|
شناسه خبر: 6249

«صبح‌نو» همزمان با سالگرد شهادت سردار احمد کاظمی گزارش می‌دهد

قامت زیبــا و رعنــای عـرشی

سردار احمد کاظمی، از فرماندهان بنام دفاع مقدس و فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران در 19دی‌ماه سال84 و در حادثه سقوط هواپیما به همراه تعداد دیگری از همراهان به شهادت رسید.

کفایت و شجاعت آن بزرگوار تا بدانجا بود که مقام معظم رهبری سه مدال فتح بر سینه پرعطش شهادت ایشان نصب کردند. وی در اواسط سال۸۴ ازسوی فرمانده کل سپاه، به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد و توفیق خدمت را در سنگر دیگری یافت. این فرمانده قهرمان در آخرین دیدار خود با محبوب خویش، فرمانده معظم کل قوا، تقاضای دعا برای شهادت خویش را کرد؛ زیرا مرغ جانش بیش از این تحمل ماندن بر این کره خاکی را نداشت و سرانجام در پروازی دنیوی به پرواز اخروی شتافت. حالا و همزمان با ایام شهادت او و باتوجه به شخصیت، اقدامات و جایگاه مهم این شهید عزیز کمی درباره محصولات فرهنگی که با موضوع ایشان تولید شده صحبت خواهیم کرد.
 
مستندهایی که ساخته نشده است
 هرچند درباره شهید کاظمی چند مستند تولید شده اما باتوجه‌به جایگاه ویژه این شهید و زندگی پرحادثه او، خلأ محسوسی در زمینه ساخت مستند وجود دارد. درواقع باید گفت که درباره شهیدکاظمی تنها 
دو یا سه مستند جدی تولید شده و مابقی، مستندهای کوتاه مناسبتی هستند که نباید در استاندارد یک مستند نامیده شوند. «نامه‌ای به احمد» به کارگردانی اصغر بختیاری و محصول روایت فتح است. در این مستند با فرماندهان و هم‌رزمان شهیدکاظمی گفت‌وگو شده است. «احمد ما» به کارگردانی شاهد سلطانی‌آزاد دیگر مستندی است که در قالب گفت‌وگو با نزدیکان شهیدکاظمی تولید شده است.
تمام! بله به‌جرات می‌توان گفت که تمام آنچه درباره یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان کشورمان تولید شده همین یکی، دو مستند است. نه از منش اخلاقی‌اش خبری هست و نه حضورش در جبهه، نه رفتارش با نزدیکان و نه تاثیرش در نیروی زمینی سپاه.
 
چند کتابی درباره شهیدکاظمی               
 اما لااقل در حوزه کتاب کمی شرایط بهتر است. هرچقدر در حوزه مستند درباره شهیدکاظمی کم‌کاری شده، لااقل اهالی دست‌به‌قلم اراده و پشتکار بیشتری درباره پرداخت به سردار کاظمی داشته‌اند. در ادامه چند نمونه از این کتاب‌ها را معرفی و مرور می‌کنیم.
 
«نردبانی برای چیدن نارنج» -کرامت یزدانی سوره مهر: در این اثر سرگذشت داستانی شهید احمد کاظمی از کودکی تا شهادت در 12داستان کوتاه مستقل روایت شده است. در این مجموعه داستانی، از درونمایه‌های نزدیک به فضای زندگی نسل‌های امروز برای جذابیت متن استفاده شده است. کتاب «نردبانی برای چیدن نارنج» نخستین اثر درباره سرلشکر شهید احمد کاظمی نیست. زندگی این سردار ارجمند لشکر اسلام، پیش از این نیز در کتاب‌هایی چون «مسافران ملکوت» مورد توجه واقع شده است اما آنچه کتاب «نردبانی برای چیدن نارنج» را از سایر آثار متمایز می‌کند، آن است که این کتاب از کودکی تا شهادت سردار شهید را برای گروه سنی نوجوان و جوان روایت می‌کند و در کنار کتاب‌های مجموعه «قصه فرماندهان» نشسته است.

«حاج احمد» -محمدحسین علی‌جان‌زاده
انتشارات شهیدکاظمی: خاطرات ناگفته و جدید از زوایای زندگی، دوران کودکی تا مبارزات انقلابی حاج‌احمد، خاطرات دوران آموزش‌های چریکی در سوریه و لبنان، حضور پرماجرا در کردستان، چگونگی عزیمت به جنوب و تشکیل تیپ هشت نجف اشرف، حضور در عملیات‌های مختلف و رشادت‌های این شهید بزرگوار از ویژگی‌های این اثر است.

«خط تماس» -محمدرضا بایرامی
انتشارات شهیدکاظمی: روایتی پازل‌گونه و متفاوت از دو روز پایانی عمر گران‌قدر شهید حاج‌احمد کاظمی که نویسنده با روش رفت و برگشت زمانی و غیرخطی ذهنی سعی دارد تا خواننده را به نقش‌های برجسته آن شهید بزرگوار آشنا کند. احمد کاظمی اول تیرماه 1337 در شهر نجف‌آباد اصفهان متولد شد. در طول دوران جنگ تحمیلی به‌عنوان فرمانده لشکر8 نجف در سپاه‌پاسداران فعالیت می‌کرد. از سال 1372 تا 1384 فرماندهی قرارگاه حمزه، لشکر امام‌حسین(ع) و فرمانده نیروی هوایی سپاه را برعهده داشت. در سال1384 به فرماندهی نیروی زمینی سپاه منصوب شد. در دی‌ماه1384 در سانحه سقوط هواپیمایی فالکن20 در نزدیکی ارومیه به شهادت رسید.

«پرواز آخر» - محمدمهدی بهداروند انتشارات شهیدکاظمی: یادداشت‌هایی درباره فرمانده دلاور و عزیز هشت سال دفاع مقدس؛ شهید حاج احمد کاظمی. فرماندهی که همه او را به مدیریت، اخلاق و رفاقت می‌شناسند. 
شهیدکاظمی بر سر دنیا با هیچ‌کس، حتی خودش معامله نکرد و با رفتنش الگویی شد برای آنانی که او را ندیدند.
 
فاتح خرمشهر
چه زیباتر و ماندنی‌تر از آنکه گوهری مثل حاج‌قاسم سلیمانی دل‌نوشته‌ای برای شهادتت نوشته باشد. حاج‌قاسم در رثای شهید احمد کاظمی دل‌نوشته‌ای را روی کاغذ آورده بودند که حسن ختام این گزارش خواهد بود:
 «دوستی در حماء از من خواست که درمورد لشکر نجف که امروز در نبرد سوریه مشغول فداکاری است، چیزی بنویسم. خواستم خواسته این برادر مجاهد را با کلامی ناقص و غیرکافی در حق این لشکر فداکار ادا کرده باشم.
وقتی نام لشکر نجف را می‌شنوم، قامتی بسیار زیبا و رعنای عرشی که بوی بهشت از آن همیشه استشمام می‌شد که قامت مردانه‌اش همچون کوهی پناهگاه سختی‌ها و دشواری‌ها بود، مردی که نجف‌آباد با همه بزرگانش مفتخر به نام و یاد اوست.
احمد عزیز، احمدی که وقتی در جلسه‌ای بود اطمینان در آن حاکم و غیابش نقصی بزرگ در قرار داشت. مردی که مشارکتش در نبردی موجب استحکام عمل و تضمین پیروزی بود، مجاهد بزرگی که فاتح خرمشهر بود. مردی که رقابیه را درنوردید. مردی که بارها با حکمت و شجاعتش دشمن را به تحقیر انداخت. ردپای او در 20هزار کیلومتر مناطق اشغالی توسط دشمن بعثی مشهور است. نور به‌جامانده، تابش مستمری که امروز میلیون‌ها نفر راهی آن می‌شوند و این دلیل آن را قافله راهیان نور نامیده‌اند.
احمدی که شادی و خنده‌اش، غم و غصه‌اش، اندوه و فرحش، زیبا و دوست‌داشتنی بود، مجاهدی که ایران در نقص عدم وجود و حضورش در غم است...»


 

ارسال نظر