|
شناسه خبر: 9872

نگاه «صبح‌نو» به نمایش «پایین، گذر سقاخانه»

سفر به طهران قدیم

تسلط رادی بر زبان و ادبیات این گروه‌های اجتماعی تحسین‌برانگیز است و ما را به جایی می‌برد که برای حفظ این میراث خرده‌فرهنگی جدی‌تر عمل کنیم.

نمایش «پایین، گذر سقاخانه» به طراحی و کارگردانی «رضا ‌بهرامی» از 20مرداد تا 20شهریور در تماشاخانه سنگلج روی صحنه است. نمایش با فضای ماه محرم و عزاداری تلفیق شده است که این در کنار بازی خوب بازیگران و طراحی صحنه و لباس مناسب می‌تواند به‌خوبی مخاطب خود را در سفری کوتاه به دهه50 ببرد. فضای صحنه، نور، موسیقی و موضوع هم‌خوانی بسیار خوبی درکنار یکدیگر دارند. «پایین، گذر سقاخانه» نمایشنامه‌ای است از اکبر رادی که در سال۱۳۸۳ نوشته شد و هادی مرزبان در آبان‌ماه سال۱۳۸۵ برای اولین‌بار آن را به اجرا درآورد؛ اکبر رادی در این نمایشنامه به سراغ مردم عادی کوچه و خیابان و به‌ویژه قشر محروم جامعه رفته و درباره اعتقاد، ایمان و مناسبت‌های دینی مردمی سخن می‌گوید که نذر سقاخانه کرده و در آنجا به عبادت می‌پردازند.
داستان از جایی شروع می‌شود که در یکی از محله‌های قدیمی طهران و دو قهرمان کشتی به نام طاهر و فری زندگی می‌کنند که فری به علت مصدومیت به قهرمانی نمی‌رسد و طاهر در مسابقات شرکت می‌کند و برنده کاپ و مدال قهرمانی می‌شود. در این میان، پری دختر یکی از بزرگان محل به اسم حاجی میناچی دلباخته‌ طاهر می‌شود و ازطرفی فری عاشقانه پری را دوست دارد و همین باعث درگیری و خشم فری نسبت‌به طاهر می‌شود. می‌توان گفت محوریت اصلی نمایش آیین جوانمردی در ایران است که سابقه‌ای بس طولانی و کارکترهای فراموش‌نشدنی در نوع خود دارد. همواره زورمندی، پاکدامنی، زهد‌پیشگی، دادگری، سخاوتمندی و مهمان‌نوازی از ویژگی‌های بارز آیین جوانمردی بوده است. این خصایص تا به امروز هم در میان عامه مردم خریدار دارد و از ویژگی‌های شخصیت‌های متعالی در زندگی اجتماعی است. آدم‌های ‌نمایشنامه ‌«‌پایین، گذر سقاخانه‌» هم برخاسته از همین الگوی رفتاری هستند که تا به امروز هم در هیات خرده‌فرهنگ‌های گوناگون در بسیاری از مناطق ایران وجود دارند. در زندگی شهری امروز اشکال کم‌رنگ و تغییرشکل داده‌اند اما این آیین‌ها هنوز هم در بسیاری از مناطق وجود دارند. ریشه این الگوهای رفتاری در جامعه ما کاملا در دسترس و هویدا هستند. آدم‌های نمایشنامه «پایین، گذر سقاخانه» ماحصل شناخت عمیق اکبر رادی درباره ریشه‌های فرهنگی مقوله موردبحث است. پیکری از نگرش‌ها و ارزش‌ها که موجب به‌وجودآمدن الگوهای رفتاری میان اعضای یک گروه یا قشری خاص در جامعه می‌شود، پیوند‌های خود را با فرهنگ رایج و مقبول قطع می‌کند. بدین‌ترتیب خرده‌فرهنگ‌ها متولد می‌شوند و در حواشی اجتماع عادات رفتاری بسیاری از مردم را تعیین می‌کنند.
اکبر رادی یکی از قطب‌های نمایشنامه‌نویسی ایران است. تسلط رادی بر زبان و ادبیات این گروه‌های اجتماعی تحسین‌برانگیز است و ما را به جایی می‌برد که برای حفظ این میراث خرده‌فرهنگی جدی‌تر عمل کنیم. بازی خوب و مسلط نقش‌های اصلی مرد هم که در بیان عبارات و جملات بسیار باورپذیر عمل می‌کنند از نقاط کمک‌کننده و مثبت دیگر این نمایش است. هرچند داستان خیلی دیر اتفاق می‌افتد و شاید تا نیمی از نمایش مخاطب متوجه گره اصلی قصه نشود و همین باعث شود دیالوگ‌ها نامفهوم باشند، پس باید کمی صبور باشید. اما بعد از شکل‌گرفتن داستان و فهم مخاطب دیالوگ‌ها جان تازه می‌گیرند و عبارات شیرین‌تر می‌شوند. نوشتن نمایشنامه‌ای که به اشتراکات زبانی گروه‌هایی خاص می‌پردازد کار چندان ساده‌ای نیست، برای نوشتن چنین نمایشنامه‌ای یا باید به‌اصطلاح فضلا، لمپن بود یا نمایشنامه‌نویس. شاید شنیدن دیالوگ‌های این نمایشنامه روی صحنه چندان گوش‌نواز نباشد اما تک‌تک واژگان آن بر‌خاسته از خرده‌فرهنگ‌هایی است که نسل آن‌ها منقرض شده یا با اشکالی بس کج و معوج‌تر ادامه حیات می‌دهند. بی‌تردید، نوشتن نمایشنامه‌ای با این خصایص دینی، زبانی و تاریخی، کاری بس پیچیده و دشوار است و تفحص بسیار لازم دارد. اما شناخت و تسلط رادی از مقولات فوق باعث ‌شده تا نمایشنامه «پایین، گذر سقاخانه» نه‌تنها قدرتمند بر پاهای خود استوار بماند، بلکه منبعی برای رجوع به خرده‌فرهنگ‌های فراموش‌شده در کشور ما باشد. اگر شما طرفدار ادبیات عامه و خرده‌فرهنگ‌های آن هستید، این نمایش می‌تواند بهترین فرصت برای شما باشد.

 

ارسال نظر