۲۶۱۲

گفت‌وگوی «صبح‌نو» درباره جشنواره سی‌ونهم فجر با یک منتقد سینما؛

سینما نیازمند جراحی است

جشنواره سی‌ونهم فجر تمام شد. این جشنواره به دلایل مختلف یکی از خاص‌ترین و پرحاشیه‌ترین دوره‌های تاریخ جشنواره فیلم فجر است؛ جشنواره‌ای که به لحاظ کمی و کیفی مهم‌ترین رویداد سینمایی و چه‌بسا فرهنگی-هنری کل کشور است.

با وجود کرونا و محدودیت‌هایش، سینمای ایران مانند هر حرفه دیگری ماه‌های سخت و عجیبی را پشت‌سر گذاشت. بالاجبار تعداد زیادی از پروژه‌های سینمایی تعطیل یا تعلیق شدند؛ حتی برخی سینماگران در محل فیلمبرداری به کرونا مبتلا شدند و نهایتا سالن‌های سینمای ایران و جهان به صورت نیمه‌تعطیل درآمدند. در چنین شرایط پرریسکی، حتی درصورت باز بودن سالن‌ها، نه صاحبان آثار اشتیاق اکران فیلم‌هایشان را داشتند و نه مردم راهی سالن‌ها می‌شدند؛ البته هر دو طرف هم حق داشتند. صاحبان فیلم‌ها که ماه‌ها برای ساخت یک فیلم زمان گذاشته بودند و چند میلیارد تومان برایش هزینه صرف کرده بودند، اصلا نمی‌خواستند سرمایه‌شان را به خطر بیندازند و ریسک شکست اقتصادی فیلم در گیشه را بپذیرند. در مقابل مخاطبان هم به شکل مضاعف معذوریت داشتند؛ هم برای سلامتی خودشان نگران حضور در سینما بودند و هم به دلیل مشکلات اقتصادی اولویت‌های مهم‌تری برای هزینه برای خانواده خود داشتند. دراین میان سالن‌دارها و کارکنانش روزگار بسیار سختی را می‌گذراندند. حالا با این احوال و پس از کاهش تقریبی میزان ابتلا و تلفات مربوط به کرونا، مسوولان ارشاد که سال آخر مسوولیت در این وزارتخانه را می‌گذراندند، ترجیح دادند به هر شکل ممکن این رویداد برگزار شود؛ حتی به صورت حداقلی. جشنواره سی‌ونهم با اما و اگرهای فراوان برگزار شد. شکل برگزاری این جشنواره و همین‌طور فیلم‌های اکران‌شده درآن به گونه‌ای بود که حواشی و خبرهای زیادی را ایجاد کرد. موافقان و مخالفان زیادی حول برگزاری این جشنواره و آثار حاضر درآن پیدا شدند؛ اما حالا با گذشت چند روز از اختتامیه جشنواره فیلم فجر و فروکش‌‌کردن حواشی برآمده از احساسات، زمان مناسبی است که در سلسله‌گزارش‌هایی در گفت‌وگو با منتقدان، سینماگران و مدیران فرهنگی به بررسی شرایط جشنواره امسال، مزایا و معایبش بپردازیم. آسیب‌شناسی جشنواره فیلم فجر چه در موضوع شکل برگزاری‌اش و چه درباره 16فیلمی که در این رویداد به رقابت پرداختند می‌تواند باعث ایجاد نگاه و تحلیلی دقیق، کارکردی و به‌دور از احساسات شود که ثمره‌اش دررویدادهای آتی سینمایی کارساز باشد. فراموش نکنیم کرونا یک واقعیت در جامعه است که قاعدتا تا ماه‌های آینده همچنان زندگی روزمره و مشاغل مختلف را تحت تاثیر قرار خواهد داد؛ پس سینما برای برگشت به یک حیات طبیعی به ماه‌ها زمان نیاز دارد. در اولین گزارش با رضا درستکار، منتقد سینما و عضو هیات داوران جشنواره فیلم فجر در دوره‌های گذشته در این زمینه با «صبح‌نو» گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.
     حذف هیات انتخاب در جشنواره سی‌ونهم حرکت خوبی بود؟
این جشنواره ثابت کرد که هیات انتخاب داشتن بهتر از نداشتنش است. اساسا سپردن بخشی از امور به ‌دست سینماگران، امری شایسته است و شکلی دموکراتیک‌تر به موضوعات می‌بخشد و درصدی بیشتر از اهالی سینما را در سرنوشت خود دخیل می‌کند؛ البته به‌شرطی که انتخاب هیات انتخاب و هیات داوری درست صورت پذیرد وگرنه با سنگین‌‌کردن کفه یک گرایش، از دست سینماگر هم کاری برنمی‌آید.

    یعنی معتقدید خروجی خوبی رقم نخورده است؟
فیلم شهربانو (مریم بحرالعلومی) فیلمی اجتماعی و خوب بود و در جشنواره نبود و به ‌مراتب بهتر از تعدادی از فیلم‌های این دوره بخش مسابقه بود. این همان جنبه مثبت ماجرای هیات انتخاب است که ذکرش آمد و طبعا با حذف شهربانو از جشنواره، سینما ضرر کرد.

    نمونه مصداقی دیگری دارید؟
ستاره‌بازی سال گذشته در هیات انتخاب رد شد، امسال اما رفت در بخش مسابقه! نگاه‌های کلیشه‌ای به مفهوم «مهاجرت» در حالی که هنوز ساده‌ترین مشکلات اجتماعی حل نشده، فیلم‌های یک‌سویه در مذمت مهاجرت را بی‌اعتبار می‌کند؛ حتی اگر 
چند بار چند بار در مسابقه و جشنواره پذیرش شوند! با عنایت به حضور یک فیلم در دو سال جشنواره، احتمالا حق بعضی‌ فیلم‌ها ضایع شده است. اگر می‌خواهیم بدانیم ‌که چرا کارهای خوب‌مان کمرنگ می‌شود، دلیلش را لابه‌لای همین تبعیض‌ها پیدا کنیم. تبعیض، در جشنواره فیلم‌های کوتاه و مستند شدیدا  رایج است؛ حالا هم در اینجا!
 
    حالا پس از پایان جشنواره در مجموع این دوره را چطور ارزیابی می‌کنید؟
جشنواره امسال شروع نشد! البته مدیران می‌گویند که کار خودشان را درست انجام داده‌اند و توگویی که برگزاری این جشنواره یک شکل «دستوری» داشته است؛ جشنواره‌ای که صغیر و کبیر در آن ناراضی‌ بودند! روشنفکر، تاریک‌فکر، منتقد، اهل رسانه، این‌وری‌ها، آن‌وری‌ها، همه! راستی چرا؟ یک جواب در پرانتز دارم: برای اینکه آن فیلمبردار، آن تدوینگر، آن بازیگر، آن کارگر صحنه و... کارشان را در حوزه خود، درست انجام می‌دهند، بخش فنی سینمای ما گواه این مدعاست؛ اما یک حوزه‌هایی وظایف‌شان را درست انجام نمی‌دهند. نمی‌شود بعد از بهار، زمستان بیاید، بعد از پاییز، تابستان! وقتی یک کسانی که تصمیم‌هایشان مهم است، در ذات و سیر طبیعی رویدادها، 
دست کاری می‌کنند مثل شبکه بورس؛ این‌طوری همه چیز به هم می‌ریزد. به «ذات» هنر سینما احترام بگذاریم، آن‌وقت خواهید دید که چه می‌شود.

    راهکاری هم دارید؟
مخلص کلام! این‌همه سال جوانی‌مان را در جشنواره فجر جا گذاشتیم، تجربه به من می‌گوید این جشنواره شروع نشد! شباهتی هم به هیچ جشنواره‌ای نداشت. سال ۱۳۹۹ را درز بگیریم؛ سالی ‌که بعضی از عزیز‌های سینما درگذشتند، مردم نگران و داغدار بودند، کرونا غالب بود و فاصله مدیران و دستگاه با بدنه جامعه بیشتر از همیشه شده بود. ماجرای سال ۹۹ ساده نیست و اگر مدعیان جناحین بگذارند، شاید بتوان در همین آینده نزدیک، با یک «جراحی» این وضعیت عجیب و غریبی را که در حیطه‌های فرهنگی حاکم شده است، اصلاح کرد.
 
    به عنوان سوال آخر! برنامه‌های سینمایی امسال را تماشا کردید؟
امسال برنامه‌های پلاسیده نقد جشنواره‌ای هم محکوم به ندیدن و نشنیدن شدند. این سزای بی‌خاصیتی و «فیک»‌بودن است. این را من نمی‌گویم، این را اضمحلال برنامه‌ها و سپردن‌شان به افراد غرض‌دار است که می‌گوید. این را این ‌همه سال انتقاد‌کردن‌های بی‌حاصل و استیلای این‌همه آثار نازل در سینما (به‌قول همین برنامه‌های پرادعا) می‌گوید که ثمره‌شان شده کلا ابتذال سینمایی! که گفت؛ چون غرض آمد، هنر پوشیده شد.

دیدگاه‌ها
دیدگاه تازه‌ای تایید نشده است...