|
شناسه خبر: 5015

به بهانه اکران «درخت گردو»؛

اشک‌واره سینمایی

«درخت گردو» فیلمی به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی سیدمصطفی احمدی محصول سال ۱۳۹۸ سینمای ایران است. فیلمنامه این اثر ازسوی ابراهیم امینی و حسین حسنی نوشته شده‌ است. این فیلم از فیلم‌های راه‌یافته به بخش اصلی سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر است.

روزنامه «صبح‌نو»- «درخت گردو» فیلمی به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی سیدمصطفی احمدی محصول سال ۱۳۹۸ سینمای ایران است. فیلمنامه این اثر ازسوی ابراهیم امینی و حسین حسنی نوشته شده‌ است. این فیلم از فیلم‌های راه‌یافته به بخش اصلی سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر است. محمدحسین مهدویان سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و پیمان معادی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را کسب و مینو شریفی بازیگر نقش مریم نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. ترانه این فیلم با شعری از روزبه بمانی و صدای علیرضا قربانی خوانده شده‌ است و حبیب خزایی‌فر به‌عنوان آهنگساز و اردشیر کامکار به‌عنوان کمانچه‌نواز با این فیلم همکاری کرده‌اند. داستان فیلم «درخت گردو» در سه بازه زمانی سال‌ها ۶۶، ۸۳ و ۹۵ روایت می‌شود و براساس داستان واقعی تلخ زندگی فردی رنج‌کشیده‌ اهل کردستان، به نام قادر مولان‌پور است که خانواده‌اش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت بودند. پیمان معادی نقش فردی به‌نام «قادر مولان‌پور» را بازی می‌کند که در خلال بمباران شیمیایی سردشت خانواده‌اش دچار مشکلات شیمیایی می‌شوند. دراین گزارش به بهانه اکران «درخت گردو»، ابتدا جنایات صدام در موضوع حملات شیمیایی را مرور و سپس به فیلم محمدحسین مهدویان نگاهی می‌اندازیم.

استاد قادر

 قادر مولان‌پور مشهور به «وه ستا قادر ره ش. هه رمی» (استاد قادر)، پدر سه شهید بزرگوار است که در تاریخ ۱۱دی‌ماه ۱۳۹۵ و در۷۰سالگی در منزل شخصی خود درگذشت. تهیه و اکران فیلم درخت گردو که روایتی از زندگی او را در خود جای داده است، دوباره یاد وی و فرزندان شهیدش را در دل‌ها زنده کرد. به گزارش «تابناک»، این همسر و پدر سه شهید در هفتم تیر سال۶۶ بر اثر بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق و اصابت یک بمب به روستای «ره ش. هه رمی» از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت سه فرزندش به نام‌های شهین، ناصر و مال‌مال مولان‌پور و همچنین همسرش را درحالی‌که باردار و پابه‌ماه بود، از دست داد.

همسر مرحوم مولان‌پور، پس از وضع حمل در یکی از بیمارستان‌های شهر تبریز شهید شد. مولان‌پور هم درحالی‌که برای دفن یکی از فرزندانش از تبریز راهی سردشت شده بود، خبر شهادت همسرش را هم به او دادند.  پیشتر انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی شهرستان سردشت، قادر مولان‌پور را نماد مظلومیت هشت‌هزار و ۲۴مصدوم شیمیایی هفتم تیر سال ۶۶ این شهرستان معرفی کرده بود. وضعیت پیش‌آمده برای قادر مولان‌پور در دوران جنگ، یکی از شاهدان و اسناد معتبر پرونده قضایی هشت‌سال جنگ تحمیلی عراق ضد کشورمان در لاهه کشور هلند و تنها پرونده مطرح‌شده در یک دادگاه اروپایی بود که منجر به ۱۷سال محکومیت فرانس فان آنرات به‌عنوان جنایتکار جنگی شد. حدود یک‌سال پیش تندیسی از این مرد بزرگ در سردشت رونمایی شد. 

«درخت گردو» در واقع با الهام از زندگی این فرد ساخته شده است.

 «صدام»؛ یک جنایتکار بدون مرز

یکی از وحشیانه‌ترین و غیرانسانی‌ترین اقدام‌های نظامی رژیم بعث در جنگ تحمیلی استفاده از سلاح کشتار جمعی به‌ویژه سلاح شیمیایی بود؛ در یکی از این حمله‌ها، نیروی هوایی عراق در هفتم تیر ۱۳۶۶خورشیدی با استفاده از سلاح شیمیایی در چهار منطقه کردنشین سردشت از توابع آذربایجان‌غربی، هزاران مصدوم بر جای گذاشت تا از شهری که ۱۲هزار تن جمعیت داشت، طبق آمار رسمی هشت‌هزار و ۲۵تن مصدوم و از این تعداد ۱۳۰تن در همان دقایق نخستین شهید شدند. در چنین شرایطی که این اتفاق غیرانسانی علیه مردم ایران به وقوع پیوست مانند همیشه آن‌هایی که دم از حقوق بشر می‌زدند، نه‌تنها این حرکت غیرانسانی رژیم بعث را محکوم نکردند، بلکه تا جایی که می‌توانستند از کمک به این رژیم فروگذاری نکردند و حتی رسانه‌های آن‌ها هم واکنش چندانی نسبت‌به این موضوع از خود نشان ندادند. استفاده از سلاح‌های شیمیایی از طرف رژیم بعث در شرایطی صورت گرفت که جزو ۱۲۰کشور امضاکننده پروتکل ژنو در ارتباط با منع استفاده از سلاح‌های سمی، خفه‌کننده و ترکیبات باکتریولوژیک بود. پروتکل ۱۹۲۵ژنو که در قطعنامه ۲۱۶۱ سازمان ملل متحد دگربار به تصویب رسید و به‌صراحت استفاده از  سلاح‌های شیمیایی را منع می‌کند. به گزارش ایرنا، آمار شهدای دفاع مقدس ۲۱۳هزار و ۲۵۵نفر است که از این تعداد ۱۵۵هزار و ۸۱نفر در جبهه‌های جنگ و ۱۶هزار و ۱۵۴نفر بر اثر حمله‌های هوایی و توپخانه‌ای دشمن به شهرها و مناطق مسکونی، ۱۱هزار و814 نفر در حوادث متفرقه   و ۹هزار و ۸۸۹نفر در سایر موارد به شهادت رسیدند اما استفاده این رژیم از سلاح شیمیایی در جبهه‌ها و حتی مناطق مسکونی صفحه دردناک‌تر هشت‌سال مقاومت ملت ایران در برابر تهاجم رژیم بعثی عراق بود.

شمار زیادی از شهروندان غیرنظامی در بمباران شیمیایی شهرهای «سردشت» و «اشنویه» در آذربایجان‌غربی، «حلبچه» در اقلیم کردستان عراق و روستاهای مریوان در استان کردستان بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی جان خود را از دست دادند و طبق آخرین بررسی‌ها، رژیم بعثی عراق در طول هشت سال دفاع مقدس با استفاده از ۶هزار بمب شیمیایی در قالب ۲۴۲نوبت بمباران، جنایت‌های گسترده‌ای را مرتکب شد که تنها بخش کمی از این جنایت در رسانه‌های غربی منعکس شد. استفاده مکرر این رژیم از سلاح‌های شیمیایی و سکوت جامعه جهانی از این جنایت ثابت کرد که دولت‌های غربی برخلاف معاهده‌های بین‌المللی این سلاح‌ها را در اختیار رژیم بعثی عراق قرار داده‌اند و هنوز هم پرونده‌های سنگین این جنایت ضدبشری در دادگاه‌های بین‌المللی به نتیجه نرسیده و سازمان‌های مدافع حقوق بشر تاکنون در این زمینه سکوت کرده‌اند.

در مجموع ۲۰۷شرکت اروپایی ازجمله شرکت‌هایی از کشورهای هلند، آلمان و فرانسه در دوران جنگ تحمیلی به رژیم بعث عراق سلاح کشتارجمعی شیمیایی فروختند که بعدها دادگاه بین‌المللی «لاهه» جنایت بمباران شیمیایی صدام را نسل‌کشی علیه بشریت اعلام کرد و به آن رأی داد. نخستین حمله شیمیایی عراق علیه ایران در بیست‌وسوم دی ۱۳۵۹ در ۵۰کیلومتری غرب ایلام صورت گرفت و سکوت مجامع بین‌المللی پس از این رویداد سبب شد تا این رژیم به استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی ادامه و از آن پس به‌صورت مستمر نواحی گوناگون ایران و مناطقی از عراق را مورد هجوم سلاح‌های شیمیایی قرار دهد. رژیم بعثی عراق هنگامی از سلاح‌های شیمیایی در طول جنگ تحمیلی بهره می‌برد که جزو ۱۲۰کشور امضاکننده پروتکل ژنو درباره منع استفاده از سلاح‌‌های سمی و شیمیایی بود.

آمریکا از همراهی تا سکوت

حملات عراق در مارس۱۹۸۸ به شهر کردنشین حلبچه - جایی که نیرو‌های دولت عراق پنج‌هزار نفر از غیرنظامیان را با استفاده از گاز سلاح‌های شیمیایی قتل‌عام کردند- توسط دولت رونالد ریگان نادیده انگاشته شد. فاجعه حلبچه یک واقعه جداگانه نبود، زیرا مقامات آمریکایی در آن زمان از عواقب کمک‌های خود به رژیم صدام به‌خوبی آگاه بودند. گزارش‌های سازمان ملل در سال‌های ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ مستلزم استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی بود که هم ازسوی تحقیقات سیا و هم از طرف کارمندان سفارت ایالات‌متحده که از پناهجویان کرد عراقی در ترکیه بازدید کردند تایید شد. به گزارش خبرگزاری صداوسیما، ایالات‌متحده نه‌‌تنها از سرکوب مداوم و استفاده از سلاح‌های شیمیایی نگران نبود، بلکه درواقع از تلاش دولت عراق برای خرید مواد لازم برای توسعه چنین زرادخانه‌ای حمایت می‌کرد. شبکه تلویزیونی ای. بی. سی آمریکا در ۲۰شهریور ۱۳۶۹ (۱۱سپتامبر۱۹۹۰) در برنامه‌ای با عنوان «خطی بر روی شن» با اشاره به نقش آمریکا و آلمان در تجهیز صدام به سلاح شیمیایی گزارش داد: صدام به توسعه مجتمع جنگ‌افزار‌های شیمیایی مخفی خود که ازسوی شرکت‌های غربی در سامره در خارج از بغداد طراحی شده بود، ادامه داد. بعد از بمباران حلبچه، شورای امنیت به‌مدت هفت‌هفته موضعی در مقابل این حمله نگرفت. حتی پس از آن هم، از مقصر دانستن حکومت صدام حسین خودداری کرد.

 واشنگتن‌پست در بررسی مفصلی که در ۱۷ژانویه۲۰۰۳ منتشر کرده، تاکید دارد که تحلیل هزاران سند پلیس مخفی عراق که (قاعدتا بعد از جنگ اول خلیج‌فارس) به دست آمریکایی‌ها افتاده، اسناد از طبقه‌بندی خارج شده دولت آمریکا و مستندات دیگر نشان می‌دهد که آمریکا شکی نداشته حمله شیمیایی به حلبچه کار عراق بوده است. مجله فارین‌پالیسی، در گزارشی در ۲۶اوت ۲۰۱۳، حتی به توضیح اسنادی پرداخته که از نقش غیرمستقیم آمریکا در اقدامات ارتش عراق در کردستان عراق در ماه‌های پایانی جنگ حکایت دارند. یک سند دولت آمریکا که در سال۲۰۰۳ از طبقه‌بندی محرمانه خارج شده نشان می‌دهد که دیپلمات‌های آمریکا دستورالعملی را از وزارت خارجه دریافت کرده بودند که بر پرهیز از «بحث درباره جزئیات» این فاجعه تاکید داشته است.

«درخت گردو»

 محمدحسین مهدویان بی‌شک یکی از مهم‌ترین فیلمسازان نسل جدید سینمای ایران است؛ البته او دیگر به میانسالی پا گذاشته و توانسته در ژانرها و مدیوم‌های مختلف کسب تجربه کند. علاقه و البته اشراف او در داکیودرام توانست از او یک پدیده در سینمای ایران بسازد. هنوز «ماجرای نیمروز» او را می‌توان به‌عنوان یک نمونه درخشان برای ژانر تریلر در سینمای ایران و با رگه‌هایی از سینمای سیاسی دانست. بااین‌حال باید «درخت گردو» را در این گزارش بررسی کنیم و نقاط قوت و ضعفش را مرور کنیم.

 سوژه و موضوع «درخت گردو» را در بخش‌های قبل مرور کردیم. پرواضح است که با یک قصه بسیار تلخ مواجهیم. اصولا از چنین قصه تلخی- که واقعی بودنش بر تلخی‌اش می‌افزاید- نباید برخی توقعات مرسوم سینمایی را داشت. برای مثال بعید است که این فضا موردپسند هر مخاطبی باشد و از سوی دیگر اصولا چنین فیلم‌هایی یک‌بارمصرف‌اند. یعنی بعید است مخاطبان زیادی پس از تماشای «درخت گردو» -فارغ از اینکه از فیلم خوش‌شان بیاید یا نه- متقاضی تماشای آن برای دفعات بعد باشند. این طبیعت چنین قصه تلخی است. ویژگی بعدی ساخت چنین فیلمی تصویری کردن اتفاقات مهم تاریخی یک سرزمین است. بعضی از حوادث-خصوصا از نوع تراژیک آن- ممکن است دچار مرور زمان شده و پس از چندین سال در لابه‌لای کتب تاریخی گم شوند. این معجزه سینماست که می‌تواند چنین حوادثی را دوباره زنده و بخشی از عظمت آن را نشان دهد. اما حالا اگر از این ویژگی‌ها و از طرفی وزن تکنیکی بالای مهدویان بگذریم، آیا «درخت گردو» یک فیلم شش‌دانگ و جزو بهترین آثار کارنامه حرفه‌ای فیلمساز است؟ 

 آرش پارساپور در ویجیاتو نوشته: «زمانی که قصد به تصویر کشیدن یک حادثه تاریخی، بلایای طبیعی یا یک فاجعه انسانی را داریم، باید به این نکته توجه کنیم که برای نشان دادن این مهم روی به مستندسازی نیاوریم و بار درام فیلم را افزایش دهیم. زمانی که هالیوود از رسوایی مدیر شبکه فاکس‌نیوز، ‌اثری مانند Bombshell را می‌سازد، یک شخصیت کاملا من‌درآوردی و خیالی را به نیابت از کلی شخصیت دیگر در فیلم جای می‌دهد و یک سوپراستار هالیوودی را نقش‌آفرین آن قرار می‌دهد و به آن بها می‌دهد تا قصه فیلم و پیچش‌های داستانی آن نیز زیباتر شود. در مثال وطنی هم زمانی که چهارراه استانبول ساخته می‌شود، فیلم صرفا به سقوط وحشتناک و دردناک این پاساژ بزرگ واقع در خیابان جمهوری نمی‌پردازد و قصه‌ای را تعریف می‌کند که در دل آن این ماجرا نیز جریان دارد. محمد‌حسین مهدویان در دو اثر قبلی خود یعنی ماجرای نیمروز نیز با پیروی از همین فرمول، یک داستان تریلر، پلیسی را وارد تاریخ معاصر ایران کرد و با استفاده از تکنیک‌های سینمایی بی‌نظیر و گروه بازیگری عالی، توانست کار خود را به‌درستی پیش ببرد و آدرنالین مخاطب را همراه با گره‌هایی از واقعیت نیز به تصویر بکشد. او اما در فیلم جدید خود که نام درخت گردو را یدک می‌کشد، فراموش کرده که باید اسانس درام را نیز به فیلم اضافه کند و قصه‌ای در سوژه خود برای روایت داشته باشد. می‌توان ادعا کرد که مهدویان در کار جدید خود یک مستند را با چند بازیگر قدرتمند به تصویر کشیده و هیچ خلاقیتی برای روایت یک داستان جذاب در این موضوع رو نکرده و به سوژه تلخ و به‌شدت گزنده خود و تاثیر آن روی مخاطب بسنده کرده است.»

یک سکانس بد و تقلیل حادثه

اما در پایان گزارش بد نیست که به یک سکانس مهم فیلم اشاره کنیم. شاید اوج انتقادهای محتوایی به «درخت گردو» را بتوان در این سکانس جست. سکانس مهم بمباران فیلم را به یاد بیاورید. بمب‌افکن عراقی نشان داده می‌شود. نریشن روی آن درحال روایت قصه است. این سکانس طوری طراحی شده که انگار با یک میدان جنگ با طرفینی همسان طرفیم که ترکش‌های جنگ آن‌ها -به‌طور ناخواسته- سر مردم کرد فرود می‌آید. این دست‌فرمان در سکانس‌های دیگری هم ادامه می‌یابد و گویا که مردم زخم‌خورده در یک جنگ قربانی دوطرف هستند. یک طرف بمب‌های شیمیایی را بدون برنامه قبلی و برای سبک شدن جنگنده سرشان خالی کرده و دیگری هم آن‌ها را رها کرده است. روح این موضوع در سکانس‌های پایانی و نمایش تفاوت دیگر شهرها با لوکیشن قصه هویداست. اجازه بدهید به سکانس موردبحث و بمباران شیمیایی برگردیم. چنین نگاهی که در «درخت گردو» وجود دارد باعث تقلیل و تخفیف دادن به یک جنایت «عامدانه» است. اصلا فرض بگیریم که این بمب‌ها در خط مقدم روی رزمندگان سرازیر شده بود. آیا تفاوتی داشت؟ چون آن‌ها لباس رزم به تن دارند قابل درک بود؟ هرچند احتمالا طراحی این سکانس و نریشن فاجعه‌ آن، صرفا محض بازی با فضای رئالیستی و عمق بخشیدن به حس غم‌آلود مخاطب و البته تم مورد علاقه ضدجنگ است اما نمی‌توان از آن به‌راحتی گذشت و نادیده‌اش گرفت. «درخت گردو» تلاشی از یک فیلمساز بسیار کاربلد است که هرچند به لحاظ فرم و تکنیک جایگاهی در کارنامه‌اش ندارد اما از بعد زنده کردن یک اتفاق تلخ برای مردمان این سرزمین ارزشمند است و می‌تواند سند تصویری خوبی برای ارائه به مجامع بین‌المللی باشد؛ البته اگر آن سکانس مورد بحث را از فیلم فاکتور بگیریم و فراموشش کنیم.

اخبار مرتبط

ارسال نظر