|
شناسه خبر: 7458

گزارش اخیر«صبح نو » درباره اتحاد تندروها رادیکال ها را به بیراهه گویی کشانده است

عصبانیت افراطی ها از یک گزارش

گزارش اول روز دوشنبه‌ روزنامه «صبح‌نو» با تیتر «پیوند افراطی‌ها»، بازگوکننده پیمان تندروهای اصولگرا و اصلاح‌طلب، گروه مدعی عدالتخواهی و محافظه‌کاران ناکارآمد علیه سپاه و میدان بود. در گزارش مزبور تصریح شد که نیروهای فوق‌الذکر از فایل صوتی منتسب به دو فرمانده پیشین سپاه برای تسویه‌حساب‌های کور سیاسی علیه رییس مجلس سوءاستفاده کرده‌اند. گزارش «پیوند افراطی‌ها»، هیاهو و سروصدای این گروه‌ها را درآورد و هر یک کوشیدند بدون پاسخ به سوالات اصلی، سیاسی‌کاری خود در پازل روانی-امنیتی جاری را کتمان کنند. وجیزه پیش رو، بازخوانی این واکنش‌های عجولانه است.

یکی از چهره‌هایی که به گزارش «صبح‌نو» واکنش نشان داد، وحید اشتری، از مدعیان عدالتخواهی بود. او در توییتی با توهین و طعنه، نوشت: «ته خلاقیت این‌ها در برابر آن همه سوال در مورد غارت چندهزار میلیارد از اموال مردم کشور این است که امروز عکس بنده را بیندازند رو صفحه «صبح‌نو» و تیتر بزنند افراطی‌ها چگونه به هم پیوند خوردند؟ این دیگر مهم‌ترین واکنشی بوده که زبان‌بسته‌ها از خود نشان داده‌اند». در پاسخ به توییت اشتری باید متذکر شد که «صبح‌نو» طی گزارش‌های متعدد به فساد در هلدینگ یاس و سیاسی‌کاری مغرضان(ازجمله اشتری) اشاره کرده بود و گزارش اخیر، مورد عجیبی نیست که اشتری آن را به «خلاقیت» تشبیه می‌کند. به‌بیان‌دیگر، گزارش «پیوند افراطی‌ها» نه خلاقیت دفعی و یک‌باره که نوشته‌ای در امتداد سایر مطالبش درباره پیمان افراطی ها  بود. مع‌الاسف اشتری بدون توضیح روشن درباره رویکرد ضدانقلابی «عدالت منهای ولایت» که گروه موسوم به عدالتخواهان مبلغ آن هستند و بدون شفاف‌سازی درباره اصل موضوع، یکسویه رسانه نزدیک به گفتمان «نواصولگرایی» را مطعون به طعنه‌های سخیف کرد.
 
حمله به قالیباف با طعنه به هاشمی‌رفسنجانی!
 چهره دیگری که مستقیما به گزارش روز گذشته «صبح‌نو» واکنش نشان داد، جواد روح، سردبیر هفته‌نامه صدا نزدیک به حزب اتحادملت ایران بود. روح که از منظر طیف‌بندی سیاسی متعلق به دسته اصلاح‌طلبان رادیکال است و نسبت سازش‌ناپذیری با طیف اصلاح‌طلبان عملگرا مشخصا حزب کارگزاران سازندگی ندارد، سعی کرد در اثنای واکنش به گزارش «صبح‌نو»، طعنه‌ای هم نثار روش و منش مرحوم هاشمی‌رفسنجانی(به‌عنوان پدر معنوی کارگزاران سازندگی) در دوران ریاست‌جمهوری‌اش کند. او در مطلبی نوشت: «هرکس علیه من است؛ افراطی است! این منطق را 30سال قبل، هاشمی‌رفسنجانی در اوج قدرت خود داشت. او که نسخه اصل بود و مبانی افراطی خواندن مخالفانش مستحکم‌تر، چنان فروریخت تا بالاخره فهمید و به دامن مردم آویخت. قالیباف و «صبح‌نو»نویسان که نسخه‌بدل دسته‌چندم‌اند و پای استدلال‌شان، بس چوبین‌تر».فارغ از طعنه به رویکرد هاشمی‌رفسنجانی که از منظر تاریخی جای تامل دارد، یک مغالطه بزرگ در اظهارنظر جواد روح نمایان است. جواد روح مدعی است که هرکسی علیه قالیباف است، پس افراطی است. سخن روح و افرادی نظیر او در شرایطی است که از تعاریف «افراطی» نیرویی است که صرفا برای دیده‌شدن و بیرون‌آمدن از مهجوریت سیاسی و اجتماعی، به نام روشنگری و مطالبه‌گری ادعاهای بی‌پشتوانه‌ای را علیه دیگران طرح می‌کند. روشن است که چنانچه نیرو، گروه یا تشکلی نسبت هر عنصر سیاسی و اجتماعی دیگری ادعایی دارد که می‌تواند به‌طور مدلل از آن سخن بگوید، ضعف خود را از افراطی ها جدا کرده است.
 
خود گویی و خود خندی، عجب مردان هنرمندی!
 مشکل افراطی‌ها اما این است که ادعاهای آن‌ها دچار خودگویی(مونولوگ) و خودپسندی است. افراطیون بدون توجه به ملزومات اثبات یک دعوی حقوقی، سعی می‌کنند هر طور شده علیه دیگرانی که با تیپ و موجودیت آن‌ها هیچ علقه، علاقه و سمپاتی ندارند، ضدیت کنند. ازقضا آن گروهی که مشغول «غیرسازی» است و ناجوانمردانه و بدون رعایت اخلاق‌مداری، «خودی»ها را برای سرکوب آن «غیر» بسیج می‌کند، نه گفتمان نزدیک به قالیباف(آنطور که روح مدعی شده) بلکه دقیقا افراطیونی هستند که با وجود تضاد آشکار با یکدیگر، رییس مجلس را بهانه‌ای برای وحدت تاکتیکی(موقت) خود قرار داده‌اند.در فقره هلدینگ یاس، بارها تصریح شده که محمدباقر قالیباف نقشی کلیدی در معرفی عیسی شریفی به دستگاه قضا داشته است. از طرف دیگر، رسیدگی به پرونده فساد هلدینگ یاس ازسوی ستاد کل نیروهای مسلح و با دستور و نظارت مستقیم سردار محمدباقری بود که همین یک فقره نشان می‌داد، فساد شریفی هیچ ارتباطی به دوران فعالیت او در شهرداری و معاونت قالیباف نداشته است. شریفی و سایر همدستان او نیز سال گذشته احکام مجرمیت خود را گرفتند که به‌طور شفاف، اعلام رسانه‌ای شد.باوجوداین بینه‌ روشن، دشمنان قسم‌خورده قالیباف که شامل چهار رکن گروه موسوم به عدالتخواهان، تندروهای اصولگرا و اصلاح‌طلب و محافظه‌کاران ناکارآمد
(موسوم به میانه‌رو یا اعتدالی) هستند، مدت‌هاست هلدینگ یاس را چماقی برای تسویه‌حساب‌های سیاسی خود قرار داده‌اند. در کنار غائله یاس، افراطی‌ها سال‌هاست با برساخت کلیدواژه امنیتی «املاک نجومی»، سعی دارند اذهان را از 12 سال کارآمدی دوران قالیباف خالی کنند. این در حالی است که افراطیون برای مجعولات و محفوظات تکراری و جهت‌دار خود، هیچ دلیل آشکار و محکمه‌پسندی ندارند و هر چه هست، از سنخ و جنس همان «خودگویی» و «خودپسندی» شایع است.
 
رسایی، انقلابی‌نمایی که انقلابی نیست
 چهره دیگری که از گزارش «صبح‌نو» به هول افتاد، حمیدرضا رسایی، عضو پیشین جبهه پایداری بود. او در واکنش گزارش «پیوند افراطی‌ها» و مطلب خبرگزاری تسنیم، قالیباف را هولوکاست‌گرایی متهم کرد. رسایی در مطلبی تحت عنوان «هولوکاست قالیباف» مدعی شد: «ظاهرا با پدیده جدیدی به‌نام هولوکاست قالیباف مواجهیم. در این پدیده شما حق ندارید نه‌تنها از شخصیتی به‌نام محمدباقر قالیباف انتقاد کنید، بلکه حتی تصور اینکه ایشان تخلف کرده است هم جرم است». رسایی در بخش دیگری از نوشته خود، با اشاره غیرمستقیم به توییت محمدسعید احدیان، مشاور رسانه‌ای رییس مجلس مدعی شد: «جالب اینجاست که مشاور رسانه‌ای قالیباف در همین روزها برای اینکه نام وی را از این پرونده بیرون بکشد، ترجیح داد که نسبت‌‌به سپاه و حاج‌قاسم سلیمانی لجن‌پراکنی کند و در توییتی نوشت: ‌آقای قالیباف اگر‌ می‌خواست از اسم حاج‌قاسم استفاده کند در این سال‌ها که او را تخریب می‌کردید، حق داشت برای دفاع از خود، موضوع ‎هلدینگ یاس را توضیح دهد اما سکوت کرد و از آبروی خود گذشت تا سپاه و حاج‌قاسم لطمه نخورند».
 
توپخانه پایداری‌ها علیه قالیباف 
 رسایی در ادعای خود، انتقاد از قالیباف را مجرمانه دانسته است. این ادعای سطحی در شرایطی است که هیچ‌کدام از کسانی که در این سال‌ها قالیباف را سیبل حملات سیاست‌زده خود قرار داده‌اند،  هزینه حقوقی اتهام خود را نداده اند. نکته مهم درباره شخص رسایی، آتشی بود که پس از او علیه قالیباف در فضای مجازی خالی شد. تندروهای پناه‌گرفته در پشت اکانت‌های جعلی و فیک، ادعاهای رسایی را ابزاری برای غرض‌ورزی درباره رییس مجلس و سابقه سیاسی او قرار دادند. رادیکال‌های انقلابی‌نما با افتادن در بازی تندروهای عضو در حزب اتحادملت(نظیر جواد روح)، قالیباف را «هاشمی‌رفسنجانی ثانی» دانستند که انتقاد از او، یادآور شعار حاکم بر دولت سازندگی یعنی «مخالف هاشمی، دشمنی پیغمبر» است. پایداری‌ها البته با تغییر موضوع بحث، در فضای مجازی شبهه‌افکنی نسبت‌به تبار سیاسی قالیباف را کلید زدند و مبتدیانه، رییس مجلس را همسنگ و همرنگ حسن روحانی، رییس‌جمهوری پیشین و علی لاریجانی، رییس پیشین مجلس خواندند. ادعای واهی همسنگی قالیباف با چهره‌هایی نظیر هاشمی، روحانی و لاریجانی در شرایطی است که رسانه‌های نزدیک به این افراد(نظیر خبرآنلاین، روزنامه سازندگی و...) همواره در خط مقدم هجمه علیه قالیباف بوده‌اند.
 رسایی به جای پاسخ به این سوال که چرا در موضوع فایل صوتی با اتخاذ موضعی مشابه مصطفی تاجزاده از چهره های تجدیدنظرطلب اصلاحات، با او در یک جبهه قرار گرفته، ترجیح داد که با موضعی طلبکارانه به سایت فردا، روزنامه صبح نو، خبرگزاری تسنیم و سایت خبری تحلیلی مشرق حمله کند. 
رسایی در طول سالیان گذشته با سخن و کلام و رفتار خود ضربات جبران ناپذیری به جریان انقلاب زده است. او و همفکرانش با ادعای انقلابی گری نوعی رادیکالیسم و افراطی گری را رواج دادند که تلاش داشت دایره جبهه انقلاب را کوچک کند. این تفکر سیاسی با ادبیات "ناب گرایی" از اشتراکات این جریان چشم پوشی و مدام بر غیریت سازی درون جریانی تاکید کرده است. نتیجه چنین رویکردی بسط  جذب حداقلی و دفع حداکثری است که ضربات فراوانی به جریان طرفدار گفتمان انقلاب اسلامی زده است.
با چنین سابقه ای از رسایی و همفکرانش چه اتفاقی
 پیش آمده که تئوریسین های ناب گرایی و خالص سازی در جبهه انقلاب در ائتلاف با امثال تاجزاده که اپوزیسیون ایران نشین حاکمیت هستند بر سر یک فایل صوتی در یک جبهه قرار گرفته اند؟ آیا مبانی فکری آنها تغییری کرده یا اینکه در پس این پیمان نانوشته منافع مشترکی وجود دارد؟ 
اگر مبانی فکری آقای رسایی تغییر نکرده خوب است علاوه بر اینکه درباره دلایل هم جبهه شدن با تاجزاده توضیح می دهد به صورت دقیق از توییتی که درباره حاج قاسم زده هم سخن بگوید تا یک بار برای همیشه روشن شود که او واقعا استحاله شده است؟ 
اینکه چگونه دو سر تندروی جناح های سیاسی این گونه به یکدیگر رسیده اند و در یک جبهه قرار گرفته اند، بزرگ ترین  سوال این روزها است که گویا جناب رسایی را آشفته کرده. پاک کردن این سوال جای پاسخ به آن را نمی گیرد. تندروها کنار تندروها.

ارسال نظر