|
شناسه خبر: 9037

یادداشت

ظاهر و باطن غرب

مهدی فضائلی

تصــــــــــــــــور کنید جامعه‌ای را که در آن بارها تورات و انجیل تحت پوشش پلیس به آتش کشیده می‌شود؛ پناهندگان به آن براساس رنگ پوست‌شان با برخوردهای متفاوت روبه‌رو می‌شوند؛ فاصله طبقاتی در آن بیداد می‌کند و مثلا برای تولد ملکه ۹۰ساله‌اش هزینه‌های نجومی بشود، کسی حق نداشته باشد علیه ستم و بیداد فرقه‌ای(مثل صهیونیسم) در حق ملتی چیزی بگوید و بنویسد و ده‌ها رفتار دیگر مغایر با آزادی و حقوق بشر انجام بدهد و البته مخالف غرب هم باشد.
 
غرب با چنین جامعه و کشوری چگونه برخورد می‌کند؟
 قطعا ده‌ها بیانیه و قطعنامه سازمان مللی علیه چنین جامعه‌ای به تصویب می‌رسد؛ صدها انجمن و سندیکای مدافع آزادی و حقوق‌بشر علیه آن اعلام جرم می‌کنند؛ شبکه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی برای تخریبش دست‌به‌کار برنامه‌سازی می‌شوند، هالیوود به میدان می‌آید و...
امروز کشورهای غربی همه یا بیشتر همین رفتارها و ویژگی‌ها را دارند اما هیچ‌گاه هیچ‌کدام علیه آن دیگری موضعی نمی‌گیرد و مخالفتی ابراز نمی‌کند!
دیروز برای چندمین بار راسموس‌ پالودان روبه‌روی منطقه مسلمان‌نشین قرآن کریم را تحت حمایت پلیس سوئد آتش زد! ولی درحالی‌که او حق داشت به کتاب مقدس مسلمانان اینگونه اهانت کند مسلمانانی که به رودخانه پریدند تا با عبور از رودخانه، قرآن‌سوزی را متوقف کنند، ازسوی پلیس بازداشت شدند!
ریشه این همه رفتارهای دوگانه در غرب را که در همه عرصه‌ها بروز و ظهور دارد باید در «خودمحوری» غرب جست‌وجو کرد.
اروپا خودش را مرکز عالم می داند و به همه دنیا نگاه سلطه‌جویانه و تحقیرآمیز دارد. نگاه خودمحورانه اروپا را در تقسیمات جغرافیایی هم می‌توان مشاهده کرد؛ خاور دور و خاورمیانه مبتنی بر همین نگاه تعریف شده است!
براساس برخی اسناد خود غربی‌ها، اروپا حتی پا را فراتر از این هم‌ گذاشته و در نقشه‌ها، قاره اروپا را بزرگ‌تر از اندازه واقعی‌اش نمایش داده‌اند!
بله غرب، ظاهری دارد و باطنی. ظاهر غرب، ظاهری جذاب، خوش‌آب‌ورنگ، با سعه صدر، متمدن، معتقد به حقوق بشر، طرفدار آزادی بیان، به‌دور از فقر و ده‌ها ویژگی مثبت دیگر است اما باطن غرب پر است از خشونت، ظلم، دیکتاتوری، فاصله طبقاتی، تضییع حقوق بشر، محدودیت آزادی بیان و ده‌ها خصوصیت تنفربرانگیز دیگر.

ارسال نظر