|
شناسه خبر: 4755

نگاهی به مهم‌ترین فیلم‌های اقتباسی سینمای ایران؛

جای خالی‌ اقتباس ادبی در سینمای ایران

سینمای ایران نیز گرچه از سهم کمتری در اقتباس ادبی برخوردار است، غالب آثار مکتوبی که تا امروز به فیلم یا مجموعه تلویزیونی تبدیل شده‌، آثاری درخور و ارزشمند بوده‌اند.

روزنامه «صبح نو»- در شماره 1227 روزنامه «صبح‌نو» به تاریخ 13مردادماه 1400 به مساله اقتباس ادبی در سینمای جهان پرداختیم. اینک در قسمت دوم آن گزارش، دیگر جوانب همان موضوع را پیگیری می‌کنیم. چنان‌که می‌دانیم اقتباس از اصلی‌ترین تکنیک‌های فیلمنامه‌نویسی در ساخت فیلم و سریال‌های سینمای جهان است. حتی در مراسم سینمایی اسکار، یک جایزه به فیلمنامه اقتباسی داده می‌شود، تنها به این دلیل که هر کتاب یا رمان مشهوری که مورد توجه مخاطب قرار می‌گیرد، وقتی به فیلم یا سریال تبدیل شود، نتایج مهمی را هم‌زمان به همراه دارد، شامل اقبال مخاطب،کنجکاوی او درباره اثر، روشن‌بودن تکلیف مخاطب با هدف آن ژانر و اینکه تبدیل یک اثر ادبی به محصولی نمایشی همیشه جذاب است. سینمای ایران نیز گرچه از سهم کمتری در اقتباس ادبی برخوردار است، غالب آثار مکتوبی که تا امروز به فیلم یا مجموعه تلویزیونی تبدیل شده‌، آثاری درخور و ارزشمند بوده‌اند. در این فرصت کوتاه، نگاهی به شماری از مهم‌ترین فیلم‌های اقتباسی سینمای ایران داشته‌ایم و در این مسیر، از نظرات و انتقادات برخی سینماگران و منتقدان بهره بردیم.

ستاره‌های ادبیات بر پرده سینما

 تعداد آثاری که از پیش از وقوع انقلاب57 تا امروز در سینمای ایران مورد اقتباس ادبی قرار گرفته‌اند، آن‌قدر زیادند که در یک گزارش نمی‌توان به همه آن‌ها پرداخت اما در این فرصت کوتاه مروری بر شماری از معدود داستان‌های ادبیات ایران که به فیلم تبدیل شده‌اند، داشته‌ایم.

«تنگسیر» ساخته امیر نادری (سال52) براساس رمانی به همین نام نوشته صادق چوبک مقابل دوربین رفت. گفت‌وگوهای فیلم به زبان فارسی و لهجه بوشهری است. گرچه تنگسیر تنها اقتباس سینمایی نادری است اما برخی منتقدان این فیلم را از رمان تاثیرگذارتر و گروهی نیز آن را اقتباسی موفق از یک اثر ادبی می‌دانند که به‌درستی با حذف بخش‌هایی از داستان و تمرکز بر اجزای دیگر داستان، موجب تقویت و تمرکز روایت دراماتیک فیلم شده است. موقعیت نمایشی فیلم تنگسیر، انتقامی دیوانه‌وار است؛ طغیان یک انسان علیه قدرت‌های حاکم. واژه قهرمان کاملا شایسته شخصیت زائرمحمد است؛ زیرا او از هر نظر قهرمانی واقعی است. او تصمیمی می‌گیرد که تقریبا کسی جرات فکرکردن به آن را ندارد.

«ناخداخورشید» از مهم‌ترین آثار اقتباسی سینمای ایران و کارنامه هنری استاد ناصر تقوایی است که سال65 ساخته شد. این فیلم برداشتی آزاد از داستان «داشتن و نداشتن» نوشته ارنست همینگوی آمریکایی است. تقوایی با پیشینه ادبی ناشی از تحصیل در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دانش سینمایی، یکی از بهترین فیلم‌های اقتباسی سینمای ایران را ساخت. برداشت آزاد او از داستان همینگوی و ایرانیزه‌کردن آن، کاری دشوار بود که تقوایی به‌خوبی از پس آن برآمد. چنانچه انگار از ابتدا ناخداخورشید قهرمان داستان بوده، نه کاپیتان مورگان؛ البته سال1936 هاوارد هاکس نیز فیلمی به همین نام با بازی همفری بوگارت ساخت که ویلیام فالکنر -نویسنده معروف-از فیلمنامه‌نویسانش بود اما در نسخه ایرانی، بوگارت جای خود را به داریوش ارجمند داد. اینکه تقوایی فضای رمان همینگوی را به جنوب ایران می‌آورد و آیین‌ها و سنت‌های مردم آن خطه را در فیلم می‌گنجاند و حتی به تاریخ ایران و قتل حسنعلی منصور اشاره‌ای دارد، بسیار تحسین‌برانگیز است. تقوایی همچنین فیلم «آرامش در حضور دیگران» را با اقتباس از رمان دکتر غلامحسین ساعدی ساخته و ازاین‌رو می‌توان او را یکی از موفق‌ترین کارگردانان ایرانی در زمینه اقتباس نامید.

«شازده‌احتجاب» به کارگردانی بهمن فرمان‌آرا و بازی زنده‌یاد جمشید مشایخی، فخری خوروش و نوری کسرایی، روایت یک شب تا صبح از زندگی شازده‌ای قاجاری است که به‌مرور خاطرات و زوال خود می‌پردازد. این فیلم نیز براساس رمانی با نام مشابه اثر هوشنگ گلشیری ساخته شد و از فیلم‌های مهم موج‌ نوی سینمای ایران بود. فیلم مانند کتاب، سعی کرده رفت‌وبرگشت‌های زمانی را حفظ و در هم ادغام کند.

«گاوخونی» که به نویسندگی و کارگردانی بهروز افخمی براساس رمانی نوشته جعفر مدرس‌صادقی سال82 ساخته شد، داستان کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که مرور خاطرات پدر مرده‌اش، زادگاهش اصفهان و رودخانه زاینده‌رود او را به مرز پریشانی می‌کشاند. افخمی درباره این اقتباس گفته است: «گاوخونی داستان فوق‌العاده‌ای است؛ یکی از بهترین داستان‌های تاریخ ادبیات داستانی ایران. به‌خصوص که شاید بتوان به آن گفت فیلم پلیسی درباره خواب‌ها! یعنی یک فیلم پلیسی که در خواب‌ها و کابوس‌ها اتفاق می‌افتد». باوجوداین، بسیاری از منتقدان سینما، فیلم را نپسندیدند و گلایه کردند تجربه تماشای این فیلم، چه مزیتی نسبت‌به خواندن رمان دارد؟!

«اینجا بدون من» ساخته بهرام توکلی، اقتباسی از نمایشنامه «باغ‌وحش شیشه‌ای» تنسی ویلیامز بود که باید آن را جزو اقتباس‌های موفق و محبوب سینمای ایران دانست. توکلی با مهارت و تجربه کافی این فیلم را در شکلی ایرانیزه کارگردانی کرد و داستان را مطابق سلیقه تماشاگر عام و خاص ایرانی روایت کرد.

نگاه منتقدان و سینماگران

طالبی‌نژاد: سینمای موج نوی ایران، مدیون ادبیات است

احمد طالبی‌نژاد، نویسنده، کارگردان، منتقد سینما و ادبیات، روزنامه‌نگار، از چهره‌های شاخصی است که فیلم‌های «من بن‌لادن نیستم» و «دندان مار» به نام او گره خورده‌اند؛ اولی در مقام کارگردان و دومی به‌عنوان نویسنده داستانی که مسعود کیمیایی بر پایه آن یکی از شاخص‌ترین فیلم‌های خود را ساخت. طالبی‌نژاد درباره عدم تمایل فیلمسازان به اقتباس ادبی در سینمای ایران به «صبح‌نو» می‌گوید: «در اقتصاد سینمای ایران فضایی برای خرید رایت سینمایی رمان‌ها و مجموعه‌داستان‌ها تعریف نشده است. کارگردانان سینمای ما ترجیح می‌دهند از فیلمنامه اورجینال استفاده کنند که مجبور نشوند پولی بابت یک اثر ادبی بپردازند. درحالی‌که نمی‌دانند آن اثر ادبی اعتباری دارد که می‌تواند به ارزش‌های فیلم اضافه کند. من همیشه مثال می‌زنم که اگر روزگاری طلسم بشکند و رمان درجه‌یک «سووشون» خانم سیمین دانشور به فیلم برگردانده شود، میلیون‌ها نفر این فیلم را می‌بینند، چون رمان به‌اندازه کافی مشهور است و خیلی‌ها دوست دارند قهرمانانش را روی پرده سینما ببینند؛ بنابراین اقتصاد ضعیف و بلاتکلیف سینمای ایران اجازه نمی‌دهد در فهرست هزینه‌های تولید فیلم جایی برای خرید رایت آثار ادبی در نظر گرفته شود».

طالبی‌نژاد ادامه می‌دهد: «اختلافی که بین نویسندگان و فیلمنامه‌نویس و کارگردان اثر پیش می‌آید، ناشی از تفاوت مدیوم است. سینما و ادبیات هرکدام زبانی مخصوص به خودشان دارند و این دو گاهی به‌دلیل عدم شناخت کافی طرفین از یکدیگر باعث بحث و جدل می‌شود. متاسفانه خیلی از داستان‌نویس‌های ما با مدیوم سینما آشنا نیستند؛ ازاین‌رو وقتی اثری اقتباس می‌شود، می‌بینند که چندان با داستان مطابق نیست. درمجموع شروع می‌کنند به اعتراض که نمونه‌هایش در سینمای ایران زیاد بوده است. مثل ماجرای استاد دولت‌آبادی و مسعود کیمیایی در مورد فیلم «خاک» بگیرید تا آثار دیگر. حتی شاید خیلی‌ها ندانند بین کیومرث پوراحمد و هوشنگ مرادی‌کرمانی حین ساخت «قصه‌های مجید» اختلافی به وجود آمد و نزدیک بود دوستی چندساله آن‌ها را به هم بزند که خوشبختانه به‌خیر گذشت. علتش این بود که آقای مرادی‌کرمانی همان‌قدر که عاشق ادبیات است، عاشق سینما نیز هست و فهمید که دو زبان سینما و ادبیات تفاوت‌هایی با هم دارند».

صاحب‌امتیاز و مدیرمسوول ماهنامه هنری «هفت» درباره تاثیر کاربرد اقتباس ادبی در سینما می‌افزاید: «اگر به تاریخ سینمای ایران و جهان رجوع کنید، بهترین و ماندگارترین آثار سینمایی آن‌هایی هستند که از ادبیات اقتباس شده‌اند. نمونه سرشناس آن فیلم «بربادرفته» است ولی خیلی از فیلم‌های درجه‌یک سینمای آمریکا و اروپا رگ و ریشه ادبیات دارند. سینمای ایران هم به‌ویژه در جریان موسوم به موج نو خیلی مدیون ادبیات است. نگاه کنید آقای تقوایی چقدر از ادبیات اقتباس کرده است. از فیلم «آرامش در حضور دیگران» بگیرید تا «ناخداخورشید» که از داستان «داشتن و نداشتن» همینگوی اقتباس شد. همچنین داریوش مهرجویی. حتی خیلی‌ها معتقدند فیلم‌های اقتباسی آقای کیمیایی ازجمله «داش‌آکل»، «خاک» و «غزل» جزو بهترین کارهای اوست که البته من این نظر را خیلی قبول ندارم اما پشتوانه‌ای که در ادبیات و شخصیت‌های پرورده و آماده و درست موجود است، می‌تواند در سینما خیلی به ماندگاری و تاثیرگذاری فیلم‌ها بر مخاطب کمک کند. این خلأیی که الان در سینمای ما وجود دارد، باعث شده فیلمنامه‌های ما یک‌بارمصرف باشند، مثل گزارش‌های تلخ اجتماعی که یک‌بار ببینی کفایت می‌کند. درصورتی‌که فیلم خوب یعنی شما هربار که ببینید، یک‌چیزی در آن کشف کنید. الان 50سال از ساخت فیلم «گاو» می‌گذرد و هربار که آن را می‌بینید، نکته تازه‌ای در آن کشف می‌کنید. این فیلم همان‌قدر که مدیون مهرجویی و کارگردانی‌اش است، مدیون جنبه ادبی اثر نوشته دکتر غلامحسین ساعدی هم است».

پریسا آزمایش: اغلب فیلم‌ها براساس کتاب‌های پرفروش ساخته می‌شوند

پریسا آزمایش، فیلمنامه‌نویس و کارگردان فیلم‌های کوتاه موفق «یک آرایش ساده» و «رسوب» نیز درباره تاریخ اقتباس ادبی در سینمای ایران و اهمیت آن معتقد است: «اقتباس در سینمای ایران، بیش از هر چیز یادآور نام داریوش مهرجویی است که نیمی از فیلم‌هایش مبتنی بر اقتباس‌اند. غیر از مهرجویی، فیلمسازانی که علاقه مشخصی به اقتباس نشان داده باشند، انگشت‌شمارند. در میان آن‌ها به دلایلی اقتباس از آثار خارجی بیشتر از آثار داخلی است. درام‌ و نمایشنامه‌نویسی در ایران، سنتی با پیشینه‌ای لاغر و نحیف است و رمان‌نویسی نیز در ایران نوپاست. درحالی‌که بنا بر آنچه معمول است، اولین رمان جهان را «دن کیشوت» می‌شناسند که در آغاز سده هفدهم نوشته شده، نخستین رمان ایرانی بنا بر نظر برخی «تهران مخوف» و به عقیده برخی دیگر، «بوف کور» صادق هدایت به حساب می‌آید که در هر دو صورت، تاریخ نگارش رمان در کشور ما کمتر از صدسال است».

 آزمایش می‌افزاید: «در این صدسال رمان‌نویسی با فراز و نشیب بسیار همراه بوده است. فارغ از سانسور و مشکلاتی که پس از انقلاب، کتاب‌هایی که پیش از سال57 چاپ شده و نویسندگان جوان داشته‌اند، رمان‌خوانی در کشور ما هیچ‌گاه فراگیر نشد. فرهنگ ما، عموما مبتنی بر شنیدن سخنرانی و وعظ بوده تا خواندن! همچنین آثار ادبی همواره منظوم بوده‌اند، نه منثور. در صدسالی که رمان پا گرفته، شعرا نام‌آشناترند تا نویسندگان. رمان‌های نویسندگان به‌ویژه نویسندگان جوان، بیشتر مبتنی بر سبک نوشتاری، بیان درونیات و احساسات کاراکترها، ایجاد فضایی بین واقعیت و خیال است و کمتر بنا بر قصه و امور بیرونی پیش می‌رود؛ بنابراین اقتباس سینمایی، آن هم در سینمایی که مخاطبش  بیشتر ژانر اجتماعی را دنبال می‌کند، سخت به نظر می‌رسد».

 این کارگردان یادآوری می‌کند: «با نگاهی به آثار سینمایی اقتباسی در جهان و تعداد تیراژ کتابی که از آن اقتباس شده، درمی‌یابیم فیلم‌ها اغلب براساس کتاب‌های پرفروش ساخته می‌شوند. حتی تماشاگران به دیدن فیلم‌هایی که براساس نمایشنامه‌‌های مشهور که‌ ده‌ها بار اجرا یا فیلم‌هایی از آن‌ها ساخته شده، علاقه نشان می‌دهند اما چنین کتاب‌هایی در کشوری که صنعت نشر آن همواره با مشکلات اقتصادی دست‌به‌گریبان است، سخت یافت می‌شود. حتی در قالب فیلم‌ها و سریال‌هایی-«دایی‌جان ناپلئون» و «زخم کاری»- که بر مبنای اقتباس ساخته شده‌اند، محصول تصویری باعث شهرت اثر ادبی شده است»

اخبار مرتبط

ارسال نظر