی است. گرچه او در انتخابات 1400 قصد داشت در جایگاه روحانی 92 قرار بگیرد اما نه اصلاح طلبان آن انگیزه و توان و مقبولیت را داشتند و نه خود لاریجانی به اندازه کافی زمینه این اتفاق را مهیا کرده بود. با این حال لاریجانی در عرصه رسانه ای و عمومی چندان مایل به پذیرفتن این نقش نخواهد بود و بیشتر مایل است در جایگاه روحانی قبل از دهه 90 باشد تا هاشمی بعد از 84. اما روحانی به نظر با همراهی جهانگیری قصد دارد راست میانه را بازسازی کند. او در این مسیر امیدوار است تا بتواند جبهه اپوزیسیون دولت و مجلس را ساماندهی کند و با شروع سال بعد ادبیات انتقادی را تکثیر کند. در این میان البته روحانی دو مشکل عمده پیش رو دارد؛ اول تجربه تلخ عملکرد او در ذهن مردم است که شانس او را در عموم جامعه پایین می آورد و در عین حال در فاصله کوتاهی از شروع به کار دولت جدید نمی تواند جایگاه درستی را میان جامعه برای او ایجاد کند. در واقع سایه ناکارآمدی همچنان بالای سر دولت سایه اوست. مشکل بعدی مخالفت اصلاح طلبان رادیکال با این رویکرد است که ریشه در ضعف اصلاحات در افکار عمومی دارد. اصلاح طلبان جامعه گرا اکنون با ژست دوری از قدرت و تجدیدنظرطلبان با ایده اصلاحات ساختاری به دنبال جذب نیروهای اجتماعی هستند که در این میان قدرت گرفتن دوباره راست میانه می تواند تهدیدی برای آنها تلقی شود. با این تفاسیر به نظر می رسد راست میانه حدود دو سال وقت دارد تا خود را برای انتخابات مجلس دوازدهم آماده کند که این خود باید موجب انسجام و وحدت و کارآمدی بیشتر اصول گرایان شود.

مدت‌هاست که اخبار جسته‌وگریخته‌ای از دیدار سران دو جریان اصلاحات و اعتدال با محوریت حسن روحانی در فضای مجازی منتشر می‌شود. اظهارنظر اخیر یکی از اعضای کارگزاران سازندگی اما باعث شد که دیدارهای محفلی رییس دولت‌های یازدهم و دوازدهم با سران اصلاح‌طلب دوباره به سرخط گمانه‌زنی‌ها راه یابد و تحلیل‌ها درباره آینده رییس‌جمهوری پیشین را رونق بخشد. آنچه محتوم 
به نظر می‌رسد، برنامه جامع اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان برای وحدت مجدد و متشکل شدن جهت کسب قدرت است. دراین‌بین حضور نمایندگانی از جناح سنتی‌ها در دیدارهای ادواری روحانی، جلوه و معنای بیشتری دارد. در این گزارش به اضلاع این دیدارها و کارکرد هرکدام از آن‌ها برای تشکیل «دولت در سایه» پرداخته‌ایم. حسن روحانی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری 1400، تا هفته‌ها مهر سکوت بر لب داشت و ترجیح می‌داد موضعی منفعل در قبال وقایع جاری کشور اتخاذ کند. پیشه کردن سیاست سکوت از سوی روحانی البته طبیعی بود چراکه ویرانگری اقتصادی دولت‌های یازدهم و دوازدهم و بی‌اعتباری دو جریان موسوم به اصلاحات و اعتدال، اصلا امکان کنشگری را از روحانی و سایر نیروهای نزدیک به او سلب کرده بود. باوجوداین هرچه زمان می‌گذشت، روحانی این احساس را پیدا می‌کرد که «کنش نیمه‌رسمی» بر «انفعال اعتراضی» ارجحیت دارد و نباید به سرنوشت اسلاف خود در عصر پساپاستور دچار شود؛ چه آنکه محمدرضا باهنر در گفت‌وگو با «صبح‌نو» که روز 5آبان امسال منتشر شد، با اشاره به دیدار خصوصی‌اش با روحانی تاکید کرده بود: «من در آخرین دیداری که با آقای روحانی داشتم، به ایشان گفتم که شما نه احمدی‌نژاد خواهید شد، نه خاتمی و نه حتی هاشمی؛ به ایشان گفتم که شما باید برای نظام باقی بمانید». باهنر در همین گفت‌وگو درباره واکنش روحانی به این تحلیل که او نباید به احمدی‌نژاد، خاتمی یا هاشمی دیگری تبدیل شود، اظهار کرد: «خودشان هم قبول کردند و صحه گذاشتند».محمود علیزاده طباطبایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی چندی پیش در گفت‌وگو با برنا، با بیان اینکه احزاب اصلاح‌طلب درصدد تشکیل دولت در سایه هستند، با اشاره به دیدارهای اخیر حسن روحانی با سران جریان اصلاحات و جریان موسوم به اعتدال تصریح کرد: «احزاب اصلاح‌طلب درصدد تشکیل دولت در سایه هستند. احزاب برنامه‌ریزی می‌کنند تا دولت را از دست گروهی که بر مسند کار هستند، بگیرند. آقای روحانی در روزهای اخیر با آقایان ناطق‌نوری، خاتمی، باهنر و لاریجانی جلساتی داشته است. 

سران اصلاحات می‌خواهند جمهوریت نظام را احیا کنند. اسحاق جهانگیری هم در جلسات روحانی با سران اصلاحات حضور دارد و همفکری می‌کند. همتی و اسحاق جهانگیری با کارگزاران در ارتباط هستند و موضوعاتی را در زمینه‌های مختلف موردبحث و بررسی قرار می‌دهند». علیزاده طباطبایی درعین‌حال تاکید کرد که «آقای محسن هاشمی اخیرا با آقای روحانی و لاریجانی دیدار کرده و به‌زودی آقای مرعشی هم جلسه‌ای را با آقای روحانی خواهد داشت». اظهارات علیزاده طباطبایی بازتاب زیادی در رسانه‌ها و در میان نیروهای فعال سیاسی پیدا کرد.روزنامه «ایران» ارگان مطبوعاتی دولت، در واکنش به جلسات روحانی با سران اصلاحات تصریح کرد: «میدان‌داری رییس دولت‌های یازدهم و دوازدهم که میراث رکود سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و همچنین افزایش بی‌سابقه تحریم‌های خارجی را برای کشور به‌جای گذاشته مانند یک شوخی تلخ سیاسی است. حسن روحانی همان کسی است که وعده داد چرخ اقتصاد را خواهد چرخاند اما آن چرخ را شکست؛ رشد بی‌سابقه آمارهای منفی اقتصادی در مقایسه با ابتدای شروع دولت او و به‌تبع آن رشد معضلات اجتماعی خود شاهد آن است که آقای روحانی برای بازگشت به صحنه سیاسی کشور بسیار عجله کرده است؛ چراکه حداقل باید همانند دو سال آخر دولت خود همچنان سیاست سکوت را انتخاب می‌کرد تا کمتر یادآور روزهای تلخ مردم باشد. چه آنکه حضور اسحاق جهانگیری در این جلسات نیز یادآور باتلاق ارز 4200تومانی است که امروز اقتصاد کشور را همچنان به گروگان گرفته و نه راه پیش برای تصمیم‌گیران گذاشته است و نه راه پس». روزنامه شرق نیز در مطلبی که اخیرا با تیتر «اصلاح‌طلبان در آستانه تشکیل دولت در سایه» منتشر کرد، درباره زمزمه‌های تشکیل دولت سایه نوشت: «پیش‌تر هم گویا طرح تشکیل دولت در سایه در شورای مرکزی حزب کارگزاران مطرح شده و گفته شده بود که این طرح براساس مصوبه کمیته سیاسی برای نقد عملکرد قوا در دستورکار این حزب قرار گرفته است. حالا و با خبر تازه‌ای که علیزاده‌ طباطبایی داده است، باید دید دولت در سایه اصلاح‌طلبان با چه شیوه‌ای و در چه سطحی و با حضور رسمی چه شخصیت‌هایی شکل خواهد گرفت». اشاره شرق در واقع به خبری است که نیمه اول آذرماه امسال به نقل از نشست شورای مرکزی شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی بیرون آمد. در این خبر آمده بود: «در نشست این هفته شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران تجدید ساختار تشکیلات در دستور قرار گرفت و همچنین پیشنهاد تشکیل دولت در سایه ازسوی این حزب نیز مطرح شد».

نقش ویژه باهنر، حلقه وصل سنتی با جریان اصلاحات؟
 در میان چهره‌هایی که نام‌شان در دیدارهای محفلی با حسن روحانی شنیده می‌شود، نام محمدرضا باهنر به‌طور ویژه می‌تواند نگاه‌ها را متوجه خود کند. بازفعال شدن باهنر که جزء سابقون جناح راست سنتی است، ارتباطات نزدیکی با حسن روحانی و علی لاریجانی دارد و هم‌اکنون نیز زعامت بزرگ‌ترین تشکل این جناح یعنی جبهه پیروان خط امام و رهبری را به عهده‌دارد، می‌تواند معنادار به نظر برسد؛ به‌خصوص که باهنر مدت‌هاست (به‌خصوص پس از پایان کار مجلس نهم) از عرصه رسمی سیاسی کشور کناره جسته و به اظهارنظرهای پراکنده در رسانه‌ها قناعت کرده است. از این منظر، دیدارهای باهنر با روحانی و دیدارهای همزمان روحانی با سران اصلاحات را شاید بتوان به‌نوعی هماهنگی میان‌جریانی برای تشکیل جبهه واحد از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان موسوم به سنت‌گرا(محافظه‌کار) تعبیر و تفسیر کرد.بااین‌حال علیرضا خجسته‌پور، نایب‌رییس جامعه اسلامی مهندسین و از چهره‌های نزدیک به باهنر، چندی پیش در گفت‌وگویی با ایلنا با تاکید بر اینکه گفت‌وگوهای روحانی و باهنر روی محور خاصی نبوده است، تصریح کرد: «آقای روحانی با آقای باهنر به‌صورت دونفره دیدار کردند اما خبر به شکلی منتشر شده که این دیدارها جمعی بوده اما به این صورت نیست؛ البته آقای باهنر با جناب آقای ناطق‌نوری، تحت‌عنوان هیات‌رییسه مجلس پنجم، به‌صورت یک تا دو ماه یک‌بار جلساتی دارند. همچنین که آقای باهنر دیداری با آقای خاتمی نداشتند اما چند ماه پیش با آقای لاریجانی نیز دیدار داشتند». خجسته‌پور مشخصا درباره دیدار باهنر و روحانی اضافه کرد: «به هر صورت فردی هشت سال رییس‌جمهور و فرد دیگری هم هشت سال نایب‌رییس مجلس شورای اسلامی بودند و دو فرد سیاسی کشور، ممکن است حرف و سخنی از هر دری زده باشند اما روی محور خاصی صحبت نکردند».
 
نقش علی لاریجانی در دیدارهای محفلی چیست؟
 چهره مهم دیگری که در دیدارهای محفلی با رییس‌جمهور حضور دارد، علی لاریجانی است. علی لاریجانی با وجود ردصلاحیت در انتخابات ریاست‌جمهوری سعی داشته نسبت خود با ساحت رسمی سیاست را حفظ کند. لاریجانی پیش از سفر اخیر رییس‌جمهوری به مسکو همراه چهره‌هایی نظیر کمال خرازی و علی‌اکبر ولایتی به حضور سیدابراهیم رئیسی رسید و مشاوره‌‌های دیپلماتیک داد. بااین‌حال ردصلاحیت در انتخابات فی‌نفسه این امکان را فراهم کرده تا جریان‌های منتقد دولت سیزدهم روی علی لاریجانی حساب سوا باز کنند و او را به‌عنوان چهره‌ای «واجد صلاحیت» جهت تاثیرگذاری روی تحولات آینده سیاسی کشور، به بازی بگیرند. اکنون و با انتشار رسمی اخبار دیدار علی لاریجانی و حسن روحانی، این سوال پیش می‌آید که هدف از چنین دیدارهایی چیست؟ در پاسخ به این پرسش، بی‌شک بررسی وجهه سیاسی شخص لاریجانی کمک‌رسان ما خواهد بود.همانطور که تصریح شد لاریجانی با ردصلاحیت، به‌طور ناخودآگاه در معادلات سیاسی کشور به‌سوی جریان‌های منتقد کشیده خواهد شد (ولو اینکه خودش در ظاهر تمایلی به این گرایش نداشته باشد) و شیب این گرایش در امتداد زمان، شدت نیز خواهد گرفت. از سوی دیگر، تلاش لاریجانی برای حفظ بندهای ارتباطی با ساحات و فضاهای رسمی، بزرگ‌ترین امتیاز برای جریان زاویه‌دار باقدرت (مشخصا اصلاح‌طلبان) است تا بتوانند با کمک ظرفیت سیاسی فرزند میرزاهاشم آملی، ایده «اصلاحات جامعه‌محور» و «اصلاحات قدرت‌محور» را توأمان پیش ببرند. با فهم این واقعیت، شاید بتوان دیدارهای همزمان روحانی با علی لاریجانی از یک‌سو و با سران اصلاحات از سوی دیگر را به‌نوعی ایجاد توازن میان چهره‌های موجه و ناموجه (در نسبت باقدرت) جهت بهره‌برداری در آینده تحلیل کرد.باری، اینکه علی لاریجانی علاوه‌بر حسن روحانی (که قرابتی تاریخی با او دارد) حاضر بشود به‌طور مستقیم با سران اصلاحات نیز به گفت‌وگو و رایزنی بنشیند و تغییری اساسی در تصویر محافظه‌کار خود ایجاد کند، موضوعی است که امکان پیشگویی درباره آن نیست. 
 باید دید کوشش اصلاح‌طلبان برای مصادره تمام‌عیار لاریجانی با کششی ازسوی او روبه‌رو خواهد شد یا خیر. اما آنچه پیداست، فعلا حسن روحانی مشغول بازیگری در نقش ایجاد حلقه وصل میان لاریجانی با سران اصلاح‌طلب است.
 
موضع اصلاح‌طلبان به دولت سایه چیست؟
 درباره ایده تشکیل دولت در سایه که حسن روحانی تمایلی جدی برای محوریت یافتن آن دارد، موضع اصلاح‌طلبان، در نوع خود مهم به نظر می‌رسد. اصلاح‌طلبان که خودشان این روزها با قهر مردم مواجه هستند، بدون شک می‌دانند که همسوشدن مجدد با حسن روحانی اصلا به نفع‌شان نیست و اتفاقا باعث تشدید روند ریزش اجتماعی‌شان می‌شود. باوجوداین مضایقه، به نظر می‌رسد که اصلاح‌طلبان در همراهی مجدد با جریان اعتدال‌گرایی (به پیش‌قراولی حسن روحانی و البته ناطق نوری) چندان همسو و متفق نیستند. وقتی به اظهارات اخیر علیزاده طباطبایی بازگردیم، می‌بینیم که عمده اصلاح‌طلبانی که با روحانی جلسه داشته‌اند یا قصد برگزاری جلسه با او در آینده را دارند، عمدتا از یک طیف یعنی طیف «قدرت‌مدار» یا «عملگرای» اصلاحات هستند. علیزاده‌طباطبایی تصریح داشته که روحانی با محسن هاشمی، رییس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی دیدار داشته و تاکید کرد که در آینده، دیداری میان حسین مرعشی دبیرکل کارگزاران با رییس‌جمهوری پیشین کشورمان برگزار خواهد شد. اظهارات علیزاده طباطبایی نشان می‌دهد که طیف کارگزاران سازندگی تمایلی جدی به همراهی با حسن روحانی دارد. این تمایل در شرایطی است که طیف رادیکال اصلاحات(مشخصا حزب اتحادملت) نماینده‌ای در دیدار با روحانی و چهره‌های موسوم به اعتدال‌گرا نداشته و بعید به نظر می‌رسد که اصلاح‌طلبان این طیف بخواهند حداقل در میان‌مدت به روحانی نزدیک شوند؛ چراکه می‌دانند وضعیت نامناسب روحانی در افکارسنجی‌ها، پایگاه اجتماعی تارومارشده اصلاحات را با ریزش مضاعف مواجه خواهد کرد. بااین‌حال، رصد اظهارنظر برخی چهره‌های نزدیک به طیف رادیکال اصلاحات نشان می‌دهد که ایشان نیز برای فشار بر دولت سیزدهم و درنتیجه بیرون آمدن از لاک دفاعی، چندان بدشان نمی‌آید که حلقه «بنیاد باران» به ریاست خاتمی با حلقه «نیاوران» به ریاست روحانی، همدست و همداستان شوند. درهمین‌باره، محمود میرلوحی، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت چندی پیش در گفت‌وگویی، تصریح کرد: «اکنون بنیاد باران، آقای خاتمی و دولت او هستند و مجلس‌ششمی‌ها هر ماهه جلسات بسیار موثر و خوبی پیش از شیوع کرونا داشتند و عملا کنار قضایا هستند و الان هم باز دولت آقای روحانی و به قول بعضی از دوستان حلقه نیاوران از قبل حزب اعتدال و توسعه را داشتند و می‌توانند با دوستان‌شان باشند و اطرافیان مرحوم آقای هاشمی و حزب کارگزاران و عملا نیروهای اطراف آقای کروبی و حزب اعتمادملی نیروهای فعالی در کشور هستند، پس چرا نشود؟ باید بشود و می‌شود. مگر می‌شود نسبت به مسائل بی‌تفاوت بود». برای فهم بیشتر موقعیت سیاسی اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان و زمزمه همبستگی دوباره ایشان جهت تحقق «دولت در سایه» به سراغ علی صوفی، فعال اصلاح‌طلب رفتیم. صوفی معتقد است که ایده‌هایی نظیر دولت در سایه ازسوی کسانی که زمانی در قدرت بوده‌ و امتحان خود را پس داده‌اند، توهمی بیش نیست.

صوفی: دیدار سران اصلاحات و اعتدال را توهم می‌بینم  
علی صوفی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با خبرنگار «صبح‌نو»، در پاسخ به این سوال که هدف حسن روحانی از دیدارهای ماه‌های اخیرش با چهره‌های اعتدال‌گرا و اصلاح‌طلب چیست؟ اظهار کرد: من این دیدارها را به‌عنوان واقعیت‌های جامعه نمی‌بینم و بیشتر توهم می‌بینم. اصلا مگر آقای روحانی میان مردم چه جایگاهی دارد؟ عمده نارضایتی‌هایی که الان وجود دارد، به‌خاطر شخص آقای روحانی و دولت ایشان است. وی اضافه کرد: آقای روحانی یک بار امتحان خود را پس داده است. مردم به ایشان رأی دادند اما ایشان به مردم پشت کرد. الان آقای روحانی می‌خواهد چه کند که قرار باشد مردم دوباره به ایشان رو بیاورند؟ به نظر من این دیدارها بیشتر برای مطرح کردن خود است. آقای روحانی و امثال آقای روحانی فقط می‌خواهند خودشان را راضی کنند که هنوز هم حضور دارند و تاثیرگذارند.صوفی با بیان اینکه روحانی در اوج قدرت و با 24میلیون پشتوانه نتوانست کاری انجام بدهد، افزود: آقای روحانی الان هیچ شانسی برای ریاست‌جمهوری و مجلس ندارد. اصلا تاکنون روال و رسم نانوشته به این صورت بوده که فردی که دو دوره رییس‌جمهوری بوده، دوره سومی برای او وجود نخواهد داشت. من این دیدارها را صرفا «اعلام موجودیت» و اینکه صرفا «ما هم هستیم» می‌دانم. این مساله درباره احزاب هم صادق است. این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تصریح کرد: مشکل اصلی در وحدت یا عدم وحدت سران اصلاحات و اعتدال نیست بلکه مشکل اصلی این است که مردم دیگر این جریان‌ها را قبول ندارند و بنابراین، مثل این است که در خانه داماد، عروسی باشد و عروس خبر نداشته باشد. صوفی گفت: حتی اگر همه با همدیگر یکپارچه شدند و به سراغ نامزد یا لیست مشترک هم رفتند و حتی اگر شورای نگهبان همه نامزدهای ما را تایید کند، مشکل اصلی این است که رکن اصلی انتخابات یعنی مردم، دیگر انتخابات را قبول ندارند؛ بالاخره قرار است که قدرت ازسوی انتخابات و مردم کسب شود اما مردم دیگر انتخابات را قبول ندارند.

 

ارسال نظر