|
شناسه خبر: 4918

بررسی تطبیقی «دایی‌جان ناپلئون» و «ناخداخورشید» با متن ادبی آن‌ها؛

اقتباس سینمایی خلاقانه با وفاداری به متن

متاسفانه اقتباس ادبی در سینمای پس از انقلاب، به دلایلی رو به فول گذاشت و تعداد آثار اقتباس‌شده از ادبیات، روزبه‌روز کاهش یافت. در این میان، آثار شاخص و قابل‌تامل نیز بالطبع کم بود.

روزنامه «صبح نو»- اقتباس ادبی در سینمای جهان به پیوند و پویایی هرچه بیشتر سینما و ادبیات کمک کرده است. در سینمای جهان فیلم‌های ماندگار تاریخ سینما با الهام از آثار ادبی ساخته شده‌اند. آثاری چون «بربادرفته»، «تولد یک ملت»، «کازابلانکا»، «ماجرای نیم‌روز»، «پنجره‌ عقبی»، «پدرخوانده»، «جن‌گیر»، «پرواز بر آشیانه‌ فاخته» (در ایران با نام «دیوانه از قفس پرید)، «فارست گامپ»، «خوشه‌های خشم»، «زوربای یونانی»، «سکوت بره‌ها»، «کابوی نیمه‌شب»، «تمام مردان رییس‌جمهور» و ده‌ها مثال دیگر که می‌توان به‌عنوان نمونه از آن‌ها نام برد. حال آنکه سینمای ایران از این ظرفیت، کمترین بهره را می‌برد و میان بهترین آثار سینمای ایران، ادبیات جایگاه شاخصی ندارد.

فیلم‌های مشهور و بعضا مهمی مانند گاو (نوشته‌ غلامحسین ساعدی/ ساخته‌ داریوش مهرجویی)، شازده‌احتجاب (نوشته‌ هوشنگ گلشیری/ ساخته‌ بهمن فرمان‌آرا)، خاک (نوشته‌ محمود دولت‌آبادی/ ساخته‌ مسعود کیمیایی)، داش‌آکل (نوشته‌ صادق هدایت/ ساخته کیمیایی)، غزل (نوشته‌ خورخه لوییس‌بورخس/ ساخته‌ کیمیایی) و... از نمونه‌های موفق پیش از انقلاب57 محسوب می‌شود اما متاسفانه اقتباس ادبی در سینمای پس از انقلاب، به دلایلی رو به فول گذاشت و تعداد آثار اقتباس‌شده از ادبیات، روزبه‌روز کاهش یافت. در این میان، آثار شاخص و قابل‌تامل نیز بالطبع کم بود. یکی از نمونه‌های موفق اقتباس ادبی را در آثار «هوشنگ مرادی‌کرمانی» می‌توان دید، طوری که بیشترین اقتباس را از آثار او در حوزه کودک، نوجوان و گاهی بزرگسال شاهد هستیم. مجموعه‌آثاری که از داستان‌های مرادی‌کرمانی به تصویر درآمده، عموما آثاری قابل‌قبول و موفق‌اند. از سویی نیز به شهرت و اعتبار نویسنده نیز افزوده، چنانکه آثار مکتوب و فیلم‌شده‌ او با تیراژهای بالا تجدیدچاپ و فروخته شدند. استفاده از ادبیات در سینما به استحکام جایگاه کارگردان‌ها هم کمک شایانی کرده است. همچنین استفاده از ادبیات به یاری پیشرفت و ترقی نویسنده آمده و نویسنده از محبوبیت بیشتری برخوردار و آثارش با فروش بالاتری مواجه می‌شود؛ برای نمونه، پس از اکران فیلم «لیلا»، رمان«لیلا» نوشته‌ مهناز انصاریان با استقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شد. یکی از دلایل عدم استقبال از ادبیات در سینمای پس از انقلاب میان نویسندگان و داستان‌نویسان ایرانی، بحث ممیزی است. برخی از آثار در حوزه‌ ادبیات هنگامی که بخواهند به تصویر درآیند، با توجه به تعداد مخاطب بیشتر دچار ممیزی می‌شود و خیلی از نویسندگان علاقه ندارند آثارشان با جرح و تعدیل به نمایش درآید؛ بنابراین به واسطه‌ مضامین حاشیه‌دار در ادبیات ایران، سینما کمتر توانسته از رمان و داستان‌های کوتاه در آثار خود استفاده کند.

سینمای پس از انقلاب

در سینمای پس از انقلاب داریوش مهرجویی، کیومرث پوراحمد و ناصرتقوایی نمونه‌های شاخصی هستند که از اقتباس ادبی بهترین استفاده را در آثارشان کرده‌اند. مهرجویی برای ساخت فیلم‌هایی مثل پری، مهمان مامان و لیلا با الهام از آثار ادبی توانست آثار سینمای ممتازی ارائه کند. همچنین پوراحمد با ساخت مجموعه‌ تلویزیونی «قصه‌های مجید» در آشتی سینما با ادبیات نقش بسزایی داشت اما آثار ادبی که ناصر تقوایی به تصویر کشید، از جایگاه ویژه‌تری برخوردارند. او با ساخت سریال «دایی‌جان ناپلئون» براساس رمان «ایرج پزشک‌زاد» و فیلم «ناخدا خورشید» براساس رمان «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی نمونه‌های عالی، مثال‌زدنی و ماندگاری را در حیطه‌ اقتباس رقم زد. بدیهی است انتخاب یک اثر ادبی برای سینما باید ویژگی‌های خاص خودش را داشته باشد. انتخاب اثری از ارنست همینگوی به دلیل اینکه آثار این نویسنده، سرراست و داستان‌گو هستند، در وهله‌ نخست بسیار انتخاب هوشمندانه‌ای محسوب می‌شود. شخصیت اصلی داستان «داشتن و نداشتن» با کرایه‌دادن قایق خود به ماهیگیران و قاچاق مشروب، گذران زندگی می‌کند اما با قرارگرفتن بر سر راه چند نفر که عضو یک گروه انقلابی هستند، جانش را از دست می‌دهد. حالا «داشتن و نداشتن» از سرزمینی به سرزمینی دیگر رفته و با فرهنگ، سنت و موقعیت سرزمین جدید به خوبی عجین شده و اثری ماندگار با روایت ایرانی خلق شده که با گذشت زمان، هنوز از تازگی آن کاسته نشده است. حال آنکه اگر کارگردان قصد آن داشت که کاملا در ادبیات همینگوی غرق شود، نه‌تنها نمی‌توانست ماندگار شود که حتی موفق نمی‌شد با مخاطب ارتباط برقرار کند ولی تقوایی با دانش و آگاهی کامل فرهنگ و سنت جنوبی را چنان در اثر آمیخته و تزریق کرده که گویی این  داستانی ایرانی و خاصه‌ مردم جنوب است. رمان طی چند فصل روایت می‌شود اما در فیلم «ناخدا خورشید» ماجرا طی یک هفته روایت می‌شود و همچنین حذف بخش‌هایی از رمان در فیلم به فضاسازی بهتر و بومی‌شدن داستان کمک کرده است. به‌عنوان مثال، قطع‌شدن دست ناخدا در رمان در فصل سوم رخ می‌دهد، حال آنکه در فیلم از ابتدا شاهد این نقص عضو هستیم.

دو نمونه مهم

ناخدا خورشید برخلاف ناخدا مورگان- در کتاب- که قصد نجات دزدهای بانک را دارد، تبعیدی‌های سیاسی و ترورکنندگان حسن‌علی منصور را نجات می‌دهد. 

ناخدا خورشید اگر دست به قاچاق می‌زند، مجبور است؛ زیرا همه‌ راه‌های کسب درآمد از او ازسمت شخصی به نام خواجه‌ممد بسته شده است. درحالی‌که چنین شخصی در رمان همینگوی وجود ندارد. این تغییر در فیلم به فضاسازی و بومی‌کردن درون‌مایه‌ فیلم کمک شایانی کرده است. 

ناخدا خورشید فرد معتقد و باخدایی است که حلال و حرام برای او مهم است ولی ناخدا مورگان به‌دلیل شرایط و موقعیت، اعتقادات مذهبی ندارد. از طرفی نیز تقوایی بخش‌هایی از رمان را حذف کرده که برای یک اقتباس ایرادی محسوب نمی‌شود. او با محور قراردادن اصل داستان توانسته اثری ماندگار خلق کند که گویی در اصل، داستانی ایرانی است. تقوایی همچنین با ساخت سریال «دایی‌جان ناپلئون» با الهام از رمان «دایی‌جان ناپلئون» قدرت خود را در برگردان یک اثر ادبی به فیلم نشان داده است. رمان در زمان انتشار خود نتوانست با مخاطب ارتباط چشمگیری برقرار کند اما تقوایی با شناخت منحصربه‌فردش از ادبیات توانست اثری جاودانه خلق کند؛ داستانی سرراست و ساده با قصه‌گویی شیرین، طوری که بنا بر گفته خیلی از مردم، هنگام پخش سریال خیابان‌ها سوت و کور بود و همه با اشتیاق سریال را دنبال می‌کردند.

در دوران نوجوانی، رمان «دایی‌جان ناپلئون» خیلی تصادفی به دستم رسید؛ داستانی جذاب که  به‌سختی می‌توانستم از آن جدا شوم. پس از پایان کتاب همیشه علاقه‌مند بودم سریال آن را ببینم اما این توفیق سال‌ها بعد نصیبم شد. نکته مهم و قابل‌تامل اینکه آنچه در صفحه‌ تلویزیون می‌دیدم بسیار به متن اصلی وفادار بود. تقوایی در خلق این مجموعه، بسیار به متن وفادار است، جز بخش انتهایی رمان که پس از مرگ دایی‌جان، مش‌قاسم راه او را به‌صورت اغراق‌شده ادامه می‌دهد. در سریال این بخش حذف شده ولی در بقیه اتفاقات به‌شدت به اثر وفادار است. به‌جرات می‌توان دایی‌جان ناپلئون را یکی از مجموعه‌های موفق و ماندگار تاریخ سریال‌سازی ایران برشمرد. قطعا ادبیات داستان‌گو می‌تواند به سینمای ایران کمک کند؛ سینمایی که ضعف داستان‌گویی به‌وضوح در آن قابل‌مشاهده است. اگر کارگردانان سینمای ما توجه بیشتری به ادبیات کهن و معاصر ایران کنند، آثار ساخته‌شده از کیفیت و ماندگاری بیشتری نیز برخوردار خواهند بود.

اخبار مرتبط

ارسال نظر