|
شناسه خبر: 5142

نگاه یک منتقد به کتاب «شوخی می‌کنید موسیو تانر» نوشته ژان پُل دوبوآ؛

مفاخره در ترجمه یک کتاب

کتاب «شوخی می‌کنید موسیو تانر»، داستان جالب و خواندنی چالش‌های یک صاحبخانه با تاسیساتی‌هاست اما این فقط داستان یک‌خطی کتاب است، شما در مواجهه با اثر، شاهد یکسری اتصالات جدانشدنی و ابدی خواهید بود.

روزنامه «صبح نو»- کتاب «شوخی می‌کنید موسیو تانر» ترجمه اصغر نوری، داستان جالب و خواندنی چالش‌های یک صاحبخانه با تاسیساتی‌هاست اما این فقط داستان یک‌خطی کتاب است، شما در مواجهه با اثر از اصل متن تا ترجمه‌ای که در دست دارید و تمام ماجراها و شخصیت‌ها، شاهد یکسری اتصالات جدانشدنی و ابدی خواهید بود. به شکلی که اصغر نوری را در مقام مترجم، می‌توانید تشبیه کنید به مهم‌ترین تاسیساتی که قرار است با موسیو تانر ملاقات کند و دور از چشم نویسنده، یعنی ژان پل دوبوآ، با موسیو تانر قرارداد ببندد که ناظر کیفی ماجراها باشد.

هرچند این جملات من سرراست نباشد و خیال‌انگیز باشد اما در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمی‌کند. اصغر نوری نویسنده، مترجم، نمایشنامه‌نویس و داستان‌نویس معاصر است که فضای نوشته‌های شخصی‌اش هم هیجان‌انگیز است و طنازی خاصی در سبک نویسندگی خود دارد، طبیعتا در ترجمه‌هایش هم دست به انتخاب‌های هیجان‌انگیز زده، نمونه‌هایی مثل منگی اثر ژوئل اگلوف که مخاطبان بسیاری را با خود همراه کرد و اثری که حالا از آن حرف می‌زنیم یکی از همین نمونه‌هاست. اگر بخواهم در برداشتی مشخص و سرراست این خصوصیت را تعریف کنم، می‌توان گفت نوری به‌دنبال متن‌های تخت و داستان‌هایی در مدل‌های رایج نیست و خود را در ترجمه با چالش‌های عجیب‌وغریب روبه‌رو می‌کند تا بخش اصلی هیجان اثر را در مرحله اول از آن خود کند و بعد آنچه را از آن لذت برده با مخاطب شریک شود اما این یک‌سوی ماجراست، این روزها که به مدد مترجم رباتی گوگل هر کتابی را که ترجمه شد حداقل تا 10نفر همزمان ترجمه می‌کنند و به هر کسی سلام کنی یک «مترجم هستم» روی پیشانی‌اش چسبانده، مترجمان جدی و مسلط گاهی مجبور می‌شوند با در انحصارگرفتن ترجمه آثار یک نویسنده در ایران با قرارداد و توافق مسیر مشخص و سبک خاص خود را داشته باشند تا از آن گروه حساب‌شان جدا بیفتد یا مثلا شعر ترجمه کنند که نوعی فرایند عجیب را طی می‌کند و اگر درست اتفاق بیفتد و سواد ادبی مترجم بالا باشد، باز اتفاق خوبی می‌افتد و حسابش از دسته اول جدا می‌شود ولی نوری چطور در این میدان از ترجمه و مترجم جذابیت برای مخاطبان خود ایجاد کرد؟ او خود را در چالش‌های ترجمه محک زد از یک‌سو و از سوی دیگر دست به کشف نویسنده‌ها و متن‌هایی زد که شاید از فیلتر ترجمه ایشان و در ایران، گاهی به شهرت بیشتری رسیده باشند تا در جایی که آنجا متولد شدند.

برگردیم به ارتباط موسیو نوری و موسیو تانر. این چالش ترجمه را که در مقدمه کتاب «شوخی می‌کنید موسیو تانر» جناب نوری مفصل به دشواری‌های آن اشاره کرده و به زیاده‌گویی نیاز ندارد، اگر خلاصه کنم می‌شود کلنجاررفتن با لهجه‌های مختلفی که گویا اصلا وجود خارجی ندارند و اینکه چطور آن را مترجم در ابتدا برای خود فهم کند و چطور شکل و صورت نوشتاری آن را در زبان فارسی با استفاده از حروف و معنایی که در سر دارد به دست بیاورد. حتی برای من که این جملات را می‌نویسم تصور این موقعیت دشوار است. به‌هرحال این هم بخشی از طنازی نویسندگان عجیب‌وغریب، جذاب و اهل خیال‌کردن است. نوری خودش هم از این دسته است.

مفاخره

اما در ادبیات منظوم مفاخره را داشتیم، این‌گونه است که با ابیاتی وزین و چینش واژه‌هایی در شعر و تولید مفهومی بسیار خاص و تصویری ناب اتفاق می‌افتاد و البته هر کسی روشی داشت برای مفاخره ادبی خویش. حال اگر معادل‌سازی کنم، می‌توانم بگویم ترجمه این اثر برای نوری نوعی مفاخره در ترجمه به حساب می‌آید و خواندن این کتاب سرشار از لطف و شیرینی است. در تعریف درست از اصغر نوری همین بس که مخاطبان ترجمه‌ها و نام او را دنبال می‌کنند و نه صاحب اثر را و در مراحل بعدی با صاحب اثر بیشتر آشنا می‌شوند.

کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب

 تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدم

ارسال نظر