|
شناسه خبر: 5931

نگاه «صبح‌نو» به فیلم‌سینمایی تحسین‌شده «CODA»

دنیای سکوت

فیلم «CODA» که با تحسین مسعود فراستی، منتقد مشهور سینما روبه‌رو شد و مورد توجه قرار گرفت، اثری اقتباسی از سینمای آمریکاست؛ فیلمی خانوادگی که داستان زندگی یک خانواده‌ ناشنوا را روایت می‌کند که تنها دختر کوچک‌تر آن‌ها در آن خانواده چهارنفره‌ توانایی شنیدن دارد. فیلم اثر جذابی برای کسانی است که می‌خواهند اثر خانوادگی خوبی را تماشا کنند؛ فیلمی که با نقد‌های مثبتی ازسوی منتقدان و همچنین استقبال ازسوی مخاطبان روبه‌رو شده است و نشان می‌دهد در دنیای آثار سینمایی امروزی می‌توان اثری دید که تلاشی برای صداهای شنیده‌نشده دارد.

یک اقتباس موفق
فیلم کودا ساخته «Sian Heder» اقتباسی از فیلم فرانسوی «La Famille Bélier» است؛ فیلمی که در سال۲۰۱۴ برای مخاطبان فرانسوی زبان سینما به نمایش درآمد و توانست موفق نیز باشد. فیلم «CODA» اقتباس یا بازسازی آمریکایی از این اثر فرانسوی ا‌ست. فیلم در جشنواره ساندس2021 که به‌صورت مجازی برگزار شد، برنده جایزه ویژه هیات‌داوران و جایزه بهترین کارگردانى را دریافت کرد. همچنین موفق شد جایزه تماشاگران را نیز دریافت کند که این خود اتفاق بزرگی در سینما محسوب خواهد می‌شود.
«CODA» مخفف Children of Deaf Adults به معنای فرزند والدین ناشنواست. فیلم به زندگی دختری به نام «رابی» (با بازی امیلیا جونز) می‌پردازد. رابی دختری 17ساله است که تنها عضو شنوای یک خانواده ناشنواست. پدرش، فرانک (با بازی تروی کوتور)، مادرش، جنی (با بازی مارلی متلین) و برادر بزرگ‌ترش، لئو (با بازی اوگینو دربز) است و همه آن‌ها ناشنوا هستند. او به‌عنوان تنها عضو شنوای این خانواده در نوجوانی بار سنگینی را به دوش می‌کشد. او مجبور است هر روز ساعت سه صبح از خواب بیدار ‌شود تا در کار ماهیگیری به پدر و برادرش کمک کند و بعد از آن هم سر کلاس درس حاضر شود.
 
شهری برای همه
با شروع فیلم اولین نکته‌ای که نظر شما را جلب می‌کند حضور و سبک زندگی معلولان و در اینجا به‌خصوص ناشنوایان در جامعه است. درواقع خانواده رابی بیشتر از آنکه درون خانواده مشکل داشته باشند، درگیر ارتباط با جامعه اطراف‌شان هستند. بیشترین وابستگی که خانواده به عضو کوچک شنوای خانواده دارد، به همین علت است؛ زیرا او تنها راه ارتباط با خارج از خانواده کوچک‌شان محسوب می‌شود. فیلم مخاطب را با زندگی یک ناشنوا در جامعه‌ای که همگی می‌شنوند روبه‌رو می‌کند و به‌خوبی قادر است احساس انزوایی را که ناشنوایان در دنیای خود دارند به تصویر بکشد و به مخاطبان شنوای خود منتقل کند. زمانی که رابی در جشن آواز می‌خواند همه تماشاگران از شنیدن این آواز لذت می‌برند؛ فیلم صامت و سکوتی مطلق حاکم می‌شود که نشان می‌دهد برای خانواده رابی آن آواز یک سکوت کامل است. آن‌ها هیچ درکی از آواز خواندن رابی ندارند، این صحنه به‌شکل اعجاب‌انگیز و تاثیرگذاری شکاف عمیق میان شنوایی و ناشنوایی را نشان می‌دهد.
در داخل کشور مجموعه مستند «شهری برای همه» به بررسی مشکلات و معضلات بافت شهری، ساختمان‌ها و فضاهای عمومی، سیستم حمل‌ونقل و شبکه پیاده‌شهری پرداخت. این برنامه تلاشی در جهت فرهنگ‌سازی برای برداشتن موانع اندیشه و تفکر و درنهایت موانع شهری بود و با استفاده از تجارب کشورهای اروپایی می‌کوشید راهکارهای مناسبی برای مرتفع شدن مشکلات معلولان در ایران ارائه کند. شاید فیلم تلنگری بزرگ برای ما و جامعه حال‌حاضر باشد که معلولیت‌ها و نیازهای‌شان شکل‌های مختلفی دارند. یادآور اینکه آن‌ها و خانواده‌های‌شان نیز صاحب رویا و زیست خاص خود هستند و نه‌تنها دولت بلکه مردم هم باید برای همراهی با این گروه خاص قدم بردارند.
 
آغوش امن خانواده
شاید مهم‌ترین و اصلی‌ترین محور فیلم اهمیت و ضرورت نقش خانواده است. مساله خانواده و انتظاراتی که آن‌ها از ما دارند و در مقابل وظایفی که ما نسبت‌به آن‌ها داریم. رابی از کودکی به‌عنوان تنها راه ارتباطی میان خانواده خود و جامعه زندگی کرده است؛ زندگی که باعث شده همواره خواسته‌های خود را به‌خاطر خانواده زیر پا بگذارد. از سمتی زندگی او با خانواده‌ای ناشنوا در مدرسه و در جامعه او را دچار مشکل کرده است. روبه‌رو شدن با تمسخر اطرافیان باعث پایین بودن اعتمادبه‌نفسش در زندگی شده است. حضور او در گروه کر مدرسه و تشویق معلمش به ادامه موسیقی در دانشگاه او را بر سر دوراهی علاقه یا خانواده قرار داده است. خانواده رابی نیز بیش از اندازه به او وابسته هستند و این باعث شده تا نتوانند خود به‌تنهایی با جامعه اطراف‌شان ارتباط بگیرند. این درحالی است که برادر بزرگ‌تر او خود با وجود ناشنوایی می‌خواهد مستقل باشد و مشکلات خود و خانواده را بدون رابی حل کند. او معتقد است رابی باید به‌دنبال رویای خود برود و آن‌ها نیز خود برای زندگی تلاش کنند. معاش زندگی آن‌ها وابستگی عجیبی به حضور رابی دارد اما در این راه نه خانواده باید قربانی شود و نه رویا. ما در فیلم با ازخودگذشتگی تک‌تک اعضای خانواده روبه‌رو می‌شویم تا درنهایت به آن برسیم که حل مشکلات تنها با حفظ روابط و عشق در خانواده و همچنین ازخودگذشتگی است که میسر می‌شود.
 
دوراهی برای یک رویا
یکی از محورهای مهم و قابل‌توجه فیلم تلاش‌های یک نوجوان برای رسیدن به هدفش با وجود وابستگی شدید اعضای خانواده به او و چالش‌های پیش روی او در این راه است. نوجوانان همیشه آرزوهای بزرگی را در سر می‌پرورانند و همین امر هم باعث فعالیت و پشتکار آنان می‌شود. رابی به‌عنوان یک نوجوان خواسته‌هایى دارد که مدت‌هاست آن‌ها را به‌خاطر شرایط ویژه خانواده‌اش فراموش کرده است اما زمانی که برای عضویت در گروه کُر دبیرستان ثبت‌نام می‌کند، معلم موسیقی استعداد او را کشف کرده و او تصمیم می‌گیرد به‌دنبال رویاهایش برود. رابی با رویای موسیقی تصمیم به دانشگاه رفتن می‌گیرد و با وجود کارهای سختی که در طول روز انجام می‌دهد از هیچ تلاشی برای رسیدن به هدفش دریغ نمی‌کند. او در این دوراهی بزرگ وقتی با این حقیقت روبه‌رو می‌شود که با رفتن او خانواده‌اش تا چه اندازه درگیر مشکلات و حوادث خاص خود می‌شوند رویای خود را فدا می‌کند یا به آینده دورتر موکول می‌کند؛ اینجا نوبت به خانواده او می‌رسد که بعد از زحماتی که او در تمام این سال‌ها برای آن‌ها کشیده است به یاری او بشتابند. فیلم روان و بدون هیچ حادثه یا اتفاقی غیرقابل پیش‌بینی است اما به نحوی شگفت‌انگیز مفاهیم بزرگ انسانی و اخلاقی را در خود جای داده است.

 

ارسال نظر