|
شناسه خبر: 9851

فرّ إلَی الحُسَین

به جلد کتاب که نگاه می‌کنیم شیشه عقب خودروی پرایدی به چشم‌مان می‌خورد که جمله «فرّ إلی الحسین» روی آن نوشته شده است؛ خودرویی که خود گویای بسیاری از حرف‌هاست.

«فراری‌ها»؛ ممکن است ذهن‌ها به‌سمت موضوعات مختلفی برود؛ فراری از زندان، فراری از کشور، فراری از دوست و آشنا، فراری از کارهای مختلف یا فراری از دنیا برای رسیدن به معشوق. نام همه این‌ها را می‌توان فراری‌ گذاشت اما معنای هرکدام متفاوت از دیگری است. هرکدام طبق تفکر خود پا به فرار می‌گذارند. فراری‌هایی هم هستند که اموال و امیال دنیوی خود را کنار می‌گذارند و به‌سوی معشوق ابدی خود فرار می‌کنند. با رفتن‌شان نه‌تنها به آرزوی دیرینه خود دست پیدا می‌کنند، بلکه شرایط زندگی بهتر و ایمن‌تری برای دیگر افراد و آیندگان نیز فراهم می‌کنند.
کتابی به‌تازگی از انتشارات «راه‌یار» منتشر شده است به نام «فراری‌ها». کسانی که تا آخرین نفس از مبارزه برای حضور در سوریه و جنگ با تکفیری‌ها دست نمی‌کشیدند؛ یا کسانی که اگر از در بیرون‌شان می‌کردند از پنجره داخل می‌شدند و با نهایت تلاش و سماجت، می‌خواستند در جنگ سوریه و دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) شرکت کنند. اینطور بگوییم درست‌تر است؛ کسانی که از این دنیا و امیال‌ نفسانی خود فراری بودند، چون امکان رفتن‌شان با گذرنامه کشور خودشان فراهم نبود، با دستکاری در شناسنامه‌های‌شان، هویت خود را تغییر دادند تا بتوانند با گردان‌های کشورهای همسایه، خود را به سوریه برسانند.
کتاب «فراری‌ها»، روایت‌هایی است از تلاش چند جوان ایرانی برای رفتن به سوریه. هدف اصلی، روایت سختی‌ها و موانع اعزام و تلاش‌های مدافعان حرم برای قدم گذاشتن در این راه است.
به جلد کتاب که نگاه می‌کنیم شیشه عقب خودروی پرایدی به چشم‌مان می‌خورد که جمله «فرّ إلی الحسین» روی آن نوشته شده است؛ خودرویی که خود گویای بسیاری از حرف‌هاست. جالب‌تر اینکه همین طرح در پشت جلد کتاب، ماشین پراید یکی از شهدای مدافع حرم با همین عبارت آمده است.
 مطالب کتاب به‌صورت خاطره‌محور آمده است. برخی از این شهدا که نام‌های‌شان هم در این کتاب آمده است، مانند شهید حسن قاسمی‌دانا، شهیدان مصطفی و مجتبی بختی، شهید جواد کوهساری، شهید مرتضی عطایی و... ازجمله شهیدانی بودند که دربه‌در به‌دنبال جهاد در راه خدا می‌گشتند و درنهایت از طریق تغییر هویت و دستکاری در شناسنامه، خود را به سوریه رساندند و به آرزوی خود یعنی «شهادت» دست یافتند.
شاید کاری که این شهدا برای رساندن خود به سوریه انجام دادند، به زبان گفتنش کمی آسان باشد اما از مشکلات و دردسرهایی که در این راه داشتند اطلاعی نداشته باشیم. در یکی از خاطرات شهیدان مصطفی و مجتبی بختی در کتاب آمده است: «چند وقتی درگیر یاد گرفتن لهجه افغانستانی بودیم تا اینکه بالاخره بچه‌ها عازم قم شدند. بچه‌ها رفتند قم تا شانس خود را برای رفتن به سوریه امتحان کنند. تمام این مدت با هم بودیم و لهجه افغانستانی را تمرین می‌کردیم. مجتبی گاهی تپق می‌زد و همه‌مان را می‌خنداند. مصطفی سربه‌سرش می‌گذاشت و می‌گفت: پسرجون! کمتر حرف بزن تا خراب نکنی.» (ص48)
این یعنی اینکه اگر ذره‌ای به لهجه آن‌ها شک می‌کردند، زحمات‌شان از بین می‌رفت و برگشت می‌خوردند. در بخش دیگری از کتاب، بیان خاطرات خودگفته شهید مرتضی عطایی شیرین است: «رسیدیم تهران، پادگان شهید پازوکی. آنجا تقریبا حالت قرنطینه بود. بیست‌ویکی، دو روز آنجا بودیم و هیچ ارتباطی با خانواده‌ام نداشتم. بعد از 20روز، تازه به تلفن دسترسی پیدا کردم. به خانه زنگ زدم و گفتم پادگان آموزشی هستم و می‌خواهم بروم سوریه. سریع قطع کردم. روز آخر که پلاک‌ها را دادند، من را خواستند: آقای فلانی! شما برو ساکت رو بردار. باید برگردی. چرا؟ شما ایرانی هستی. آقا به کی قسم بخورم من افغانستانی‌ام! این هم گذرنامه‌ام. مسوول اعزام گفت ما استعلام می‌گیریم، اگر گذرنامه جعلی باشه، زندانی داره‌ها! گفتم: باشه. هیچ خبری نشد و می‌دانستم استعلام نمی‌گیرند. به دمشق رسیدیم و شدم جزء نیروهای فاطمیون.» (ص102 و 103)
این دو مورد، خاطرات کوچکی از دو شهید بود. درصورتی‌که در کتاب، خاطرات متعددی، چه از این شهدا و چه از شهدای دیگر گفته شده است. خاطرات کتاب به‌نحوی است که برای انسان نه‌تنها لذت‌بخش است، بلکه دوست دارد خیلی زود کتاب را به اتمام برساند.
بنابر این گزارش، «فراری‌ها» با تحقیق گروهی از محققان و تدوین محمدمهدی احمدیان، در 183صفحه و قیمت 40هزار تومان ازسوی انتشارات «راه‌یار» به چاپ رسیده است و علاقه‌مندان علاوه‌بر کتاب‌فروشی‌ها می‌توانند از طریق سایت یا صفحات مجازی ناشر به نشانی raheyarpub.ir نسبت‌به تهیه کتاب اقدام کنند.

 

ارسال نظر