|
شناسه خبر: 9835

سخن جدید کرباسچی درباره موسوی به چه معناست؟

تسلیم مقابل رادیکال‌ها

در روزهای گذشته نوشته میرحسین موسوی، کاندیدای اصلاح‌طلبان در سال88 در فضای رسانه‌ای کشور خبرساز شده است؛ متنی که دربردارنده حملات تند علیه جمهوری اسلامی و مدافعان حرم در مبارزه با داعش است.

در این بین کمترین انتظار این بود که اصلاح‌طلبانی که خود را پایبند به نظام و قانون اساسی می‌دانند، سریعا علیه موسوی و بیانیه او موضع بگیرند. این اتفاق نه‌تنها رخ نداد، بلکه تمام چهره‌های تعیین‌کننده جبهه اصلاحات، در سکوتی عمیق فرورفتند و نه‌تنها کوچک‌ترین واکنشی به این بیانیه نشان ندادند، بلکه از در توجیه بیانیه درآمدند.
مصاحبه اخیر غلامحسین کرباسچی با روزنامه هم‌میهن، بهترین آینه برای بیان تلخی وضعیت اصلاحات است؛ جناحی که نه‌تنها حاضر نیست مواضع ضدملی موسوی را محکوم کند که خواسته انقلابیون مبنی بر مرزبندی اصلاحات با مواضع او را هم زیر سوال می‌برد. سخن کرباسچی، به‌خوبی استحاله، رادیکالیسم، بی‌عملی و انفعال این جریان سیاسی را نشان می‌دهد. کار در جریان اصلاحات به جایی رسیده که فردی مانند کرباسچی که به میانه‌روی و عمل‌گرایی شناخته می‌شد هم مقابل رادیکال‌هایی مانند محمود صادقی، آذر منصوری، فیض‌الله عرب‌سرخی و‌ دیگرانی از این دست تسلیم شده و حاضر نیست با جملات ضدملی و تاسف‌بار موسوی، مرزبندی کند.
سوال بزرگ اما اینجاست که موسوی دیگر چه باید بگوید که امثال خاتمی، حسن خمینی و ناطق‌نوری که خود را خط امام(ره) راستین می‌دانند، لب بگشایند و او را نقد کنند؟ 
نوشته اخیر موسوی، علنا و عملا به رودررویی با کلیت ساختار نظام، رسانده است. 
 آیا ترس دارند که ژست اعتراضی و لوتری آن‌ها زیر سوال برود؟! آیا ترس دارند که اداهایی مثل فاتحه‌خوانی با لباس غیررسمی بر سر مزار مرحوم شجریان و تصویرسازی‌های نچسب این‌چنینی، ملکوک شود و از چشم برخی نیروهای هنجارشکن، بیفتند؟! اگر اینگونه است که ادعای ولایتمداری آن‌ها از اساس، زیر سوال است.
وقتی اهانت به مدافعان حرم هم غیرت اینان را به جوش نمی‌آورد، باید قدمی فراتر گذاشت و گفت که مساله فقط بی‌عملی یا ترس از رادیکال‌ها نیست، مساله شاید همدلی و هم‌نظری با رادیکالیسم باشد. در چنین شرایطی بی‌اعتمادی حاکمیت به جریان اصلاحات نتیجه طبیعی عملکرد این جریان سیاسی خواهد بود. جریان اصلاحات نمی‌تواند از سویی در مقابل اهانت به مدافعان حرم ساکت باشد و از سوی دیگر خود را بخشی از حاکمیت بداند.

 

ارسال نظر