۳۴۴۷

جهانگیری با فرافکنی نسبت‌به مشکلات کشور خود را به‌عنوان مهم‌ترین نامزد اصلاح‌طلبان در انتخابات1400 مطرح کرد

من نبودم

اگر فردی غیرایرانی یا غیرمطلع را به اتاق گفت‌وگوی اخیر اسحاق جهانگیری در کلاب‌هاوس وارد می‌کردید، قطعا آقای معاون‌اول در چشم آن فرد، در مقام اپوزیسیون حکومت فرض می‌شد. فرافکنی، کذب‌گویی، مسوولیت‌گریزی و دوقطبی‌سازی جهانگیری در اظهارات اخیرش، این سوال بزرگ را در ذهن ایرانیان ایجاد کرده که مسوول اداره کشور در طول هشت‌سال گذشته به‌واقع چه کسی بوده و آیا حضور نام جهانگیری در لیست انتخاباتی اصلاح‌طلبان، اینچنین او را نسبت‌به مسوولیت امور کشور بی‌عرق و تعصب ساخته است؟

اگر فردی غیرایرانی یا غیرمطلع را به اتاق گفت‌وگوی اخیر اسحاق جهانگیری در کلاب‌هاوس وارد می‌کردید، قطعا آقای معاون‌اول در چشم آن فرد، در مقام اپوزیسیون حکومت فرض می‌شد. فرافکنی، کذب‌گویی، مسوولیت‌گریزی و دوقطبی‌سازی جهانگیری در اظهارات اخیرش، این سوال بزرگ را در ذهن ایرانیان ایجاد کرده که مسوول اداره کشور در طول هشت‌سال گذشته به‌واقع چه کسی بوده و آیا حضور نام جهانگیری در لیست انتخاباتی اصلاح‌طلبان، اینچنین او را نسبت‌به مسوولیت امور کشور بی‌عرق و تعصب ساخته است؟ بازی جهانگیری چه ابعادی دارد؟ او رقیب خود را چه کسی می‌داند؟ این‌ها سوال‌هایی است که تلاش می‌شود در این گزارش به آن‌ها پاسخ داده شود؟ اظهارات اخیر اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس‌جمهوری در کلاب‌هاوس در نوع خود حیرت‌انگیز بود.

جهانگیری با سخنانش نشان داد که یک سیاستمدار مسوولیت‌گریز، نسبت‌به وضعیتی که خود در ایجادش سهم بسزایی داشته تا چه حد می‌تواند طلبکار باشد. این طلبکاری البته قائم به شخص جهانگیری نبود و او سعی کرد به نمایندگی از کل جریان اصلاحات، علت ایجاد وضعیت موجود را از عهده اصلاح‌طلبان ساقط کند. اگر بخواهیم اظهارات جهانگیری را در چند محور کلی تقسیم‌بندی کنیم، فرافکنی و مسوولیت‌گریزی، دوقطبی‌سازی کاذب میان مذاکره و مقاومت و اعلام آمادگی رسمی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری، مهم‌ترین آن‌ها خواهد بود. در ادامه این محورها تشریح می‌شود.

همچنان در عوالم دولت یازدهم
اگر به آرشیو اخبار ماه‌های ابتدایی آغازبه‌کار دولت یازدهم مراجعه کنیم، می‌بینیم که قاطبه دولتمردان، علت‌العلل مشکلات کشور را در مدیریت دولت‌های نهم و دهم جست‌وجو می‌کردند و هر وقت از آن‌ها دلیل مشکلات را می‌پرسیدند، در پاسخ، آدرس دولت‌های قبلی داده می‌شد.
 این وضعیت به‌قدری استوار بود که تقریبا در چهار سال اول دولت تدبیر و امید، تو گویی مردم احساس می‌کردند رییس‌جمهوری کشور محمود احمدی‌نژاد است، نه حسن روحانی. حال و در پایان دولت دوم حسن روحانی و در آستانه انتقال قدرت در قوه مجریه، اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی، در مونولوگ تبلیغاتی/انتخاباتی اخیرش در کلاب‌هاوس بار دیگر سعی کرد مشکلات مدیریتی دولت اعتدال را به گردن دولت‌های نهم و دهم بیندازد. جهانگیری دراین‌باره تصریح کرد: «ما کوتاهی کردیم، باید همان اول دولت، گزارش جامعی نسبت‌به آنچه تحویل گرفتیم از دولت قبل ارائه می‌دادیم؛ وقتی پاسخ نمی‌دهیم بعضی‌ها خیلی روی‌شان زیاد می‌شود. ایشان یک کاری کرده که ما تا 50سال دیگر نمی‌توانیم  به پول‌های‌مان دسترسی پیدا کنیم». بااین‌حال، جهانگیری به این سوال متواتر و پرتکرار افکار عمومی پاسخ نمی‌دهد که چرا دولتی که مدعی اشراف بر زبان دنیا بود، نتوانست از پس رفع تحریم‌ها طی هشت‌سال گذشته برآید و برجام که آنقدر برایش پروپاگاندا راه انداخته بودند، چرا نتوانست آمریکا را برای الغای تحریم‌های غیرقانونی، مجاب کند؟  
 
بالاخره دولت اختیار دارد یا نه؟
یکی از اظهارات متناقض‌نمای جهانگیری در کلاب‌هاوس آن بخشی بود که انتخابات در ایران را موثر و عدم شرکت مردم در آن را باعث تداوم تحریم‌ها ارزیابی کرد؛ مثل به‌زعم او، عدم حضور مخاطب اجتماعی اصلاحات در انتخابات84 و برقراری تحریم‌ها پس از آن. او دراین‌باره تاکید کرد: «باید بگوییم دود تحریم از دل تحریم انتخابات مثل سال84 ایجاد شد». به بیان دقیق‌تر، جهانگیری از یک‌طرف در چارچوب لفاظی‌هایی مثل حاکمیت دوگانه، خودش و دولت تدبیر و امید را از هرگونه عیب و نقص مبرا می‌داند و هرگونه خلل و اختلال در امور کشور را به گرده غیر می‌اندازد و از طرف دیگر، سعی دارد با ایجاد هیجان و برانگیختگی در مخاطب، نهاد انتخابات و نتیجه آن را تعیین‌کننده جلوه بدهد تا بدین طریق، زمینه پیروزی اصلاحات در 1400 فراهم شود. همین تناقض رویکردی باعث شد تا برخی اصلاح‌طلبان به جناب معاون اول، واکنش نشان بدهند. مثلا احمد زیدآبادی، کنشگر اصلاح‌طلب روز گذشته در اینستاگرام خود با مخاطب قراردادن جهانگیری، نوشت: «همشهری گرامی! آیا واقعا سزاوار است که در فصل کار، رییس‌جمهور و دم و دستگاه آن را فاقد قدرت لازم برای تصمیم‌گیری بدانید ولی در فصل رأی‌گیری، توانایی و تاثیرگذاری آن را به عرش اعلی برسانید و نهایتا هم همه کاسه‌کوزه‌ها را بر سر تصمیم بخشی از مردم بشکنید.»

من اشتباهی بودم!
اظهارات جهانگیری در مسوول دانستن دولت‌های قبل از اعتدال، خود نشان از مسوولیت‌گریزی مفرط او و یاران اصلاح‌طلبش دارد. در همین راستا، جهانگیری در بخش دیگری از اظهارات خود در کلاب‌هاوس تلاش کرد خود را از معادلات حاکم بر دولت اعتدال و متعاقب آن از مشکلات حاکم بر کشور، بری جلوه بدهد. این تلاش‌ها البته پیشتر هم از سوی جهانگیری بروز کرده بود. او چند سال پیش درباره بی‌اختیاری‌اش در مناسبات دولت مدعی شده بود که اجازه تعویض حتی منشی خودش را هم ندارد. جهانگیری دراین‌باره در کلاب‌هاوس مدعی شد: «من در دور دوم، در تغییر هیچ معاون وزیری نقش نداشتم، تماما در دفتر رییس‌جمهوری تصمیم‌گیری می‌شود، من فقط بعد از اینکه حکم داده شود، خبردار می‌شوم». جهانگیری همچنین اضافه کرد: «خدا را خوش نمی‌آید که شرایط کشور را به جایی برسانید که یک فردی با چند هزار رأی، نماینده مجلس شود». حال باید از آقای معاون اول پرسید که دولت اعتدال که هشت‌سال بر مناسبات و مقدرات اجرایی و حکومتی کشور تفوق تام داشت، سهمش در ایجاد وضع موجود چه اندازه بوده و آیا حاضر است به‌اندازه سهمش از مردم عذرخواهی کند؟   
  
برنامه برای کاندیداتوری
بخش دیگری از اظهارات جهانگیری در کلاب‌هاوس، مربوط به اعلام کاندیداتوری‌اش برای ریاست‌جمهوری1400 بود. او از این فرصت برای بیان نظرات انتخاباتی و سیاسی خود استفاده کرد و حتی در میانه کلامش به مهم‌ترین رقیب اصلاح‌طلبان، طعنه زد. جهانگیری در پاسخ به این سوال که آیا برای ریاست‌جمهوری نامزد می‌شود، دوپهلو تصریح کرد: «درمورد کاندیدا شدنم، هنوز تصمیمم بر نَه بوده است ولی هیچ‌وقت نگفته‌ام نمی‌شوم؛ حتما با بزرگان کشور مشورت می‌کنم». منظور او از بزرگان، رییس دولت اصلاحات و دو طیف اصلی در اردوگاه اصلاحات یعنی حزب کارگزاران (راست مدرن) سازندگی و حزب اتحاد ملت (چپ رادیکال) است. بااین‌حال، تمامی نیروهای تاثیرگذار اصلاح‌طلب باوجودی که جهانگیری را خودی می‌دانند، برای اعلام نامزدی او و از آن مهم‌تر، اجماع انتخاباتی روی او، اما و اگرهای زیادی دارند؛ اما و اگرها و تردیدهایی که در کلام جهانگیری در کلاب‌هاوس نیز مستتر بود. اصلاح‌طلبان می‌دانند که جهانگیری در نظر مردم، با حسن روحانی هم‌معنی و همتراز است و هیچ فاصله‌ای میان او و وضعیت موجود، برقرار نیست. با این آگاهی، طبیعی به نظر می‌رسد اجماع روی جهانگیری پرریسک جلوه کند و اجازه ندهد که آقای معاون اول با طیب‌خاطر بخواهد صندلی ریاست‌جمهوری را هوس کند. بااین‌حال جهانگیری از مدت‌ها قبل قصد کرده با بیان نظرات شاذ و تهاجمی علیه اصولگرایان، نظر اصلاح‌طلبان را بیش‌ازپیش به‌سمت خود جلب کند و اینچنین جا بیندازد که همچنان گزینه اصلح اصلاح‌طلبی است.
قالیباف‌هراسی
همانطورکه اشاره شد، جهانگیری در میانه کلامش در کلاب‌هاوس، طعنه‌هایی را هم به‌سوی برخی چهره‌های جریان انقلابی که از قضا وضعیت خوبی در نظرسنجی‌های انتخاباتی دارند، روانه کرد؛ یکی از این چهره‌ها محمدباقر قالیباف است.  جهانگیری با کاربست مفهوم املاک نجومی، مستقیما قالیباف را موردحمله قرار داد و مدعی شد: «پرونده‌های املاک نجومی باید پیگیری شود. راجع‌به عیسی شریفی و مسائل دیگر شهرداری گزارشی داده نشده است. یک گزارشی، بازرس ویژه رییس‌جمهوری درمورد شهرداری دوره قبل تهیه کرده بود؛ من این گزارش را یک‌سال پیش فرستادم». سوءاستفاده سیاسی از پرونده شریفی و مستمسک قرار دادن آن برای زدن قالیباف، در شرایطی است که برخی هم‌مسلکان جهانگیری، هرگونه ارتباط میان این مقوله را از اساس رد کرده‌اند. برای نمونه، محمود میرلوحی، فعال اصلاح‌طلب و رییس کمیته اقتصادی شورای شهر تهران اخیرا با اشاره به حکم صادرشده برای شریفی، تاکید کرد: «آن‌گونه که بنده از مقامات مرتبط قضایی کسب اطلاع کردم، این حکم، تنها به مسائل و تخلفات شخصی عیسی شریفی مربوط بوده و هنوز به پرونده تخلفات وی در حوزه آسیب‌ها و خسارات واردشده به منابع عمومی در شهرداری تهران رسیدگی نشده است». جهانگیری مانند بقیه اصلاح‌طلبان به‌خوبی می‌داند که اگر میان اصولگرایان چهره‌هایی قابلیت رأی‌آوری و رقابت‌پذیری در انتخابات1400 را داشته باشد، یکی از مهم‌ترین آن‌ها  قطعا محمدباقر قالیباف خواهد بود. به همین دلیل از ماه‌ها قبل، پروژه تخریب قالیباف را کلید زده‌اند. این تخریب‌ها و هراس‌افکنی‌ها، هر نوبت با اسم رمزهای مختلف انجام شده است؛ از پرهیز نسبت‌به کاندیداتوری نظامیان در انتخابات گرفته تا رودررو قراردادن مجلس با دولت. آخرین مورد هم مربوط به ادعای تغییرات وسیع در جداول بودجه امسال بود که حتی پس از پوزش‌خواهی ایرنا (خبرگزاری اختصاصی دولت) از مجلس و شخص قالیباف، اصلاح‌طلبان و همراهان اعتدالی‌شان، باز هم به روند تخریب دراین‌باره ادامه دادند.

دوقطبی‌سازی کاذب میان «مذاکره-مقاومت»
وقتی محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه در صوت درزیافته اخیر، میان امر دیپلماسی و امر مقاومت دوگانه جعلی ایجاد کرد و مشکلات و مصائب کشور را تماما از گفتمان مقاومت‌طلبی دانست، می‌شد حدس زد که این دوگانه‌سازی‌های ناراست و نابجا ریشه در پروژه‌ای کلان‌تر و جامع‌تر در میان اصلاح‌طلبان دارد که قصد کرده‌اند با مصادره ذهن مردم در هفته‌های منتهی به انتخابات، جامعه را علیه گفتمان مقاومت بشورانند. جهانگیری در همین باره در کلاب‌هاوس مدعی شد: «فکر می‌کنند اگر تحریم‌ها حل نشود، فضا برای پیروزی آن‌ها فراهم می‌شود؛ این‌ها زندگی مردم را گروگان گرفته‌اند». جالب اینجاست که جهانگیری در بخش دیگری از اظهارات خود بدون نام بردن از جواد ظریف، مدعی شد که دوقطبی‌سازی میان دیپلماسی و میدان، کار نیروهای خارج از دولت است. او تاکید کرد: «نگذاریم دوگانه‌سازی کاذب درست کنند؛ میدان و دیپلماسی با هم هستند».
 جهانگیری با این سنخ از اظهارات درواقع دارد در ناخودآگاه مخاطب چنین جا می‌اندازد که اصولگرایی و انقلابی‌گری، طرفدار تحریم و دشمن مذاکره و در مقابل اصلاح‌طلبی، طرفدار مذاکره و دشمن تحریم‌هاست. این دوگانه‌انگاری که در نوع خود جعل محض و دروغ مفرط است، هیچ پایه و اساسی در واقعیت و عینیت ندارد و برآمده از یک ذهن سیاست زده و ناتوان از پاسخگویی نسبت‌به اداره شایسته کشور است. جریان انقلابی در ایران، هیچ‌گاه مخالف مذاکره نبوده و نیست اما با توجه به واقعیات بین‌المللی تاکید دارد که دولت‌ها باید «خنثی‌سازی» تحریم‌ها را بر «رفع» تحریم‌ها مقدم بدارند و درعین‌حال از همه فرصت‌ها برای الغای تحریم‌ها حسن‌استفاده را ببرند. در مقابل اما جریان اصلاحات با معکوس ساختن این نسبت (تقدم رفع تحریم‌ها بر خنثی‌سازی تحریم‌ها)، به مدت هشت‌سال کشور را در تعلیق بی‌چون‌وچرا و وابسته به چراغ سبز غرب قرار دادند. امید به رفع تحریم‌ها موجب شد که مدیریت کشور به‌اصطلاح تک‌ساحتی یا «تک‌پلنی» باقی بماند و سرآخر هم می‌بینیم که آمریکایی‌ها امروز در جریان مذاکرات وین، برای حقوق حقه ملت ایران هیچ‌گونه اصالتی قائل نیستند و در اندیشه رفع بخشی از تحریم‌ها آن هم به‌صورت مرحله به مرحله‌اند؛ سیاستی که در ضدیت کامل با خواست و مطالبه رسمی نظام است.

واکنش منفی کاربران فضای مجازی به اظهارات انتخاباتی جهانگیری
اظهارات جهانگیری به قدری شاذ بود که واکنش منفی کاربران فضای مجازی را به دنبال داشت. این کاربران با اشاره به ایده ها و راهکارهای جهانگیری برای مشکلات کشور به طنز نوشتند که ای کاش روحانی، جهانگیری را برای پیشرفت کشور و مبارزه با فساد در دولت استخدام کرده بود. از نظر کاربران، خلاصه اظهارات جهانگیری در سه بخش خلاصه می شد: مقصر کرونا مردم هستند، مقصر فسادها، دولت احمدی نژاد است و مقصر گرانی ها و وصعیت معیشت، مصوبات مجلس است. غیرمقصرپنداری جهانگیری به حدی بود که او حتی تخلفات اقتصادی برادرش را نیز به گردن دولت های نهم و دهم انداخت. در همین زمینه مجیدشاکری کارشناس اقتصادی، در توئیتی در واکنش به اظهارات جهانگیری نوشت: «پس از هشت سال خمير مايه مشترك اظهارات همه مقامات دولت محترم اينهاست: همه چيز، مطلقا همه چيز تقصير احمدى نژاد يا ترامپ يا مجلس است و دولت در همه موارد، مطلقا همه موارد بهترين برخورد ممكن را داشته است.تنها نقص دولت آن بوده كه در گفتن مشكلات به مردم لكنت داشته است!»
البته انداختن مشکلات به گردن دیگران در اظهارات آقای معاون تنها معطوف به کارنامه دولت نبود و جهانگیری در کلاب‌هاوس درباره سوال ها نسبت به جرم فساد اقتصادی برادرش آن‌را هم گردن دولت قبلی انداخت و گفت  : «برادر من که معاون یا قائم‌مقام من نبوده است. من هیچ ارتباط کاری با برادرم نداشتم». او با این ادعا که برادرهای من آنقدر مراقب هستند که دفتر من هم نمی‌آیند، اضافه کرد: «برادر من هر کاری که کرده در دولت احمدی‌نژاد کرده است». آقای معاون اول در حالی همگان جز خودش و دولت روحانی را عجین در فساد می‌داند که با ارز موسوم به جهانگیری، منابع ارزی کشور را خالی و رانت عظیمی را میان عده ای خاص توزیع کرد. با این حال، جهانگیری به جای پاسخگویی و هشت سال زمامداری صحبت از وجود مافیا می کند و از مردم می خواهد در انتخابات، کشور را  دست این شبکه مافیایی ندهند.

دیدگاه‌ها
دیدگاه تازه‌ای تایید نشده است...