۲۶۳۷

دولتمردان طی هفته‌ها و ماه‌های اخیر، تصویری منجی‌نمایانه از مدیریت هفت‌ساله خود ارائه کرده‌اند

تمجید دولت از دولت

اظهارات اغراق‌آمیز و منجی‌نمایانه دولتمردان طی هفته‌ها و ماه‌‌‌های اخیر در باب مدیریت مسائل کشور، خود دلیلی بارز بر خالی بودن دست دولت برای دفاع از خود در آستانه پایان‌یافتن ماموریتش است. یک گزاره روانشناسانه تصریح می‌دارد که یک اظهارنظر، هر چه بزرگ‌‌تر و خلاف واقع‌‌تر باشد،

اظهارات اغراق‌آمیز و منجی‌نمایانه دولتمردان طی هفته‌ها و ماه‌‌‌های اخیر در باب مدیریت مسائل کشور، خود دلیلی بارز بر خالی بودن دست دولت برای دفاع از خود در آستانه پایان‌یافتن ماموریتش است. یک گزاره روانشناسانه تصریح می‌دارد که یک اظهارنظر، هر چه بزرگ‌‌تر و خلاف واقع‌‌تر باشد، امکان باورپذیری آن هم بیشتر می‌شود. شاید اعتدالیون برای اعاده حیثیت از خود و حامیان اصلاح‌‌‌طلب‌شان در آستانه انتخابات 1400، به این اصل روانشناسانه پناه آورده‌اند تا بتوانند در سایه‌سار آن، شانس ابقای خود در قدرت را افزایش دهند.

حسینعلی امیری، معاون پارلمانی رییس‌جمهور روز گذشته در آیین افتتاحیه طرح‌‌‌های ارزش افزوده شهرستان رباط کریم تصریح کرد: فعالیت‌ها و موفقیت‌های اقتصادی کشور که باوجود مشکلات جدی انجام شد و به دست آمد، شبیه معجزه 
است.
پیش‌تر اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس‌جمهوری روز 19 دی 99 در نشست هم‌اندیشی با جمعی از خیرین، فعالان اقتصادی، احزاب و سمن‌های استان سیستان و بلوچستان مدعی شد: خیلی‌ها به ناحق دولت را به ناکارآمدی متهم می‌‌کنند اما اگر به جای این دولت گروهی دیگر بود، ممکن بود در برابر این جنگ جمهوری اسلامی ایران را که هیچ، حتی ایران را از دست بدهند. اما تیم کارکشته‌‌ای بر سر کار بوده است که توانسته در مقابل این جنگ ایستادگی کند؛ اظهاراتی از این دست البته سابقه‌‌ای طولانی در میان دولتمردان تدبیر دارد. علی ربیعی نیز در نشست خبری 26 خرداد 99 خود، با دفاع از عملکرد دولت طی هفت سال گذشته مدعی شد: اگر این دولت نبود، وضعیت صد برابر بدتر از وضعیت فعلی می‌شد.
سال پایانی عمر دولت تدبیر و امید است و دستان خالی و کارنامه‌ای ناموفق، دولتمردان را به تقلا برای دفاع از آنچه طی هفت سال گذشته بر سر اقتصاد کشور و معیشت مردم آورده‌اند به تناقض‌گویی انداخته است. پرسش اصلی اینجاست که اگر این دولت کمترین توفیقی در وعده‌‌‌های انتخابات خود داشت و اندک عملکردی را در کارنامه هفت‌ساله خود می‌‌دید، چه نیازی داشت که به جای بیان آنها چنین ادعاهایی که با هیچ عقل و منطقی سازگاری ندارد را مطرح کند.
 
ترامپ بهانه بود، قیمت‌ها هنوز بالا هستند
ادعاهای خلاف واقع دولتمردان در شرایطی است که قیمت کالاهای اساسی و مایحتاج مردم طی 
یکی، دو سال گذشته روند صعودی عجیبی به خود گرفته است. حتی پس از روی کارآمدن دولت بایدن و آرام‌شدن فضای روانی منبعث از حضور ترامپ نیز قیمت کالاها از جمله در مورد مرغ و گوشت و خیار و گوجه‌فرنگی و ده‌ها اقلام دیگر، نه‌تنها روند کمینه به خود نگرفتند بلکه سیر بیشنه یافتند و سر به فلک کشیدند؛ همین نشان می‌دهد که بهانه ‌کردن حضور ترامپ از سوی دولتمردان، آدرس غلطی بیش نیست و عمده مشکلات از ناکارآمدی سیاست‌‌‌های دولتی است که چنین وضعیتی را برای مردم رقم زده است.
 
بودجه‌‌ای برای فروپاشی اقتصادی
بودجه‌نویسی دولت نیز در نوع خود منشأ مهمی برای بروز اختلالات سیستمی طی سال‌های اخیر بوده است اما به دلیل همسویی سیاسی قاطبه مجالس نهم و دهم با دولت، این نقیصه اصلا به چشم نیامد اما امسال به دلیل رویکرد جدید مجلس، دولت مجبور شد برای ‌گرفتن تاییدیه‌‌‌های لازم، اصلاحیه‌‌‌های متعددی را بر لایحه بودجه اعمال کند چون بودجه‌‌ای که دولت پیشنهاد داده بود با فروش دو میلیون و 300 هزار بشکه نفت و انتشار کلی اوراق مشارکت و اوراق قرضه اسلامی و اوراق نفت، تماما به افزایش تورم دامن می‌‌زد؛ از طرفی بسیاری از این منابع درآمدی مندرج در لایحه بودجه اصلا قابل تحقق نبودند.
 
از مسکن مهر مزخرف تا عقب‌ماندگی 
مسکن اعتدالی
شکست دیگر دولت اعتدال در زمینه مسکن رقم خورد. بی‌شک بخشی از افزایش قیمت مسکن متاثر از افزایش عمومی قیمت هاست اما نباید از تصمیمات و اشتباهات درون‌بخشی مسکن هم چشم‌پوشی کرد؛ تصمیمات و اقداماتی که می‌‌توانست اثر تغییرات کلان اقتصاد بر این بخش را کاهش دهد و حتی بتواند تاثیر مثبت بر آن بگذارد. بررسی این تصمیمات که شرایط فعلی بخش مسکن در کشور را رقم زده است، تنها و تنها به یک فرد منتهی می‌‌شود که او کسی جز «عباس آخوندی» وزیر سابق راه و شهر‌‌سازی نیست؛ فردی که با تفکرات و تصمیمات خود که بر آن‌ها پافشاری می‌‌نمود، بلای فعلی بازار مسکن را بر سر مردم آورده است.
آخوندی که حسن روحانی، رییس‌جمهوری پیشتر در صحن علنی مجلس، او را همراه ظریف و نامدار زنگنه وزرای امور خارجه و نفت، «برند جذاب» خوانده بود، طرح مسکن مهر در دولت‌‌‌های نهم و دهم را مزخرف خواند و با متوقف ‌کردن آن، سهم بسزایی در افزایش قیمت‌ها و بحران مسکن ایفا کرد؛ طرحی که در دولت‌‌‌های وقت، به خانه‌دارشدن افراد بی‌بضاعت و کم‌بضاعت بسیاری انجامید. در صورت تداوم طرح مسکن مهر در دولت اعتدال، دیگر تقاضای انباشته‌‌ای در بازار مسکن به‌وجود‌نمی‌آمد و افزایش شدید قیمت مسکن و اجاره نیز علتی نمی‌توانست داشته باشد زیرا هر خانواده‌‌ای متناسب با توان خود می‌‌توانست صاحب خانه شود. سیاست‌‌‌های ورشکسته دولت اعتدال در زمینه مسکن، حتی صدای خود رییس‌جمهوری را نیز درآورد. روحانی روز 18 تیر 99 در جلسه هیأت دولت تصریح کرد: نسبت به مسکن به عنوان رییس‌جمهور اعتراف می‌کنم که یک عقب‌ماندگی را در دولت یازدهم داشتیم به دلیل اینکه برخی طرح‌های مسکن ما اجرایی و عملیاتی نشد و آن هم به دلیل اینکه برخی از طرح‌های مسکن ما اجرایی و عملیاتی نشد.
فکت‌‌‌های یادشده فقط گوشه‌‌ای از ناکارآمدی‌‌‌های دولت اعتدال طی هفت سال گذشته بوده است؛ ناکارآمدی‌ای که ناشی از تک‌فازی‌بودن مدیریت دولت اعتدال و نگاه امیدوارانه آن به «لبخند دیپلماسی» بود و عملا با معطل نگه‌داشتن کشور به نتایج حاصل از برجام، بسیاری از فرصت‌‌‌های اقتصادی کشور که می‌توانست با افزایش تراز تجاری با ظرفیت‌‌‌های بالقوه منطقه‌‌ای به دست آید را لگدمال کرد.

 پرسش اصلی اینجاست که اگر این دولت کمترین توفیقی در وعده‌‌‌های انتخابات خود داشت و اندک عملکردی را در کارنامه هفت‌ساله خود می‌‌دید، چه نیازی داشت که به جای بیان آنها چنین ادعاهایی که با هیچ عقل و منطقی سازگاری ندارد را مطرح کند 

دیدگاه‌ها
دیدگاه تازه‌ای تایید نشده است...