|
شناسه خبر: 9995

خاطرات و اسناد حضور جهادی رهبر انقلاب در زلزله فردوس برای اولین‌بار منتشر می‌شود

مدیریت مدبرانه رهبر انقلاب در زلزله فردوس

«دوباره فردوس»، تازه‌ترین اثر انتشارات انقلاب اسلامی است که به‌ قلم آقای مهرداد نوشته شده و برای اولین‌بار خاطرات و اسناد منتشرنشده از رهبر انقلاب در موضوع حضور ایشان در زلزله فردوس سال1347 منتشر می‌شود

به‌مناسبت پنجاه‌وچهارمین سالگرد حضور جهادی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در واقعه زلزله فردوس در شهریورماه سال1347، رویداد ملی جهاد مقدس در این شهر برگزار می‌شود.
ایمان عطارزاده، معاون هماهنگی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی، با اعلام این خبر اظهار داشت: در این مراسم از کتاب «دوباره فردوس» که روایتی از حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و خدمات جهادی ایشان در آن ایام است، رونمایی خواهد شد.
او افزود: «دوباره فردوس»، تازه‌ترین اثر انتشارات انقلاب اسلامی است که به‌ قلم آقای مهرداد نوشته شده و برای اولین‌بار خاطرات و اسناد منتشرنشده از رهبر انقلاب در موضوع حضور ایشان در زلزله فردوس سال1347 منتشر می‌شود.
عطارزاده با اشاره به اینکه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان یک روحانی مردمی و دغدغه‌مند، پس از اطلاع از وقوع زلزله فردوس در سال1347 به این شهرستان سفر کردند، افزود: ایشان طی حضوری دوماهه در این شهر، ضمن جمع‌آوری کمک‌های مختلف مردمی، پایگاه امداد روحانیت را ایجاد کردند و اقدامات مهمی را در خدمت‌رسانی به مردم زلزله‌زده فردوس سامان دادند.
معاون هماهنگی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب افزود: با هدف تبیین و ارائه الگوی تراز مدیریت جهادی، رویداد ملی «جهاد مقدس» از اول الی سیزدهم شهریورماه با محوریت خدمت‌رسانی به مردم شهرستان فردوس و مناطق اطراف آن برگزار می‌شود.
او اضافه کرد: این خدمت‌رسانی با حضور 50گروه جهادی و 500جهادگر نخبه در قالب اجلاسیه ملی جهادگران کشور در حوزه‌های خدمات عمرانی، عشایری پزشکی و دندانپزشکی خواهد بود که به‌همت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، سازمان بسیج سازندگی و ستاد استانی این رویداد در استان خراسان‌جنوبی برگزار می‌شود.
عطارزاده خاطرنشان کرد: برنامه محوری رویداد ملی «جهاد مقدس» آیین رونمایی از کتاب «دوباره فردوس» است.
او ابراز کرد: این مراسم با حضور جمعی از مسوولان کشوری، فرهیختگان، نخبگان و فعالان عرصه جهاد و خدمت‌رسانی در مصلای جمعه شهرستان فردوس برگزار خواهد شد.
معاون هماهنگی دفتر حفظ و نشر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برپایی نمایشگاه تصویری «جهاد مقدس» با موضوع روایت حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در زلزله فردوس، برگزاری مسابقه دانش‌آموزی با هدف تبیین الگوی جهادی ویژه نوجوانان، برگزاری کارگاه تبیین گفتمان مدیریت جهادی رهبر معظم انقلاب اسلامی در سطح شهر فردوس و برپایی نمایشگاه عرصه آثار و محصولات مرتبط با اندیشه معظم‌له را از برنامه‌های پیش‌بینی‌شده در حاشیه این رویداد عنوان کرد.
روایت‌هایی از حضور حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مدظلّه العالی) در زلزله سال1347 فردوس

یارگیری و گسترش ارتباطات
 یکی، دو روز اخبار زلزله می‌رسید مشهد. یکی، دو، سه روز از زلزله گذشته بود. من به ذهنم رسید که ما در مقابل این زلزله تکلیفی داریم، نداریم، می‌توانیم کاری کنیم؟ آن‌وقت هم صرفا نظر به همین امداد بود. شاید مثلا دنبالش یک فکر سیاسی نبود لکن به‎تدریج یک هویت سیاسی و یک حادثه سیاسی مهم به‌نفع جریان نهضت به‎وجود آمد. با بعضی از رفقا تماس گرفتیم، دیدیم آمادگی هست. با پسر آقای قمی -که ما آن‌وقت با بیت آقای قمی ارتباط‌مان خیلی نزدیک بود- تماس گرفتیم، چون پشتیبانی لازم بود. ما امکانش را نداشتیم. [اما] آن‌ها داشتند. گفتند یک چیزهایی که برای زلزله [زدگان] لازم است ما فراهم می‌کنیم. آقای مروارید حاضر شد بیاید، از کسانی که یادم است آقای مروارید بود؛ به نظرم آقای صدرزاده بود؛ پدر همین آقای صدرزاده قاری که این اواخر هم سال‎ها تهران بود و چند سال پیش فوت کرد. ایشان هم جزء همین شاگردهای مرحوم آقامیرزا مهدی و این جماعت بود. ایشان هم حاضر شد بیاید. پسر آقای قمی هم آمد. ماها بودیم. من بودم و آقای طبسی و آقای هاشمی‎نژاد بود و به‎نظرم آقای محامی. آقای دهشت هم شاید بود.

تدارکات و پشتیبانی مالی
دست روحانیون خالی بود و فراهم کردن امکانات امدادرسانی به مکنت مالی نیاز داشت. دفتر مراجع مشهد هم آنقدرها نمی‌توانست کمک کند؛ لذا طبق سنت حسنه ایران، خیرین بازار و کسبه مومن، کاروان امداد روحانیت را همراهی و پشتیبانی کردند: حاج‌عبدالرضا غنیان، آقای رحیمیان ـ صاحب فروشگاه خاور ـ، حاج‌محمود کرامت و آقای عابدزاده.
آقا این جمع بازاریان را که دست‌شان به‌خیر بود توصیف کرده، از آن‌ها به نیکی یاد می‌کنند: «آن که اهل این کارها بود، حاجی غنیان بود که آن وقت به هر نحوی بود، از وجود امثال حاجی کرامت و این‌ها حسابی استفاده می‌کرد. حاجی غنیان نجار بود و ستاد مشهد دست خود حاجی غنیان بود و گمانم دکان یا بنگاه حاج‎محسن دُرمحمّدی که او هم از پولدارهای مشهد بود، از این به‌اصطلاح بندارهای قدیمی، دکانش همان نزدیک دکان حاجی غنیان بود. پاتوق حاجی بود. گمانم آنجا جمع می‌کرد اجناس و افراد را که بیایند. چون بعدش هم چندبار ما رفتیم در دکان همین حاج‌محسن دُرمحمّدی. احتمالا به‌خاطر همین بود که چون آنجا مرکز بود، از اینجا استفاده می‌کرد. حاجی غنیان بلد بود؛ همه را می‌شناخت و خودش هم کاملا مشخص بود که اهل خیر است. یعنی نسبت‌به ‌خودش هیچ‎گونه شبهه‌ای که بخواهد مثلا سوءاستفاده بکند - نه مالی نه عنوانی- نبود. خودش در مشهد آدم معنونی بود؛ لذا کاملا می‌توانست کمک‌ها و منابع مالی را جذب کند برای کارهای خیر. کمااینکه بعدا هم همین اتفاق افتاد. در قضیه سبزوار که رفتیم، آنجا هم باز حاجی بود که [کارها را درست می‌کرد]که حالا آن تفصیلش جداست.»

سرعت در عمل
«رفتیم گاراژ تا وسیله‌ای برای رفتن پیدا کنیم. هیچ وسیله‌ای برای رفتن به فردوس نبود. در همین حین، یک اتوبوس از زابل آمد. گفتیم همین اتوبوس را بدهید به ما. گفتند جاده فردوس گردنه دارد و این اتوبوس ترمز مطمئنی ندارد. گفتیم چاره‌ای نیست با همین اتوبوس می‌رویم. اتوبوس را کرایه کردیم و حرکت کردیم. از اطراف حرم که عبور می‌کردیم، یک کامیون هم پشت سر ما بود. یک طلبه با بلندگو صدا می‌زد:
بنی‎اسد فغان و غوغا کنید/ برای جسم حسین، کفن مهیا کنید
این نوع اطلاع‎رسانی و شعار و نوحه‌ای که می‌خواندیم، بازاریان را خیلی تحریک می‌کرد. وسایل را می‌آوردند و به افرادی که بالای کامیون بودند، تحویل می‌دادند. مخصوصا صنف بزاز، توپ‌های پارچه سفید را برای کفن و دفن اموات می‌ریختند داخل همین کامیون. ماشین پر از وسایل شد و راه افتادیم طرف فردوس.» [1]
[1].مصاحبه غلامرضا واحدیان

مقاومت در مقابل ناملایمات
صبح روز بعد تعدادی مامور به مدرسه حبیبیه آمدند و گفتند کمک‎رسانی به زلزله‎زده‌ها باید با نظارت هلال‎احمر باشد. اگر شما تحت نظارت هستید مشکلی نیست والّا بسا‎ط‎ خود را جمع کنید و بروید. بعد هم چادر روحانیون را خراب کردند و مقداری از وسایل کمک‎رسانی را ریختند داخل ماشین و بردند.
استقبال ناخوشایند از گروه امداد روحانیون، برخی را سست و مأیوس کرد. این یأس و سستی که بر تعدادی از همرهان غالب شد، به‌یاد آقا مانده است: «یک‌بار همان اوایلی که رفته بودیم آمدند[به‌هرحال] از طرف شهرداری آمدند و گفتند: باید جمع کنید و بروید. در جمع ما ولوله افتاد که چکار کنیم. یک عده گفتند: آقا ناچاریم جمع کنیم. مجبوریم برویم، من گفتم: ما جمع نمی‌کنیم و نمی‌رویم. این‌ها همه قبول می‌کنند. چاره‌ای ندارند. علتش هم این است که ما نان داریم و این مردم گرسنه‎اند. وقتی که مردم گرسنه‎اند و جایی نان هست، [ماندن] تضمین شده است. شهرداری هیچ غلطی نمی‌تواند بکند! بعضی‌ها گفتند: آره، [بعضی‌ها گفتند:] نه و مانند این حرف‌ها.
عصر آمدند و آقای تلافی را که فعال بود و جلوی چشم بود بردند شهرداری[بعضی] گفتند: ببینید، می‌آیند همه‎ ما را می‌گیرند. گفتم: حالا یک امشب و فردا را صبر کنیم. دو، سه ساعتی گذشت و [آقای تلافی را] ول کردند. فهمیدیم هیچ چیزی دنبالش نیست و دیگر ادامه دادیم.» [1]
[1]. مرکز اسناد دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای
...
الحمدلله که این سبک رهبری در جامعه اسلامی برکت فزاینده‌ای داشته است و اینک ایران اسلامی مشفقانه و مدبرانه بر بحران‌های طبیعی فائق می‌آید. مردم و مسوولان نظام، همدل و همراه با رهبرشان، بی‌دریغ و بی‌وقفه به خدمت آسیب‌دیدگان می‌شتابند؛ و بر زخم‌های‌شان مرهم می‌نهند. از گروه‌های بسیجی و جهادی و اهل فرهنگ و هنر گرفته تا ستاد بحران و هیات دولت و سپاه و ارتش، همه به صف می‌شوند برای خدمت‌رسانی به هموطنان. ما چه بنویسیم وقتی تجربه و تسلط بر امور با شفقت و رأفت دینی جمع و در این بیانات ظاهر شده است:
«در حادثه زلزله ما دو چیز نیاز داریم: یکی نجات، دومی امداد. نجات مال همان چند ساعت اول است. امداد، اگرچه که آن‌هم سرعت لازم دارد اما یک کار فوری و تمام‌شدنی نیست.»
«در مقابل بلایا و حوادث، انسان‌های بزرگ و دلاور و پهلوان می‌ایستند؛ حادثه را مغلوب خودشان می‌کنند. زلزله بلا و مصیبت است... اما با استقامت و ایستادگی مردم، با تلاش‌شان برای تجدید حیات و تجدید آبادی و عمران، می‌تواند تبدیل بشود به یک نعمت.» «البته همه این مصائبی که در دنیا بر انسان‌ها وارد می‌شود در نزد پروردگار پاداش‌هایی دارد؛ خداوند جبران می‌کند این مصیبت‌ها را...».

 

ارسال نظر