|
شناسه خبر: 6184

سرمقاله

بسط مکتب شهید سلیمانی

مکتب شهیدسلیمانی به‌واسطه وسعت و بزرگی شخصیت حاج‌قاسم از این توانایی برخوردار است که به بسیاری از سوالات جدی و مهم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پاسخ بگوید. درحالی‌که بنای برخی از افراد و جریان‌های سیاسی بر دوگانگی و قطبیت فضای اجتماعی قرار داده شده، رجوع به مکتب سلیمانی به‌عنوان مکتبی برگرفته از گفتمان امام و رهبری دارای این ظرفیت و توانایی هست تا برای مسائل و مشکلات حاکی از نگاه‌های یک‌جانبه، بن‌بست‌شکنی کند. ازجمله همین همبستگی میان نگاه امتی و ملتی که مورداشاره رهبر انقلاب قرار گرفت. حاج‌قاسم با روحیه، سلوک و عملکرد خود توانست این دوقطبی موجود در ادبیات برخی افراد و جریان‌های سیاسی را خاتمه دهد و به‌عنوان سردار ملی و مجاهد جهان اسلام میان این دو رویکرد قطبی همبستگی ایجاد کند. همان‌گونه که نوع مواجهه او با نسل جدید و نوع نگاه ایشان به جوانان حاکی از گشاده‌رویی، سخاوت و امیدواری به آن‌ها بود؛ دقیقا برخلاف برخی افراد که مدام از انقطاع نسلی در حوزه‌های فرهنگی و معنوی می‌گویند. حاج‌قاسم درعین‌حال ضمن ایستادن بر اصول، استکبارستیزی و مقاومت، اهل مدارا، گفت‌وگو و سیاست‌ورزی هم بود که نمونه آن در روابط ایشان با گروه‌های سیاسی در عراق مشاهده می‌شود. در مکتب سلیمانی نگاه تک‌بعدی و جزم‌نگر خط قرمز است. محور و اصل، جذب حداکثری و خلق‌وخوی رحمانی به دوستان و شدت و غضب به دشمنان است. با این نگاه می‌توان مکتب سلیمانی را برای پاسخ به مسائل و مشکلات موجود و ارائه راه‌حل‌ها توسعه و بسط داد؛ مکتبی که از خودشناسی و خودسازی آغاز می‌کند و راه اصلاح جامعه را می‌پیماید.

ارسال نظر