|
شناسه خبر: 9795

حرکت به سمت بیرق سیاه داعش

تیم مشاوران موسوی و جریان سیاسی حامی آن‌ها(اصلاحات) می‌دانند که یکی از مستمسک‌ها و بهانه‌های ادامه حیات سیاسی آن‌ها، انتشار بیانیه‌های ساختارشکنانه علیه نظام است

روز گذشته سایت «کلمه» یکی از سایت‌های مدافع فتنه88 که فعالیت‌هایش برون‌مرزی است، متنی به‌ نقل از میرحسین موسوی منتشر کرد که محتوای آن چیزی جز حمله به سیاست‌های منطقه‌ای نظام جمهوری اسلامی، عقده‌گشایی علیه مدافعان حرم و موضع حمایتی از تروریست‌های سلفی تندرو در کشورهایی نظیر سوریه و عراق که تحت عنوان جعلی «دولت اسلامی عراق و شامات» شناخته می‌شوند، نبود.
میرحسین موسوی بعد از مدت‌ها بار دیگر قلم‌به‌دست شد و این‌بار نیز در بیانیه‌ای هجوآمیز، سیاست‌های نظام علیه تروریست‌های داعشی‌مسلک را به باد انتقاد گرفت. ساختار جمله‌بندی و ادبیات به‌کاررفته در این بیانیه بار دیگر این اصل را تایید کرد که موسوی تحت القائات عده‌ای معدود به نام «تیم مشاورین» است. تیم مشاورین مانند وقایع بعد از انتخابات88، موسوی را بار دیگر به معرکه‌‌ای فرستادند که این‌بار به حمایت از داعش و حفاظت غیرمستقیم از منافع رژیم‌صهیونیستی کشانده است. در شرایطی که از مدت‌ها پیش، اقداماتی تسهیلگرانه برای حصر در نظر گرفته شده بود اما به ‌نظر می‌رسد آن‌ها که ادامه حصر موسوی را ابزار بهتری برای خود می‌بینند، بار دیگر او را در مسیری قرار دادند که نتیجه آن از پیش مشخص است. به بیان بهتر، تیم مشاوران موسوی و جریان سیاسی حامی آن‌ها(اصلاحات) می‌دانند که یکی از مستمسک‌ها و بهانه‌های ادامه حیات سیاسی آن‌ها، انتشار بیانیه‌های ساختارشکنانه علیه نظام است.
موسوی در بیانیه جدی خود، به‌ نحو بسیار عجیبی علیه مبارزه با داعش در سوریه و همچنین کمک به گروه‌های مقاومت در یمن علیه جنایت آل‌سعود و ... موضع‌گیری کرده و حتی در گامی فراتر، حزب‌الله لبنان را به باد انتقاد گرفته و در مجموع مقاومت علیه داعش و اسرائیل و آل‌سعود و... را شوم و کجروی و «جرائم ننگین» خوانده است. در بخش دیگری از این بیانیه همچنین موسوی اهانت‌ وقیحی به سردار شهید همدانی، از سرداران شهید مدافع حرم روا داشت.
موسوی که در بهمن‌ماه سال1389 مردم را برای حمایت از جریان موسوم به «بهار عربی» به شورش خیابانی فراخواند و همین فراخوان زمینه تصمیم برای ایجاد محدودیت او شد، در بیانیه جدیدش بار دیگر به حمایت از این جریان پرداخت و سیاست نظام در مبارزه علیه تروریست‌های داعشی در عراق و سوریه و سایر کشورهای منطقه را به باد انتقاد گرفت. به نظر می‌رسد موسوی همچنان خود را در امتداد جریان موسوم به بهار عربی می‌پندارد و تصور می‌کند می‌تواند با تفسیر یکجانبه و ناقص از این جریان و تعمیم آن به تحولات سوریه و عراق(بدون درنظرگرفتن خطر داعش در این دو کشور)، خود را فردی آوانگارد و آزادی‌خواه جلوه دهد. این بیانیه غیر از نمایش یک سقوط کامل و بی‌حدومرز برای موسوی، آزمون بسیار بزرگی را پیش ‌پای برخی چهره‌های سیاسی ازجمله افرادی نظیر رییس دولت اصلاحات و بعضی دیگر از افرادی که خود را اصلاح‌طلب می‌خوانند قرار می‌دهد. عدم مرزبندی صریح و مشخص با چنین اقدامی، خط بطلانی بر ادعاهای اصلاح‌طلبانه آن‌ها خواهد بود.
تجربه پیشینی ثابت می‌کند که اصلاح‌طلبان نه‌تنها با امثال موسوی مرزبندی هویتی ندارند(و تمایلی نیز به ایجاد مرزبندی با او ندارند) بلکه موسوی برای آن‌ها، دکان‌دار خوبی درراستای بقا در آسمان سیاسی کشور است. به بیان بهتر، رادیکالیسم موسوی بهترین ابزار برای حیات اصلاح‌طلبی است که ظهور و حضورش از دوم خرداد به این‌سو، در اپوزیسیون‌نمایی و تقابل با نظام خلاصه شده است. در روزگاری که جریان اصلاحات در انزوا و سکوت سیاسی به سر می‌برد، موسوی یک‌تنه ریاست این جریان را به عهده گرفته و قصد دارد با هجوگویی، به بدن بی‌جان اصلاحات و اصلاح‌طلبی، خون تزریق کند.

ارسال نظر