|
شناسه خبر: 8500

یادداشتی درموضوع بررسی جریان فیلمسازی در جشنواره فیلم فجر

سینمای ایران، جوان‌سازی شود

سینمای ایران نیازمند ورود یک هوا، جریان تازه و نگاه دقیق‌تر به سینماست؛ اینکه چگونه به ذات سینما و مخاطب نزدیک شویم و سیاست‌گذاری جدیدی انجام شود، این هوا و جریان تازه از کجا آغاز شود و... به‌نظرم بهترین محمل و جایگاهی که در آن می‌توان دنبال چنین سیاست‌گذاری‌ای رفت «جشنواره فیلم فجر» است که تمام نگاه‌ها را در رسانه به خود معطوف کرده است و این جشنواره می‌تواند نقطه عطف سینمای ایران باشد.

جشنواره فیلم فجر باید در سیاست‌گذاری کلان هدفی ملموس و فراگیر انتخاب کند. نگارنده هدف «افزایش مخاطب سینما» را پیشنهاد می‌دهد؛ هدفی قابل سنجش و توافق برای اهالی مختلف سینما. از طرفی برای این هدف‌گذاری کلان باید اهداف جزئی‌تری را تعریف کند. برای رسیدن به این امر، سه سنجه قصه‌گویی، شاه پیرنگ، تنوع ژانر، قهرمان و ضدقهرمان پیشنهاد می‌شود. این سه سنجه می‌تواند مبنای حمایت در تولید و ورود فیلم‌ها به جشنواره فیلم‌فجر به‌عنوان خروجی نهایی باشد.
 
تاثیر جریان‌های مختلف سیاسی
سینمای ایران در جریان‌های مختلف چپ و راست به‌شدت یک سینمای محتوازده، شعاری و ایدئولوژیک است. یک موضوع غلط در سینمای ایران جاافتاده به نام «سینمای اجتماعی»، درحالی‌که سینمای اجتماعی اصلا ژانر نیست! و تنها یک موضوع است. در منظر سینمای روشنفکری، مفهوم غلط و محتوازده‌ای به نام «سینمای اجتماعی» شکل گرفته که موضوعات و مضامین اجتماعی را مدنظر قرار می‌دهد. یک سینمای رئالیستی ملال‌آوری که قصه، قهرمان و ژانر در اکثر فیلم‌های آن فراموش شده و مهم محتوا و ناهنجاری‌های اجتماعی و بیان پلشتی‌هاست. از طرف دیگر، در بدنه سینمای دولتی باز موضوعات و مضامین در اولویت است و کمتر فیلمی را می‌بینیم به‌جای آنکه به ژانر و سینما وفادار باشد، در خدمت بیان محتوا و شعارهاست که طبعا در هردو، مخاطب با فیلمی لذت‌بخش و تاثیرگذار مواجهه ندارد.
به‌جز دهه60 در سینمای ایران که تنوع ژانر، قصه‌گویی و قهرمان‌پردازی را شاهد هستیم، به‌مرور با سیاست‌گذاری‌های غلط مدیریت آن زمان آقایان انوار و بهشتی که اتفاقا از طریق همین جشنواره فیلم فجر انجام شد، سینمای ایران کم‌کم به سینمای خرده‌پیرنگ و محتوا‌زده و جشنواره‌های اروپایی میل پیدا کرد. گویی، دیگر فیلم قصه‌گو و قهرمان‌محور با ژانر سیاسی ساختن بی‌هنری است و هنر به سمتی رفته که به فیلم‌های گلخانه‌ای و فیلم‌هایی که حال و هوای اروپایی داشتند، ضریب 
داده شد و به مرور مخاطب از چنین سینمایی فاصله گرفت و فیلمسازان سینمای ایران را این ذائقه با خود برده است.
اما از آنجایی که نسل‌های جدیدتر مثل کیایی با فیلم‌های خط‌ویژه، عصریخبندان؛ نرگس آبیار با شیار143 و وقتی که ماه کامل شد؛ مهدویان با ماجرای نیمروز، لاتاری و مردبازنده؛ هومن سیدی با فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده؛ جلیلوند با چهارشنبه 19اردیبهشت، بدون تاریخ بدون امضا؛ نیما جاویدی با فیلم بسیار خوب و متفاوت سرخپوست که خیلی قدرتمندانه در ژانری فیلم ساخت که در سینمای ایران فراموش شده بود؛ سعید روستایی فیلم ابد و یک روز و 
متری شش‌ونیم؛ حتی نسل جدیدتر که هرسال در جشنواره چهلم چند نفری از آن‌ها را می‌بینیم مثل هادی حجازی‌فر با فیلم موقعیت مهدی، کاظم دانشی با فیلم علف‌زار، امید شمس با فیلم ملاقات خصوصی و امثالهم نسل‌های جدیدی هستند که جشنواره باید به آن‌ها ضریب بدهد؛ خصوصا دهه شصتی‌ها و هفتادی‌ها که سینما از منظر تکنیک و قصه برایشان اولویت دارد، تا محتوا. از طرفی نسل جدید علاقه به دیده شدن و فرصت پیدا کردن برای هنرنمایی دارد. اگر در مثال‌های یادشده فارغ از نقاط قوت و ضعف و اختلاف سلیقه به شکل کلان بررسی شود هم این آثار به جهت محتوایی طیف‌های متنوعی را دربر‌می‌گیرد و درعین‌حال به قصه شاه پیرنگ، ژانر، قهرمان و ضدقهرمان توجه شده است و توجه به این سه یعنی افزایش و رضایتمندی مخاطب. این مدل فیلم در سال‌های گذشته ازسوی نسل جدید تولید شده است و به‌نظر جشنواره فیلم فجر روی این نسل‌های جدید باید تمرکز و سرمایه‌گذاری بیشتری کند.
اولا جشنواره فیلم فجر با استاندارد برگزار شود. مهم‌ترین آسیب جشنواره تعداد فیلم‌های زیاد در آن است و ضرورتا باید از تعداد فیلم‌ها کاسته شود و این جشن دورهمی که درنهایت هیچ‌کس راضی از آن نیست خارج شود. فیلم‌های داخل در جشنواره باید تابع سیاست کلانی باشند. فیلم‌هایی که با سنجه‌های ژانر، قصه و قهرمان فاصله دارند، کنار گذاشته شود؛ فیلمی که قصه خوب داشته باشد، گیرایی و کشش برای مخاطب دارد. فیلمی که قهرمان و ضدقهرمان دارد، درنهایت سرانجام حرف محتوایی همسو با منافع ملی در اکثر مواقع از آن بیرون می‌آید و باید با نگاه بازتر و بدون سانسور دولتی با این فیلم‌ها برخورد شود و از ورود سازمان‌ها و نهادهای غیرسینمایی که احیانا در فیلم‌ها به آن‌ها انتقادی شده یا نقطه ضعفی نشان داده می‌شود جلوگیری شود که فیلم‌ها جسارت و جرات بیشتری پیدا کنند و فیلمسازان بیشتری سمت چنین سوژه‌هایی بیایند. متاسفانه برخی از فیلم‌هایی که نام برده شد به‌خاطر عدم حمایت و دخالت‌ها و سختگیری‌های نهادهای مختلف فیلمسازان از ساختن چنین فیلم‌های فاصله گرفته و به فیلم‌های مطربی و کمدی نازل بفروش روی آورده‌اند.
حال در بخش‌های حمایتی سازمان سینمایی مثل فارابی و مرکز گسترش باید بودجه‌ها و سیاست‌گذاری‌ها مبتنی‌بر این سیاست کلان انجام شود. فارابی از فیلمی در تولید حمایت کند که قصه، ژانر، قهرمان و مخاطب را مدنظر قرار داده است، از فیلمسازان فیلم‌اولی غافل نباشد یا از فیلمساز فیلم‌اولی که فیلم اولش را خوب ساخته برای فیلم‌های دوم و سوم حمایت‌های جدی‌تری انجام دهد تا تجربه‌های بزرگ‌تری داشته باشند.
 
چند پیشنهاد جشنواره‌ای
اگر جشنوار فیلم فجر تعداد فیلم‌های ورودی را کاهش دهد مثلا به استاندارد نرم جهانی 10فیلم برساند به آن‌ها می‌تواند به‌خاطر اینکه وارد جشنواره شده‌اند، امتیازات ویژه بدهد. جشنواره فرصت بهتری برای تبلیغات و عملیات رسانه‌ای انجام دادن برای 10فیلم است و امتیازهای ویژه قائل شود که با تعداد فیلم‌های بیشتر مثل 22تا اصلا امکان‌پذیر نیست؛ برای مثال:
1. زمان اکران‌های خوب سال در اولویت و انتخاب با فیلم‌هایی باشد که توانستند در جشنواره حضور پیدا کنند.
2. فیلم‌هایی که در جشنواره حضور پیدا می‌کنند، فرصت بیشتر دارند تا روی پرده سینما باقی بمانند.
3. فروش بلیت‌ها در جشنواره محدود شود، درعین‌حال قیمت فروش بلیت فیلم‌های جشنواره فجر را در گیشه‌های سینمای سراسر کشور بالا ببرد که همین باعث رقابتی شدن و جذاب‌تر و گرم‌تر شدن فضای جشنواره برای مخاطب می‌شود. از طرفی، هر فیلمی می‌داند که در جشنواره حاضر شد بابت فروش بلیت‌ها می‌تواند بهره مالی و تبلیغاتی خوبی را ببرد.
4. به هر فیلمی که توانست به جشنواره ورود پیدا کند، مبلغی به‌عنوان هدیه فارغ از جوایز جشنواره اهدا شود.
موارد بالا پیشنهاداتی است که می‌تواند تکمیل‌تر هم شود. در پایان اگر سازمان سینمایی  در سه‌سال یا خوشبینانه هفت‌سال باقی مانده یک سیاست‌گذاری اصولی را پیش‌ببرد و به‌جای اینکه درگیر رفع مسائل روزمره باشد با نگاهی کلان‌تر و باثبات عرصه را مدیریت کند. مطمئنا در سال‌های بعد، بسیاری از جوانان فیلمساز علاقه‌مند به سینما در مسیرهای صحیح‌تری قرار می‌گیرند. حتی نسل‌های قدیم‌تر هم شاید به این باور برسند که برای اینکه مخاطبان خود را از دست ندهند، باید در استانداردهای سینمایی کار کنند و این قواعد، در هر جای دنیا پذیرفته‌شده و مورداحترام است.

 

ارسال نظر