|
شناسه خبر: 3926

آرای باطله چه معنایی دارد؟

رأی بی‌سر، رأی‌دهنده بی‌نامزد

به‌واسطه اینکه درباره آرای باطله سخن فراوان گفته شده، سعی می‌کنم از موضعی متفاوت به چند نکته درباره این آرا اشاره کنم؛

سعید آجورلو

به‌واسطه اینکه درباره آرای باطله سخن فراوان گفته شده، سعی می‌کنم از موضعی متفاوت به چند نکته درباره این آرا اشاره کنم؛ 1- آرای باطله «پدیده» انتخابات ریاست‌جمهوری بود؛ چراکه به‌صورت پیش‌بینی‌نشده به رتبه دوم دست یافت و در شوراها، در برخی حوزه‌ها گوی سبقت را از سایر رقبایش ربود. درحالی‌که بسیاری عدد مشارکت را حدود 40 تا 50 درصد پیش‌بینی می‌کردند، میزان نهایی مشارکت کسی را شگفت‌زده نکرد؛ از همین رو آنچه موجب شگفتی در این انتخابات شد، آرای باطله بود، نه میزان مشارکت. آرای باطله جدی‌ترین «اپوزیسیون» برنده و بازندگان این انتخابات است. 2- میزان آرای باطله را بیش از هر چیز باید ادامه عملکرد دولت روحانی و واکنشی به مساله «کارآمدی» دانست. کم شدن رابطه صندوق رأی با حل مشکلات اقتصادی در انتخابات مجلس یازدهم خود را بیان کرده بود اما این‌بار نه فقط در قالب عدم مشارکت که در رأی باطله خود را نشان داد. دومین میزان رأی باطله قبل از این مربوط به دور اول انتخابات سال84 یعنی دقیقا در پایان دوره هشت‌ساله دولت اصلاحات در حدود 17/4درصد بود که حدود یک‌میلیون و 200هزار نفر را شامل می‌شد؛ رگه‌هایی از «اعتراض فعال» در سطح صندوق رأی. نکته جالب، بالا بودن نرخ رأی باطله از متوسط این نرخ در پایان دو دولت موردحمایت اصلاحات است که به دقیق شدن نیاز دارد. 3- آرای باطله بخشی از «بحران نمایندگی» نیروهای سیاسی را «نمایندگی» می‌کند. اگر در دوره‌های گذشته در حدود 2 الی 3درصد آرای باطله چندان معنای سیاسی نمی‌داد اما در این انتخابات، میزان تقریبا 13درصدی آرای باطله حتما یک «امر سیاسی» و «مساله سیاسی» است که البته بیش از هر جا در جامعه‌شناسی سیاسی ریشه دارد. به همین واسطه رأی باطله، «رأی بی‌سر» یا «رأی بی‌نامزد» است که ضمن رأی منفی به نامزدهای «حاضر» به‌دنبال نامزد «خود» می‌گردد و راه به قدرت رسیدن او را از مسیری غیر از صندوق رأی نمی‌جوید. این نوع از مشارکت درعین‌حال «خشم» خود را از نیروهای سیاسی موجود نشان می‌دهد و به نحوی به هیچ جریانی «نمایندگی» نمی‌دهد و از جریان‌های سیاسی موجود عبور می‌کند و به تعبیری، می‌تواند نمادی از «نه» به جریان‌های سیاسی رسمی در صحنه انتخابات باشد. به‌واسطه بی‌سر بودن این رأی، چندان عجیب نیست که از راست افراطی تا چپ افراطی، از احمدی‌نژاد تا تاج‌زاده بر موج این رأی سوار شوند. گرچه تا حدود زیادی صورت این آرا «نهان» است اما لیدر سیاسی این آرا «پنهان» است و جنبه رازگونه دارد. پیش از این اصلاح‌طلبان خود را نماینده «جامعه جنبشی» در سال78 و 88 معرفی کردند و خود را حدفاصل «خیابان» و «سیاست» دانستند. این میزان رأی باطله اما خود «رأی جنبشی» است که خود را در عبور از اصلاحات تعریف کرده و طبیعتا ممکن است به خط تجدیدنظرطلبی در اصلاحات قدرت بیشتری بدهد. 4- رأی باطله در حدفاصل «مشارکت ایجابی» و «تحریم» جنبه «مشارکت منفی» دارد. درحالی‌که در تحریم نوعی «قهر» و شاید «بی‌طرفی» نسبت‌به انتخابات و حتی نوعی احساس «ازخودبیگانگی» و «شی‌ء‌گشتگی» به سیاست مشاهده می‌شود، در رأی باطله همچنان «امر سیاسی» زنده است اما خود را به‌جای «رأی مثبت» در «رأی منفی» بیان می‌کند. این جنس از رأی عملا جنبه‌های «بی‌طرفانه» تحریمی‌ها را پررنگ می‌کند و فضای درونی سیاست را متکثرتر خواهد کرد. ما با نیروهای اجتماعی‌ای مواجه هستیم که نیروی سیاسی متناسب با تفکر خود را نیافته‌اند اما از سیاست کناره نگرفته‌اند؛ به تعبیری، خواسته‌های‌شان بزرگ‌تر از نامزدهای در صحنه اما رویکردشان همچنان متناسب با سایز صندوق است. این افراد برخلاف تحریمی‌ها که با نهاد انتخابات قهر کرده‌اند، فقط با نامزدها قهر هستند، نه با صندوق. 5- رأی سفید یک کنش اعتراضی و از سر دلخوری و سرخوردگی و شاید یک مرحله قبل از رادیکالیسم یا حتی ناامیدی است؛ به‌دنبال رساندن صدای خود است چون احساس می‌کند که صدای او شنیده نمی‌شود. درعین‌حال مایل نیست که گلایه یا حتی خشم خود را به رادیکالیسم تبدیل کند و البته هنوز ناامید و افسرده نشده و مانند تحریمی‌ها بی‌طرف یا حتی با صندوق قهر نیست و شکل منفعلانه به خود نگرفته است؛ از همین رو رأی باطله صورت منفی مشارکت و صورت مثبت تحریم است. 6- اینکه آرای باطله چه سرانجامی خواهند داشت به عملکرد دولت آینده بستگی دارد. چه بسا رضایت از دولت موجب ایجابی شدن این آرا و «مشارکت مثبت» شود، حال آنکه عدم رضایت از دولت می‌تواند این آرا را به آرای تحریمی اضافه کند؛ البته پدیده بودن آرای باطله در صورت ادامه بحران کارآمدی می‌تواند منجر به قاعده و با جذب آرای تحریمی به وزن این آرا در سال‌های بعد افزوده شود. این «نه» به نیروهای سیاسی و اعتراض به کارآمدی را نه از راه غیرسیاسی بلکه باید از راه سیاسی درمان کرد. چیزی حدود 23میلیون رأی که نصیب اصولگرایان و در صدر آن‌ها سید ابراهیم رئیسی شد می‌تواند فرصتی برای احیای سرمایه اجتماعی ایجاد کند. بیش از یک‌سوم از واجدان شرایط به تحول، امید دارند و با اقدامات شجاعانه و استفاده از ظرفیت‌های مردمی می‌توان این سرمایه را پس از احیا گسترش هم داد تا هم رأی باطله را به مشارکت مثبت تبدیل کرد و هم رفته‌رفته از حدود 50درصدی که رأی نداده‌اند، کاست.

ارسال نظر