|
شناسه خبر: 6952

فیلم سینمایی «مرد بازنده» آخرین ساخته محمدحسین مهدویان ادامه «زخم کاری» است

قهرمان محافظه کار

فیلم سینمایی «مرد بازنده» هفتمین فیلم در کارنامه محمدحسین مهدویان است، این فیلم بعد از سریال «زخم کاری» که در شبکه نمایش خانگی توانست مخاطبان بسیاری را جذب کند، در چهلمین جشنواره فیلم فجر به اکران درآمد. فیلم به‌نوعی ادامه‌دهنده همان نگاه در «زخم کاری»، همان جنس کارگردانی و همچنین پرداخت دوباره به باندهای فاسد اقتصادی بوده اما این‌بار در عرصه سینماست. مهدویان بعد از ساخت فیلم‌های سیاسی، اجتماعی، تراژیک، کمدی و انتقادی که در «زخم کاری» ورودی هم به دنیای ادبیات و رمان پیدا کرد، این‌بار سراغ درامی پلیسی- جنایی بر اساس فیلمنامه‌ای از ابراهیم امینی، حسین حسنی و خودش رفته است.

یک دندان خراب
«مرد بازنده» قصه یک پلیس است که در آستانه بازنشستگی درگیر رابطه ناموفق با فرزندان است و در همین حین درگیر پرونده‌ قتل پرابهامی می‌شود. مردی که به نظر می‌آید ازسوی اطرافیان چه در محیط کار و چه در خانواده، جدی و قابل‌اتکا تلقی نمی‌شود. (احتمال لو رفتن داستان) به‌طوری‌که در اوج تلاش برای گره‌گشایی از پرونده قتل او را کنار می‌گذارند یا پسرش بدون اطلاع او قصد مهاجرت به خارج از کشور را دارد. او همسرش را سال‌ها پیش از دست داده است و فرزندش او را مقصر این موضوع می‌داند. او برای آنکه یک مرد بازنده تلقی شود همه مشخصه‌های لازم را دارد؛ می‌تواند در حالت خنثی به انتظار بازنشستگی خود بنشیند و رفتن فرزندش را تماشا کند، در مسیری که شاید هیچ‌وقت بازگشتی نداشته باشد. احمد خسروی حتی برای خودکشی هم همه‌ انگیزه‌های لازم را دارد. با شروع فیلم متوجه دندان‌درد شدید او می‌شویم که تا آخر فیلم همراه اوست و در ادامه متوجه فوبیای او به مکان‌های‌ تنگ خواهیم شد. کاراکتر برای رهایی از باخت و حرکت به‌سمت پیروزی باید نقطه‌ضعف‌های خود را برطرف کند. اول به ترس خود غلبه کند و بعد از شر دندان فاسد رها شود. در همین حین باید بکوشد روابط خانوادگی خود را اصلاح کند. پیغام مهم این داستان در این درگیری خانوادگی احساس قدرتی است که می‌تواند به کاراکتر بدهد. او بعد از درک کردن فرزندش در تفاوت‌هایی که به‌طور طبیعی بین دو نسل به وجود آمده است و نزدیک شدن به او، می‌تواند قدم بزرگی در اصلاح روابط پدر و فرزندی خود بردارد. همین موضوع به او احساس قدرت می‌دهد و حتی درنهایت با تکیه به فرزندش که در ابتدا او را بی‌عرضه خطاب می‌کرد قدم در راهی خطرناک برمی‌دارد تا تصمیم بزرگی را که برای حل پرونده گرفته عملی کند. محور خانواده در اینجا پررنگ دیده می‌شود و این می‌تواند نقطه قوت بزرگی برای فیلم محسوب شود. درواقع مهدویان با اضافه کردن این مساله به یک داستان پلیسی اهمیت درک نسل جدید و لزوم حفظ خانواده را هم به تصویر کشیده است. در کنار این فیلمنامه حفره‌های بزرگ و غیرقابل انکاری دارد و همین صدای منتقدان و مخاطبان را بلند کرده است. درواقع فیلم در پرداخت به جریانات اقتصادی ابتر عمل کرده و در خیلی از ابعاد از شروع تا پایان سیر منطقی فیلم دچار چالش‌های عظیمی می‌شود که به فیلم لطمه بزرگی وارد کرده است.
 
یک قهرمان مصلحت‌اندیش
یک پلیس وظیفه‌شناس و متعهد زمانی که از او بخواهند در مساله‌ای ورود نکند و حتی پرونده موردنظر را از او بگیرند و به دیگری بدهند چه کار می‌کند؟ یا اگر به قاتل اصلی در پرونده برسد و او را مظلوم علی‌رغم قتلی که مرتکب شده است بیابد چه کار می‌کند؟ همه این‌ها دوراهی‌هایی دیگر است که احمد خسروی با آن مواجه می‌شود؛ گاهی به‌دنبال خود و گاهی به‌دنبال حقیقت. گاهی رأی به عدالت و گاهی رأی به مصلحت. او نمی‌خواهد که بازنده باشد، می‌خواهد قهرمان قصه خود باشد؛ حتی اگر یک قهرمان محافظه‌کار و مصلحت‌اندیش شود. شاید سوژه داستان ویژگی‌های یک فیلم تماشایی را داشته باشد اما اگر مهدویان و تیم او زمان بیشتری برای هرکدام از ابعاد فیلم صرف می‌کردند، نقاط ضعف آن به کمترین شکل ممکن کاهش می‌یافت. پرکار بودن کارگردان جوان لطمه خود را به فیلم زده است، به‌طوری‌که مشخصا مخاطب متوجه کمبود زمان و پرش از گره‌های قصه می‌شود؛ گره‌هایی که باید در سیر زمانی منطقی و هماهنگ با زمان و جریانات فیلم باز شوند و دوراهی‌هایی که مخاطب را با خود درگیر کرده‌اند گاهی چنان با سرعت می‌گذرند که در ذوق هر بیننده‌ای خواهد خورد. فیلم پتانسیل لازم برای درخشان بودن را دارد اما دچار سردرگمی بزرگی می‌شود؛ حتی این سردرگمی در انتخاب اسم فیلم هم به مخاطب منتقل می‌شود. 

کاراکتری که در طول قصه و حتی در پایان نه بازنده و نه برنده است؛ اینکه این سردرگمی عامدانه است یا انتخاب اسم فیلم سعی در قضاوت کاراکتر دارد هم درنهایت مبهم باقی می‌ماند.
 
عزتی؛ تکرارنشدنی
محمدحسین مهدویان در نشست خبری «مردبازنده» ابراز کرد: «جواد عزتی ستاره تکرارنشدنی است که هر کسی دوست دارد در فیلمش بازی کند.» بابک کریمی نیز بازیگر فیلم مرد بازنده در نشست خبری جشنواره چهلم فیلم فجر گفت: «کار گریم این فیلم خیلی سنگین بود و بین چهار الی پنج ساعت گریم آقای عزتی طول می‌کشید، بازیگری فقط جلوی دوربین نیست.» درحقیقت جواد عزتی سال‌هاست که در تمام نقش‌های خود می‌درخشد هرچند موفق به دریافت جایزه سیمرغ نشده باشد. او همیشه رضایت حداکثری را از مخاطب خود دریافت می‌کند. این‌بار هم کاراکتر تلخ و سرخورده احمد خسروی در میان نقش‌های به‌یادماندنی و دوست‌داشتنی که عزتی بازی کرده است، بخصوص با تفاوت سنی و گریم متفاوت می‌تواند باری دیگر در ذهن مخاطب بماند. هرچند همین گریم و اکت‌های او موردانتقاد شدید عده‌  زیادی قرار گرفت و برای خیلی از منتقدان یادآور کاراکتر دیگری از جواد عزتی بود. خیلی از منتقدان معتقد هستند این نقش برای جواد عزتی نبوده و یک بازیگر با همان گروه سنی باید نقش را ایفا می‌کرده است اما با همه این اوصاف و نقص‌های احتمالی نباید توانایی و استعداد بی‌نظیر جواد عزتی این بازیگر آینده‌دار و درخشان را در سینمای ایران نادیده گرفت.
 
ادای دین به فیلم‌های محبوب خودمان
ابراهیم امینی، نویسنده اثر در حاشیه اکران فیلم «مرد بازنده» در سالن همایش‌های برج میلاد ابراز داشت: «من شخصا عاشق این سینما هستم و خوشحالم از این مقایسه‌ای که انجام می‌شود. من شیفته سینمای پلیسی و کارگاهی هستم، هم در ورژن آمریکایی و هم در شکل فرانسوی آن که خیلی فوق‌العاده است. فیلم‌های ملویل را خیلی دوست دارم، فیلم‌هایی که ما در نوجوانی به اسم فیلم‌های آلن دلون می‌شناختیم و بعدها کارگردان آن را کشف کردیم و فهمیدیم یک ملویلی است که در پشت‌صحنه نقش اصلی را دارد. آن فضاهای مبهم و بارانی، نوع پوشش و لباس‌هایی را که در این فیلم‌ها وجود داشت سعی کردیم در مرد بازنده نیز داشته باشیم. در یک جاهایی از فیلم ادای دینی کردیم به فیلم‌های محبوب خودمان درعین‌حال داریم قصه خودمان را هم تعریف می‌کنیم. من شیفته کار کردن در این ژانر هستم و همیشه دوست دارم در آن بنویسم.»
او دلیل کاهش آثار شاخص در میان تولیدات روز سینمای ایران را این‌گونه تشریح کرد: «این ماجرا چند عامل مهم دارد و نمی‌توان تنها یک عامل را برای آن متصور بود. اولین آن سابقه درام‌نویسی در ایران است. یعنی یک بخشی از آن به این مربوط می‌شود که فرهنگ ما در تاریخ ادبیات و نمایش ما فرهنگ درام‌نویسی نیست. درنتیجه ما صد الی 150سال است که درحال تمرین درام‌نویسی هستیم. این در حالی است که در غرب در سال۵۰۰ قبل از میلاد تئاتر داشتند. فرهنگ ما مبتنی‌بر حکایت بوده که ساختار آن با قصه و درام کاملا متفاوت است. این تجربه باید در کشور ما بارور شود؛ مثل نگارش رمان که از غرب آمده است و ما با فرهنگ خودمان آن را آداپته کردیم و دهه به دهه درحال بهتر شدن هستیم. یک علت مهم همین است که درام‌نویسی در ایران نوپا است. نکته دوم ساختار تولید در ایران است. حقیقتش را بخواهید فیلمنامه‌نویسان در بسیاری از پروژه‌ها در ایران تصمیم‌گیرنده نیستند. در کشورهای غربی یا حتی اروپا فیلمنامه‌نویسان صاحب یک حقوق مشخص به‌لحاظ تالیف و مالکیت هستند. ساختار تولید اما در ایران به‌گونه‌ای است که فیلمنامه‌نویسان نمی‌توانند از فیلمنامه خود مراقبت کنند و فیلمنامه دچار تغییراتی می‌شود. گاهی متناسب با تولید شکل فیلمنامه تغییر می‌کند و گاهی به دلیل ممیزی‌ها و ملاحظات فیلمنامه تغییرات عمده می‌کند و همه این‌ها باعث می‌شود که ما صنعت درستی در حوزه فیلمنامه سینمایی نداشته باشیم. مساله سوم هم که نکته تاثیرگذاری است، دستمزد است. دستمزد فیلمنامه‌نویسان رقم بسیار اندکی از دستمزد کل فیلم است و این رقم همیشه ثابت است. به همین دلیل فیلمنامه‌نویسان هرچه زودتر کار را بنویسند و کار را زودتر تحویل دهند، درآمد بهتری خواهند داشت که این هم به‌نوعی آسیب‌زننده است؛ بنابراین دستمزد فیلمنامه‌نویسی در ایران به‌دلیل جدی نگرفته نشدن آن بسیار اندک و ناچیز است و باعث می‌شود که به این کار آنطور که بایدوشاید بها 
داده نشود. وقتی این حرفه از سمت صاحبان سرمایه و تهیه‌کننده جدی گرفته نمی‌شود و بودجه خیلی کمی در مقایسه با کل فیلم به آن اختصاص داده می‌شود، طبیعتا تغییر و تحول عجیبی رقم نمی‌خورد و این مشکل ادامه پیدا می‌کند.»
 
منتقدان
مسعود فراستی که خود به یک کاراکتر متفاوت در سینمای ایران تبدیل شده و به انتقادات تند و جنجالی مشهور است انتقادات خود به فیلم «مرد بازنده» را در برنامه «هفت» اینگونه ابراز می‌کند: «دو دقیقه اول فیلم را وقتی فیلمساز را در نظر بگیریم، دل  آدم می‌سوزد. کارگردان فیلمسازی است که جلو نخواهد رفت. فیلم همان دو دقیقه اول تمام می‌شود با این شیوه معرفی دو شخصیت اصلی فیلم. دوربین پشت سر بی‌معناست. وقتی باید اکت بازیگر را ببینیم دوربین همچنان پشت سر آن‌هاست. این شروع یک داستان پلیسی به ما نمی‌دهد. مشکل اصلی کار فیلمنامه است. این مشکل اصلی مهدویان است. کارگردانی و بازی‌ها در فیلم فاجعه است. کارگردانی حتی یک تعلیق کوچک را هم نمی‌تواند بسازد. در همان پلان اول یک الله می‌بینم که به آینه نصب شده است. این خوب است به شرط آنکه شخصیت‌ها اهل آن باشند که نیستند. شخصیت اصلی ساخته نمی‌شود و ریاکار می‌ماند. فیلم‌های متعددی وجود دارد که قهرمان آن‌ها بازنده است اما قهرمان سمپات می‌شود. فیلم سعی نمی‌کند از این ویژگی را داشته باشد اما نمی‌تواند. شخصیت اول حتی بازنده هم نیست. شخصیت اصلی دو اکت فاعلانه دارد که باورپذیر نمی‌شود. فیلم کمدی ناخواسته هم دارد. از اول فیلم دندان شخصیت اول درد می‌کند. انگار فیلمساز شنیده است که قهرمان باید یک نقص انسانی داشته باشد و دندان‌درد برای او گذاشته است. دندان‌درد کار نمی‌کند و مخاطب برایش بی‌اهمیت می‌شود. ترس از محیط بسته در فیلم ساخته نمی‌شود ولی قهرمان ادعای آن را دارد و درمان این ترس هم کمدی می‌شود.»
آریا قریشی، منتقد سینما: «مرد بازنده مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی را در خود دارد که هرکدام می‌توانند نظر گروه قابل‌توجهی از مخاطبان سینمای ایران را به خود جلب کنند: یک قهرمان به‌شدت فردگرا و کنش‌مند، یک داستان پرتعلیق کارآگاهی، اشاره‌های پرتعداد به مباحث ملتهب سیاسی و روابط ملودراماتیک نه‌چندان رقیق خانوادگی (با محوریت تقابل میان نسل‌ها). موفقیت نسبی مهدویان و همکارانش در ایجاد پیوند میان این جنبه‌های مختلف، این گمان را ایجاد می‌کند که مرد بازنده می‌تواند یکی از امیدهای کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران باشد. ترکیب این ابعاد و حرکت میان ایده‌ها و لحن‌های مختلف، تاثیری دوگانه بر فیلم گذاشته است: از یک طرف امکان برقراری ارتباط با گروه‌های وسیع‌تری از مخاطب را ایجاد کرده و از سوی دیگر - در مواردی - باعث بروز گسست در مسیر حرکت روایت شده است. داستان فیلم با مرگ مشکوک یک مرد جوان شروع می‌شود. سرهنگی به‌نام احمد خسروی (جواد عزتی) که مامور پیگیری این پرونده است، پس از تحقیقات اولیه به موارد مشکوکی برمی‌خورد و به‌زودی با یک کلاف سردرگم مواجه می‌شود. او که با مشکلاتی در زندگی شخصی‌اش مواجه است، حالا فرصتی برای اثبات این نکته پیدا کرده که یک مرد بازنده نیست.»
آراد فرشچی، منتقد سینما: «مرد بازنده، نئونوآر پلیسی خوب و بازگشت نسبتا قابل‌توجه مهدویان است به فرم و ژانر موردعلاقه‌اش. فیلم یک جواد عزتی خوب دارد که در نقش احمد خسروی، پلیس ۶۰ساله‌ای که می‌خواهد با قواعد خودش زندگی کند، می‌درخشد و تعدادی بازیگر مکمل و فرعی قابل‌قبول. کار هادی بهروز( فیلمبردار ثابت آثار مهدویان) قابل‌ستایش است. فیلم از نظر فضای بصری با آن باران‌های شدیدش بیننده را به یاد هفت(دیوید فینچر) می‌اندازد. مرد بازنده داستان پلیسی خوبی دارد اما برخی از صحنه‌ها و شخصیت‌ها اضافه هستند و زمان طولانی فیلم، با وجود اینکه خسته‌کننده نیست، به کلیت فیلم آسیب می‌زند. 

 

ارسال نظر