|
شناسه خبر: 9828

به مناسبت روز «مقاومت اسلامی»

ارتش چندملیتی

50رزمنده‌ حزب‌الله به‌مدت 30روز اولین ارتش خاورمیانه را در شهرک بنت جبیل شکست دادند و به او اجازه ورود به خاک لبنان را ندادند و صهیونیست‌هایی که پیشتر یک سرباز خود را برتر از هزار سرباز عرب می‌دانستند، آنک در برابر رزمندگانی قرار گرفته بودند که برهم‌زننده همه‌ معادلات شده بودند.

امروز بیست‌وسوم مردادماه، سالگرد مقاومت 33روزه حزب‌الله لبنان در برابر رژیم‌صهیونیستی است که به‌عنوان روز مقاومت اسلامی در تقویم نامگذاری شده است؛ تجاوز همه‌جانبه ارتش رژیم‌صهیونیستی به لبنان که از زمین و هوا و دریا در 22تیرماه سال1385 رخ داد و سرانجام بعد از گذشت 33روز مقاومت و ایستادگی مردم این سرزمین و حزب‌الله، منجر به ناکامی رژیم‌صهیونیستی و شکست سنگین آن‌ها شد. 50رزمنده‌ حزب‌الله به‌مدت 30روز اولین ارتش خاورمیانه را در شهرک بنت جبیل شکست دادند و به او اجازه ورود به خاک لبنان را ندادند و صهیونیست‌هایی که پیشتر یک سرباز خود را برتر از هزار سرباز عرب می‌دانستند، آنک در برابر رزمندگانی قرار گرفته بودند که برهم‌زننده همه‌ معادلات شده بودند. معادلاتی که به گفته سید حسن نصرالله، حاج قاسم «مغز متفکر»آن بود. مقاومتی که هر روز بر توانایی و اقتدارش افزوده‌تر شده تا آنجا که امروز جهاداسلامی نیز به فرموده رهبرانقلاب در جنگ اخیر با رژیم‌صهیونیستی، ثابت کرد که هر بخش از مقاومت به‌تنهایی می‌تواند بینی دشمن را به خاک بساید.
مفهوم جبهه مقاومت یکی از عناصر اصلی سیاست خارجی ایران است؛ جبهه‌ای که در برابر شکل‌‌بندی‌های نظام سلطه به ‌وجود آمده است. جبهه مقاومت به‌موازات شبکه‌های حامی ‌و پیرو آمریکامحور، فعالیت‌های خود را براساس سازوکارهای موازنه منطقه‌ای به انجام می‌رسانند. نقش‌یابی جبهه مقاومت بر روند موازنه تهدید مبتنی‌بر رویکرد «تهدید در برابر تهدید» تعریف می‌شود که نظام سلطه به رهبری ایالات‌متحده تلاش دارد تا از طریق بازتولید نیروهای اجتماعی رقیب یا متحدان منطقه‌ای، زمینه تعارض با نیروهای جبهه مقاومت را در محیط منطقه‌ای به وجود آورد.
بازیگرانی همانند داعش که از حمایت کشورهای منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ برای مقابله با ایران برخوردار بودند؛ بخشی از نیروهای هویتی در مقابله با جبهه مقاومت محسوب می‌شوند که این نیروها توانستند زیرساخت‌های مقابله با تهدیدات منطقه‌ای علیه ایران را به وجود آورند. سوریه، حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی را می‌توان در زمره بازیگرانی دانست که از یک‌سو تحت‌تاثیر الهام‌بخشی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته و از سوی دیگر به‌عنوان بخشی از جبهه مقاومت در مقابله با نظام سلطه ایفای نقش می‌نمایند.
حزب‌الله لبنان در زمره سازمان‌های انقلابی است که نقش راهبردی برای جبهه مقاومت دارد. اگر جبهه مقاومت در حوزه خاورمیانه عربی و غرب آسیا گسترش پیدا کرده، علت اصلی آن را می‌توان ناشی از نقش مرکزی حزب‌الله لبنان دانست. ویژگی اصلی حزب‌الله را می‌توان در ساختار منعطف، کنش عملیاتی و قابلیت اقدام تاکتیکی دانست. چنین قابلیتی می‌تواند زمینه لازم برای نقش‌یابی حزب‌الله به‌عنوان مرکزیت جبهه مقاومت را فراهم سازد.
روندهای رقابت و منازعه ایران با نظام سلطه در سال‌های دهه دوم قرن21 بیانگر این واقعیت است که نیروهای عملیاتی و ساختار سازمانی حزب‌الله توانست زیرساخت‌های لازم برای سازماندهی «ارتش چندملیتی» را به وجود آورد. مرکزیت شکل‌گیری ارتش چندملیتی در سوریه بوده است. سوریه را می‌توان به‌عنوان بخشی از حوزه کنش عملیاتی ایران در محیط منطقه‌ای دانست. حفاظت از سوریه عمدتا ازسوی نیروی حزب‌الله لبنان حاصل شد. در سال‌های قرن21 «نقش ملی و منطقه‌ای» حز‌‌ب‌الله به‌گونه تدریجی موقعیت و قدرت خود را ارتقا داد. حزب‌الله لبنان توانست نقش ملی خود را از حوزه جغرافیای لبنان به عرصه محور مقاومت ارتقا دهد؛ بنابراین حزب‌الله توانست از ابزارها و سازوکارهایی استفاده کند که زمینه کنش عملیاتی در محیط منطقه‌ای را فراهم سازد. تحولات ژئوپلیتیکی منطقه بیانگر آن است که محور مقاومت به‌منزله واقعیت سیاسی و ژئوپلیتیکی جدیدی شکل گرفته است؛ واقعیتی که از آسیای جنوب‌غربی تا شرق مدیترانه و باب‌‌المندب آثار تاکتیکی و راهبردی خود را به‌جا گذاشته است. اگرچه آمریکا تلاش کرد تا زمینه کاهش و افول محور مقاومت را به وجود آورد اما محور مقاومت به‌گونه تدریجی توسعه‌ یافته و هم‌اکنون از قابلیت‌های لازم برای مقابله با «بازیگران جنگ نیابتی» و «متحدین منطقه‌ای ایالات‌متحده» برخوردار شده است. اقدام متقابل ایران در برابر کنش تهاجمی نظام سلطه ازاین‌جهت اهمیت دارد که انعکاس معادله «تهدید در برابر تهدید» خواهد بود. کنش ایران نشان داد که از قابلیت لازم برای مقابله با تهدیدات مستقیم ایالات‌متحده و نظام سلطه در چارچوب «بازدارندگی متعارف» برخوردار است. چنین قابلیت‌هایی می‌تواند به گونه تدریجی ارتقا پیدا کرده و ازاین ‌جهت زمینه مقابله چندبعدی و هیبریدی ایران در برابر اقدامات و الگوی کنش نظام سلطه را فراهم می‌سازد.

ارسال نظر