۲۵۶۳

گزارش «صبح‌نو» از جشنواره‌ای که پدیده‌ای نداشت

پایان یک جشنواره اورژانسی

سی‌ونهمین دوره جشنواره فیلم فجر پس از ماه‌ها اما و اگر، باید و نباید و حاشیه بالاخره برگزار و در روز 22بهمن به کارش پایان داد.

سی‌ونهمین دوره جشنواره فیلم فجر پس از ماه‌ها اما و اگر، باید و نباید و حاشیه بالاخره برگزار و در روز 22بهمن به کارش پایان داد. جشنواره فیلم فجر را به جرات می‌توان بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رویداد فرهنگی-هنری در کشورمان دانست؛ چه به لحاظ کمی و کیفی و چه به جهت درگیرشدن عامه مردم، جشنواره فیلم فجر سرآمدِ دیگر رویدادهای هنری ایران است. شاید با کمی اغراق بتوان دامنه گستره آن را حتی با رویدادهای مشهور بین‌المللی مقایسه کرد؛ البته در کشوری که اصولا مردمی سینمادوست دارد و تعداد تولیدات سینمایی‌اش با توجه به اقتضائات مختلف در مقایسه با بسیاری از کشورها بالا به حساب می‌آید، وجود چنین رویدادی آنقدرها هم عجیب نیست.

بهار  سینمای ایران
هرچند استارت برپایی جشنواره سینمایی کشور به قبل‌تر از انقلاب اسلامی و جشنواره بین‌المللی فیلم تهران مربوط است اما پرواضح است که شکل‌گیری یک رویداد استاندارد سینمایی با وسعتی زیاد برای اولین‌بار و با آغاز کار جشنواره فجر در کشور رقم خورد. سال61 اولین دوره فجر برگزار شد؛ به مرور و با اضافه شدن تجربیات جدید جشنواره به تکامل رسید و بخش‌های جنبی مختلف به آن اضافه شد. فیلم‌های بیشتر و فیلمسازان متعددی به فجر روی خوش نشان دادند و ناگهان جشنواره فیلم فجر به مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور تبدیل شد. این جشنواره به نوعی بهار سینمایی کشور بود که باتوجه به آن می‌شد چینش و وضعیت سینمای ایران در سال آینده را پیش‌بینی کرد. معمولا هرچه جشنواره پربارتر و با کیفیت‌تر بود، سال بعد حال سینما و اکران هم بهتر بود. فجر به جایگاهی رسیده بود که تقریبا تمام فیلمسازان معتبر ایرانی در طول سال تمام سعی‌شان را می‌‌کردند تا فیلم‌شان را به جشنواره برسانند.
 به همین خاطر بود که معمولا تابستان و خصوصا پاییز به ماراتن فیلمسازان برای ساخت و ارائه محصول‌شان به جشنواره تبدیل می‌شد. از آنجایی‌که فجر به ویترین سینمایی کشور تبدیل شده بود، در کنار فیلمسازان شناخته‌شده که برای ادامه حیات هنری‌شان نیم‌نگاهی به آن داشتند، فیلمسازان جوان و تازه‌کار این رویداد را بهترین محل برای معرفی خودشان به سینمای ایران می‌دیدند. به همین خاطر است که بسیاری از فیلمسازان مشهور و معتبر ایرانی کارشان را با جشنواره آغاز ‌کردند؛ حتی در همین سال‌های اخیر هم فیلمسازانی مثل سعید روستایی، محمدحسین مهدویان، نیما جاویدی و محمد کارت به واسطه حضور در فجر به شهرت زیادی رسیدند و پس از آن به فیلمسازانی کلیدی و استعدادهای تازه کشف‌شده سینمای ایران بدل شدند. در این گزارش می‌خواهیم یک‌بار دیگر چرخه برگزاری دوره سی‌ونهم فجر و برخی اتفاقات و حواشی‌اش را مرور و درپایان اختتامیه آن را بررسی کنیم.
 
اما و اگرها
از ماه‌ها پیش از زمان برگزاری جشنواره سی‌ونهم و به واسطه کرونا بحث‌هایی درباره سرنوشت جشنواره امسال در محافل سینمایی و رسانه‌ها شکل گرفت. عده‌ای مخالف برگزاری فجر سی‌ونهم بودند و می‌گفتند با این شیوع گسترده کرونا برگزاری جشنواره موجب ایجاد خطر برای مردم و سینماگران خواهد شد. از طرفی به خاطر شرایط خاص کرونا در ماه‌های گذشته تولید سینمای ایران کاهش چشمگیری داشته و قاعدتا آثار باکیفیت نسبت به هر سال کاهش داشته است؛ اما درمقابل برگزاری جشنواره موافقانی هم داشت. آن‌ها معتقد بودند باید تا نزدیکی بهمن‌ منتظر بود و براساس شرایط وقت تصمیم گرفت. آن‌ها می‌گفتند با همین شرایط خاص هم تعداد زیادی فیلم ساخته شده که امکان رقابت در فجر را دارند. از طرفی با این اوضاع بحرانی اکران فیلم در ماه‌های گذشته، برگزاری جشنواره یکی از معدود امیدهای سینمای ایران برای ادامه بقاست. سید محمدمهدی طباطبایی‌نژاد که عمر مسوولیتش در معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی بسیار کوتاه بود، به عنوان دبیر دوره سی‌ونهم معرفی شد تا داروغه‌زاده پس از سه سال مسوولیتش را واگذار کند. طباطبایی‌نژاد و دیگر مسوولان ارشاد در ابتدا از اظهارنظر قطعی درباره سرنوشت جشنواره خودداری می‌‌کردند تا اینکه در دقیقه90 طی یک نشست خبری تکلیف را مشخص ‌کردند. 


طباطبایی‌نژاد سه سناریو را برای برگزاری جشنواره مشخص کرد و گفت باتوجه به شرایط سلامت در بهمن‌ و نظر ستاد ملی کرونا، فجر سی‌ونهم برگزار خواهد شد. مدتی بعد اعلام شد که در اتفاقی جالب چیزی به اسم هیات انتخاب آثار وجود ندارد. دلیلش هم این بود که سازندگان برای پر‌کردن فرم حضور در جشنواره ترغیب شوند. به مرور فیلم‌ها فرم پر ‌کردند و این درحالی بود که هنوز شکل برگزاری جشنواره مشخص نبود. بیش از صد فیلم متقاضی حضور در فجر شد اما نهایتا باتوجه به مشکلاتی از قبیل نداشتن مجوز ساخت یا آماده نبودن تعداد فیلم‌های موردبازبینی هیات داوران کاهش چشمگیری پیدا کرد. دبیر جشنواره در نشست خبری بعدی اعلام کرد باتوجه به کاهش شیوع کرونا در کشور و مجوز ستاد ملی مبارزه با کرونا، جشنواره با اکران برای اهالی رسانه و همینطور اکران محدود مردمی برگزار خواهد شد؛ ضمنا اعلام شد فقط 16 فیلم به نمایش درمی‌آید. طبق اعلام جشنواره علت انتخاب این 16فیلم حضور آن‌ها لااقل در یکی از بخش‌های رقابت فجر است، یعنی هر کدام از این فیلم‌ها به طور حداقلی در یک بخش نامزد سیمرغ هستند. برج میلاد به عنوان کاخ جشنواره اعلام شد و قرار شد اکران‌های مردمی در تعداد سالن‌هایی بیشتر و با ظرفیت حداکثر 30درصد صندلی‌ها باشد. بلیت‌فروشی هم برخلاف سال‌های گذشته صرفا اینترنتی و به صورت تک‌فیلم اعلام شد.
 
مشکل خرید بلیت 
تا انتقاد از رعایت‌نشدن پروتکل‌ها
در ساعات اولیه بلیت‌فروشی اینترنتی، تقریبا هر سه سامانه خرید بلیت با مشکل اساسی روبه‌رو شدند، به طوری که تقریبا کمتر کسی موفق به خرید بلیت‌های موردنظرش شد؛ اما با گذشت چند ساعت راه برای خرید بلیت باز شد و روز بعد جشنواره علت مشکلات فوق را حمله سایبری اعلام ‌کردند. به جز چند فیلم شاخص که حتی به اکران‌های فوق‌العاده هم رسیدند، بقیه فیلم‌ها تا پایان جشنواره با صندلی خالی قابل توجهی روبه‌رو شدند؛ اما روز اول جشنواره در برج میلاد که سالن رسانه‌ها بود با یک حاشیه همراه شد. با اینکه پروتکل‌های بهداشتی و فاصله‌گذاری اجتماعی در این سالن با شکلی قابل‌قبول همراه بود اما مراسم فوتوکال یا همان عکس‌برداری فیلم‌ها موجب انتقاداتی شد. ازدحام عکاسان در محل و همچنین سهل‌انگاری برخی بازیگران در رعایت مسائل بهداشتی موجب سروصدا در سانه‌ها شد. حضور عادل فردوسی‌پور برای تماشای «بی‌همه‌چیز» و درآغوش‌‌گرفتن پرویز پرستویی انتقادات زیادی را به همراه داشت. نهایتا فردوسی‌پور از این اتفاق عذرخواهی کرد و مسوولان جشنواره هم از روز بعد مجبور به اعمال سختگیری‌های بیشتری شدند. برج میلاد پس از آن شرایط نسبتا قابل قبولی را به لحاظ بهداشتی داشت؛ هرچند برخی حضار در لحظاتی موضوع را ساده می‌‌گرفتند که همین باعث تذکر مسوولان می‌شد.
 
نقد یا آگهی
دوره سی‌ونهم را باید یک جشنواره حداقلی بنامیم. این محدودیت در کمیت و کیفیت هویدا بود. تعداد کم آثار حاضر در جشنواره و از طرفی کیفیت پایین بیشتر همان‌ها. شرایط به‌گونه‌ای بود که حتی در بین همین 16فیلم هم کمتر فیلمی پیدا می‌شد که مخاطبان و اهالی رسانه را راضی کند؛ البته باید وضعیت نقد در رسانه‌ها را از این ماجرا منفک کنیم. روزگاری قلم و نقد حرمت داشت و منتقدان جدای از هر مساله‌ای صرفا به نقد فیلم مبادرت می‌‌کردند. آن‌ها می‌دانستند نقدشان می‌تواند عامل انتخاب یک فرد برای تماشای آن فیلم باشد؛ اما در سال‌های گذشته و خصوصا با گسترش فعالیت رسانه‌های مجازی سینمایی مساله نقد تغییر کرده است. 
 در صفحات مجازی سینمایی در ایام جشنواره پر بود از نقدها و یادداشت‌های کوتاهی که صراحتا رپرتاژ آگهی برای برخی فیلم‌ها بودند. این موج به قدری ناراحت‌کننده بود که حتی صدای برخی منتقدان شناخته‌شده و اصیل درآمد. منتقدان سفارشی‌نویس و رسانه‌های مجازی به چرخه‌ای تبلیغاتی برای برخی سینماگران تبدیل شده‌اند که وظیفه جریان‌‌‌سازی برای فیلم‌ها را دارند؛ جریان‌‌‌سازی برای ترغیب داوران و مخاطبان. شاید اگر فرد برای قلم‌اش حرمت قائل باشد و بداند به واسطه یادداشت‌هایش ممکن است مخاطب به اشتباه یک فیلم را انتخاب کند، در این رویه تجدید نظر کند و بداند که حتی یک نقد ساده سینمایی می‌تواند حق‌الناس باشد؛ اما درکنار این موضوع کیفیت پایین آثار هم موجب تعجب بیشتر شد. این سوال به وجود آمد که واقعا دربین فیلم‌هایی که متقاضی بوده‌اند، هیچ فیلم بهتری وجود نداشته و این 16فیلم عصاره سینمای ایران در سال گذشته هستند؟ البته این سوالی است که تا وقتی داوران لب به سخن نگشایند بی‌پاسخ خواهد ماند. 
برخی فیلم‌ها بیش از آنکه به یک فیلم استاندارد و «سینما» بمانند، شبیه یک «سرگرمی سینمایی» برای فیلمسازان‌شان بودند؛ فیلم‌هایی با ایده‌هایی یک‌خطی، خسته‌کننده و بی هدف. پس از تماشای تعدادی از فیلم‌ها این سوال مدام برای مخاطب تکرار می‌شود که چطور یک فیلمساز حاضر است یک‌سال از عمرش را برای ساخت چنین سوژه و فیلم دم‌دستی هدر دهد.
 هرچند که این افراد تعداد کمی هستند و بخش ناچیزی از جامعه منتقدان را شامل می‌شوند، اما همین
 تعداد هم موجب کم‌رنگ شدن ارزش نقدنویسی و جایگاه ارزشمند منتقدان شریف و کاربلد می‌شوند.
اختتامیه جشنواره
بعید است کسی دوره‌ای از فجر را به یاد بیاورد که انتخاب‌ها بی‌نقص و بدون اعتراض بوده باشند. وقتی صحبت از هنر باشد که از ذات انسانی نشات گرفته و از طرفی داوران هم بدون استفاده از یک فرمول ثابت ریاضی در پی داوری باشند، عجیب نیست که انتخاب‌ها با نظرات متفاوتی همراه باشد؛ پس نمی‌توان در حالت عادی به انتخاب داوران خرده گرفت، اما گاهی فاصله انتخاب‌ها با نظرات بخش زیادی از کارشناسان متفاوت است که آن‌وقت مساله کمی عجیب می‌شود. بگذریم! پس از برخی نظرات درباره نامزدها -خصوصا غیبت هوتن شکیبا- نهایتا اختتامیه فجر سی‌ونهم برگزار شد. در بین برندگان، جوایز اصلی این‌گونه تقسیم شد:
سیمرغ بلورین بهترین فیلم: «یدو»، سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران: «ابلق»، سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی: «تک‌تیرانداز»، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی: مهدی جعفری برای «یدو»، سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران: محسن قرایی، کارگردان فیلم «بی‌همه‌چیز»، سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه: آیدا پناهنده، ارسلان امیری و تهمینه بهرام برای فیلم «زالاوا»، سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اقتباسی: محسن قرایی و محمد داودی برای «بی‌‌همه‌چیز»، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن: رویا افشار برای در «مامان»، (در این رشته دیپلم افتخار برای بازی در «یدو» به ستاره پسیانی اهدا شد)، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد:‌ رضا عطاران برای بازی در «روشن»، سیمرغ بلورین بهترین کارگردان (فیلم اول): ارسلان امیری برای فیلم «زالاوا»، (در این رشته دیپلم افتخار برای کارگردانی «مصلحت» به حسین دارابی اهدا شد)، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن (نقش مکمل): گلاره عباسی برای بازی در «ابلق»، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد (نقش مکمل): پوریا رحیمی‌سام برای بازی در «زالاوا».
 فجر بدون پدیده
فجر سی‌ونهم با تمام محدودیت‌ها، موافقان و مخالفان برگزار شد؛ اما شاید مهم‌ترین نکته فجر امسال این بود که برخلاف بیش‌تر دوره‌های فجر امسال خبری از پدیده‌ها نبود؛ پدیده‌هایی در بازیگری و فیلمسازی که در دوره‌های مختلف فجر به سینمای ایران معرفی می‌شدند، امسال به چشم نیامدند. یعنی نه در بازی‌ها، نه در فیلمنامه‌ها و نه فیلمسازی اختلاف و فاصله کیفی آنقدرها زیاد نبود که بتوان گفت فلان بازیگر یا کارگردان پدیده فجر بود. امسال در همه‌چیز یک جشنواره حداقلی بود؛ نه فیلمی مخاطبان را شگفت‌زده کرد و نه اتفاقی جریان‌ساز رخ داد. شاید به سختی بتوان فیلم «منصور» که مربوط به زندگی شهید ستاری بود را یکی از روزنه‌های امید امسال دانست اما نمی‌توان آن را یک پدیده دانست. پدیده‌هایی از جنس سعید روستایی، از جنس «ماجرای نیمروز» و فیلمی مثل «شنای پروانه» که در همین سال قبل در فجر اکران شد و حال مخاطبان را جا آورد؛ فیلم‌ها و فیلمسازانی امیدوارکننده که نوید نسل جدیدی در سینمای ایران را می‌دادند. حالا با جشنواره‌ای حداقلی با فیلم‌هایی کاملا معمولی طرفیم که قرار است در بین ترافیک فیلم‌های به اکران درنیامده بمانند و احتمالا سال سینمایی نامطلوبی را برای سینمای ایران رقم بزنند، مگر آنکه در ماه‌های آینده اتفاقات خاصی رخ بدهد. بخش زیادی از فیلم‌ها روانه نمایش خانگی و اکران آنلاین شوند تا اندک فیلم‌های باکیفیت بتوانند در سال آینده مخاطبان را برای حضور در سالن‌ها راضی کنند. سال آینده درکنار فیلم‌های کم‌کیفیت دو رقیب دیگر هم برای سینماگران وجود دارد. بالا رفتن هزینه‌های زندگی ممکن است سینما را از سبد خانوار حذف کند و در مرتبه بعد کرونایی که تا کنترل کاملش هنوز زمان زیادی باقی مانده است، حتی با انجام واکسیناسیون و رعایت سختگیرانه پروتکل‌ها تا عادی‌شدن شرایط زندگی راه طولانی باقی مانده است. چه می‌شود کرد! انسان با امید زنده است؛ باید منتظر وضعیت تولید و اکران سینمای ایران در سال آینده بود و امید داشته باشیم که حال سینما بهتر شود. الهی آمین!

دیدگاه‌ها
دیدگاه تازه‌ای تایید نشده است...