|
شناسه خبر: 5831

چرا فضای فرهنگی استادیوم‌ها، هیچ وقت برای ورود زنان درست نشد؟

نرو، فضای استادیوم بد است؛ آنجا مردان فحاشی می‌کنند؛ زیر دست و پا له می‌شوی! بهانه هایی است که زنان را بیش از یک دهه از ورود به استادیوم‌ها منع کرده است. سوال اینجاست که آقای مسئول و خانم فعال اجتماعی، چرا فضای فرهنگی استادیوم‌ها، هیچ وقت برای ورود زنان درست نشد؟ در ادامه به ورود زنان به استادیوم‌ها خواهیم پرداخت.

زهرا فکرانه- استادیوم و باز هم استادیوم. متاسفانه همین موضوع قدیمی هنوز حل نشده است. زنان ایرانی مسلمان متاسفانه هنوز تکلیف خود راجع به رفتن به این مکان ورزشی_ تفریحی را نمیداند. گاهی به دلیل وجود مشکلات و نبود بستر برای ورود زنان به استادیوم جواب این معما به تعویق می افتد، گاهی هم به دلیل تردید داشتن مسئولین ذیربط در اشکال شرعی داشتن این موضوع.

به هرحال هیچ پرده برداری از این مشکل نشده است یا گام هایی که برداشته شده، تاکنون مثمرثمر نبوده که بالاخره بدانیم که میتوانیم به این ورزشگاه ها برویم یا نرویم؟ خصوصا با تاکید فیفا به روی حضور زنان در مسابقات بین المللی فوتبال، اوضاع کمی بیشتر قمر در عقرب شده است.

چرا که بالاخره یا استادیوم ها و فضای فرهنگی و امکانات استادیوم خوب است که زنان در مسابقات بین المللی فوتبال وارد استادیوم شوند، یا فضا خوب نیست و در آن مسابقات هم نمیتوانند شرکت کنند.

اما خب، اگر کمی بیشتر بخواهیم به روی قضیه عمیق بشویم، باید بگوییم که اصلا چرا بسترهای فوتبالی ما برای ورود زنان آماده نیستند؟ مشکل کجاست؟ آیا نباید در این سالها حداقل فرهنگ سازی می شد یا به امکانات استادیوم ها چیزی اضافه می کردند؟

چرا فضای فرهنگی استادیوم ها، هیچ وقت برای ورود زنان درست نشد؟

در حقیقت این یک سوال اساسی است. ما اگر بخواهیم واقع بین باشیم، باید جواب این مسائل را از بین کلاف درهم تنیده فوتبال بیابیم؛ مگر مسئله تماشای فوتبال زنان در استادیوم موضوع جدیدی است که بنا باشد بعد از این هم، یک چند سالی زمان بگذاریم و فرهنگ سازی کنیم؟ یا تازه بخواهیم به فکر امکانات ورزشگاه ها بیافتیم که عه؟ چرا اصلا این استادیوم ما فلان امکان را ندارد؟ یا چرا مسیر خروج زنان با مردان یکی است؟ و ....

یقینا هر زن و مردی که بخواهد راجع به تماشای فوتبال زنان تحقیق کند، به آسانی متوجه می شود که این موضوع تاریخی تر از بسیاری از فعالیت اجتماعی دیگری است! مثلا حتی از برخی دغدغه های زنان که امروزه ما تازه با آنها مواجه شده ایم هم قدمت دار تر است. یعنی چیزی حدود بیش از 10 سال است که زنان خواهان حضور در ورزشگاه ها برای تماشای فوتبال هستند و هنوز بعد از اینهمه مدت به خواسته خود نرسیده اند.

بر این اساس میدانیم که مسئله به استادیوم رفتن زنان و شرکت در تماشای مسابقات فوتبالی، ید طولایی دارد که پایان این داستان هنوز معلوم نیست و باز هم مشخص نمی شود که به کجا خواهد رسید؟

موضوع حساسی که صدای بیشتر فعالین حقوق زنان را درآورده است و اتفاقا استفاده کمی هم از سوی مخالفین خارج از مرز نشده. بنابراین ما واقعا چه زمانی قصد داریم این موضوع را حل کنیم؟ چرا مسئله تماشای فوتبال زنان آنقدر که به جواب قاطع برسد و تکلیف زنان ایرانی را مشخص کند نمی رسد؟

آیا ما به فرهنگ سازی احتیاج داریم؟

البته که احتیاج داریم، اما چرا در این سالها فرهنگ سازی نشده است؟ چرا زنی که 10 سال قبل در جواب این پرسش که چرا من نمیتوانم به استادیوم بروم، با جواب زن امروز متفاوت نیست و در هر حالتی به زنان گفته می شود که فضای استادیوم مناسب نیست یا فرهنگ آنرا نداریم؟

چرا مسئله ای که در صورت احداث امکانات مشکل شرعی نخواهد داشت، باید این گونه به عقب رانده شود؟

میدانیم که مسئله فرهنگ سازی، یک امر زمان بر است و با اجرای این رویکرد، قطعا بسیاری از موارد در جامعه تبیین می شود و با قانون گذاری به مرحله ثبات می رسد.

مثلا، زمانی که زنان مسلمان از دوران قاجاریه خواهان تحصیل دختران بودند، آیا جامعه و شرایط اجتماعی وقت، پتانسیل برآورده کردن این خواسته را داشت؟

در باب فرهنگ سازی، مسئله تحصیل زنان و دختران بسیار مثال خوبی است. تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه برای تحصیل دختران و زنان درشرایط مرد سالار آن موقع، گام های بسیاری همراه با دیگر فعالین زنان برداشت که حاصل آن، فرهنگ ‌سازی درخصوص تحصیل دختران ابتدا در خانه و سپس در مدارس بود.

با طی کردن این روند تاریخی در حیطه فرهنگ سازی، دانستیم که بسیاری از خواسته هایی که خارج از شرع و دین نبوده است اما به دلایلی مانند برداشت بد از دین و شرعیت با آن مخالفت می‌شد نیزتوانست با فرهنگ سازی و اتکا به آموزه های دینی (آموزه هایی که در معنای حقیقی خود رهاننده از تعصبات بود) در میان مردم راه پیدا کند و تبدیل به عملی روزمره و عادی شود.

با این تفاسیر، ورود زنان به استادیوم‌ها نیز می تواند با فرهنگ سازی و احداث برخی امکانات از چندین سال گذشته محیا شود. اما متاسفانه به دلیل کم کاری برخی دولت ها این فرهنگ سازی و همکاری نهاد های مربوطه، انجام نگرفته است و همانطور که گفته شد، زن امروزی در جواب اینکه چرا من نمی توانم به استادیوم بروم؟ عمدتا همان جوابی را خواهد گرفت که در سالهای دور داده می‌شد.

شما هم آن چند جوانی که داخل استادیوم سیگار می کشیدند را دیدید؟

چند وقت پیش در شبکه سه، تصاویر جوانانی منتشر شد، که در کنار یکدیگر نشسته بودند و داخل استادیوم سیگار روشن می کردند.

فارغ از زن یا مرد بودن، استعمال دخانیات در داخل استادیوم اکیدا باید پیگیری شود. هرچند ایران مصوبه هایی در این خصوص ارائه کرده است اما این نقص در بند های مصوبه، نشانی می دهد مصوبات موفقیت آمیزی نبوده. قابل ذکر است که استعمال سیگار در استادیوم در بسیاری از کشور ها مانند انگلیس اکیدا ممنوع می باشد.

آن طرف ماجرای نشان دادن استعمال سیگار در استادیوم توسط شبکه سه، در محیط سنتی و مذهبی فعلی، می تواند موجب خاموش کردن یا سرد کردن رفتن به استادیوم ها باشد چراکه یکی از دغدغه های خانواده ها و فعالین اجتماعی این است که نوجوان یا جوانی که به استادیوم‌ها می روند در یک محیط سالم فوتبال را تماشا کند؛ اما این موضوع به روی تمایل زنان در رفتن به استادیوم ها چه تاثیری دارد؟

واقعیت این است که  به دلیل حساسیت در پرورش دادن دختران و زنان مسلمان ایرانی، ورود به مکان های آلوده به دخانیات که بنابر گفته های دوست، آشنا، برخی از فعالین زنان و... همراه با  فحاشی و عدم امکانات مناسب است، در وهله اول می تواند کاملا تاثیر منفی به روی خواسته خود زن در ورود به استادیوم باشد و در مرحله بعد عدم همراهی دوست و خانواده را یدک بکشد.

با تمام آسمان ریسمان هایی که در این متن بافته شد، باید در پایان ذکر کنم که باتوجه به نزدیک بودن جام جهانی، و بولد شدن مسئله ورد زنان ایرانی به استادیوم ها، می‌بایست تدابیری اندیشه شود، که زن ایرانی بیش از پیش احساس نکند که هیچ سهمی از استادیوم که یک مکان تفریحی می‌باشد ندارد.

این مسیرفکری که به زنان القا شود هیچ سهمی از استادیوم ها نخواهند داشت، و هیچ موقعی نخواهند توانست در آرامش به همراه دوست یا خانواده خود به روی صندلی استادیوم بنشینند، در روحیه نیمی از جامعه تاثیر شگرفی خواهد گذاشت که می تواند تبعات سیاسی_اجتماعی در پی داشته باشد.

ارسال نظر