۳۴۶۲

چرا نباید برجام را تبدیل به ابزار سیاست داخلی کرد؟

مذاکره در وین، ماهی گیری در تهران

ایجاد «دوقطبی» در جامعه، شاید تنها راه باقیمانده برای کسانی باشد که با وعده «امید» سال‌ها بر کرسی ریاست نشستند؛ بدون اینکه کورسوی امیدی در زندگی مردم پدید بیاورند. ناامیدی حالا تنها دستاورد مردم ایران از انتخابی است برای حل مشکلات، بازه‌های کوتاه زمانی تعیین کرده بود اما حالا با گذشت هشت‌سال نه‌تنها وضع بهتر نشده، بلکه اوضاع بدتر هم شده است.

ایجاد «دوقطبی» در جامعه، شاید تنها راه باقیمانده برای کسانی باشد که با وعده «امید» سال‌ها بر کرسی ریاست نشستند؛ بدون اینکه کورسوی امیدی در زندگی مردم پدید بیاورند. ناامیدی حالا تنها دستاورد مردم ایران از انتخابی است برای حل مشکلات، بازه‌های کوتاه زمانی تعیین کرده بود اما حالا با گذشت هشت‌سال نه‌تنها وضع بهتر نشده، بلکه اوضاع بدتر هم شده است.

تورم، رکود، افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها، بیکاری و بسیاری از آمارهای اقتصادی و اجتماعی بیانگر ناکارآمدی تصمیم‌هایی است که از جیب مردم و با هزینه ملت اتخاذ شده است. هزینه‌‌تراشی برای مردم ایران در سال‌های گذشته به انحای مختلف در جریان بوده و در داخل و خارج مشکلاتی را آفریده است. خسارت محض برجام و معطل نگه‌داشتن کشور به امید غربی‌ها، کارد را به استخوان مردم رسانده و در شرایطی که کشور به‌سمت انتخابی مهم برای تغییر سیاست‌ها می‌رود، منفعت‌طلبان را برای موج‌سواری و فریب افکار عمومی به میدان آورده است.
 
بازی‌های صوتی ظریف و جهانگیری
فرافکنی و عدم پذیرش مسوولیت در روزهای پایانی دولت دوازدهم، شاخصه‌ای است که باید بیشتر اعضای دولت را با آن بشناسیم. انتشار فایل صوتی ظریف و مواضع غیرواقعی جهانگیری در کلاب‌هاوس را باید با نگاه دقیق‌تری بررسی کرد. درصدسازی دروغین برای میزان اختیارات دولت حالا به ایستگاه مفهوم‌سازی‌های بدیع رسیده است. در اختیار داشتن بیشتر ظرفیت کشور و تعیین و در اختیار داشتن بودجه کل کشور در سال‌های گذشته، کتمان می‌شود و به‌جای ارائه گزارش عملکرد، حاشیه‌سازی و دوگانه‌سازی در دستورکار قرار می‌گیرد.
مصاحبه با وزرا و معاونان رییس‌جمهوری در شرایطی که کشور از لحاظ اقتصادی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد، با صرف وقت و هزینه گزاف کلید می‌خورد تا رییس‌جمهوری نشان دهد آنچه در دست دارد کلید بی‌تدبیری و ناامیدی است. ادعاهای واهی آن هم در مقابل لیلاز که مواضع و شالوده فکری‌اش بر کسی پوشیده نیست، نشان از پروژه‌ای حساب‌شده برای فرار از پاسخگویی، حاشیه‌سازی و دوقطبی‌سازی دارد.
ظریف در این مصاحبه با دوقطبی «میدان - دیپلماسی» در تلاش است تا همه آن چیزی را که نتوانسته است تحقق بخشد به گردن دیگری بیندازد. میدان، مفهومی می‌شود برای شکست‌هایی که باعجله و بی‌دقتی به دست آمده است؛ بدون اینکه به این مهم اشاره شود که اگر دست برتر میدانی ایران نبود، هرگز غربی‌ها پای میز مذاکره نمی‌آمدند.
ظریف در بخشی از این مصاحبه گفت که ما اگر در میدان جنگ اقدامی کردیم که در جهت رفع تحریم‌ها بشود از آن استفاده کرد، می‌توان گفت میدان را هزینه دیپلماسی کردیم اما هیچ‌گاه این اتفاق رخ نداد. برای نظام «میدان» اولویت داشت. وی در ادامه می‌گوید که هیچ سیاستی نباید صفر تا صدش دست یک نفر باشد. سیاست میدان هم باید تابع استراتژی کشور باشد اما اینطور نبوده است. سیاست میدان تعیین کرده است که سیاست کشور چه باشد. ساختار وزارت امورخارجه یک ساختار امنیتی است.
 
راهبرد دوقطبی انتخاباتی
دامن زدن به تنش‌ها در جامعه با هدف ایجاد دودستگی اگرچه سیاستی تکراری است اما در شرایط فعلی کشور بازی خطرناکی است که تر و خشک را با هم خواهد سوزاند. مطالبات ابترمانده مردم اگر به‌جای پاسخگویی با سیاسی‌کاری همراه شود، واکنش‌هایی را رقم خواهد زد. شکاف بین مردم و  مسوولان در سال‌های گذشته تعمیق شده و فاصله مسوولان از مردم آن‌ها را ناراحت و نگران کرده است.
در این شرایط ایجاد دوقطبی در جامعه بسیار هزینه‌ساز و راهبردی خطرناک است که گویا بازهم در دستورکار اصلاح‌طلبان و دولتی‌ها قرار گرفته است. پیروزی در انتخابات با هر شیوه و روشی نباید مردم را هدف قرار دهد.
مذاکرات وین و امید به رفع تحریم‌ها نیز حالا دستمایه‌ای شده است برای طلبکاری و فرافکنی؛ علی‌رغم اظهارات گاه و بیگاه مسوولان دولتی و اعلام ذوق‌زدگی اسحاق جهانگیری نیز در همین باره در کلاب‌هاوس مدعی شد: «فکر می‌کنند اگر تحریم‌ها حل نشود، فضا برای پیروزی آن‌ها فراهم می‌شود؛ این‌ها زندگی مردم را گروگان گرفته‌اند.»
اوج ماجرا اینجاست که معاون اول دولت در بخشی از اظهارات خود بدون نام بردن از وزیر امورخارجه، می‌گوید که دوقطبی‌سازی میان دیپلماسی و میدان، کار نیروهای خارج از دولت است و تاکید می‌کند: «نگذاریم دوگانه‌سازی کاذب درست کنند؛ میدان و دیپلماسی با هم هستند.»
 
روحانی چه کرده است؟
با کنار هم قرار دادن این اتفاقات مشخص می‌شود که دوقطبی‌سازی و فرار از پاسخگویی، استراتژی مسوولان در روزهای پایانی حضور در پاستور است. وزرا و معاونان رییس‌جمهور باید در این روزها به جای مصاحبه‌های «ضدتاریخ»، بگویند به چه میزان توانسته‌اند به آن چیزی که به مردم وعده داده بودند، جامه عمل بپوشانند.
پاسخ به مطالبه مردم درباره اقدامات و تحقق وعده‌های روحانی باید ازسوی شخصیت‌های سیاسی دنبال شده و اجازه صرف وقت و انرژی در فضای «دوقطبی» داده نشود. جریان انقلابی و اصولگرا باید نسبت‌به این موضوع هوشیار بوده و به جای افتادن در دوقطبی کاذبی که مشاوران روحانی به‌دنبال ایجاد آن هستند، الگوی «وعده‌-عملکرد» را پیگیری کنند تا حقایق بیش از پیش برای مردم روشن شود.
در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات وین نیز باید به این نکته توجه داشت که ماه‌های زیادی از عمر مردم ایران در شرایط سخت تحریمی سپری شده است و آثار روانی آن تا مدت‌ها باقی خواهد ماند؛ بنابراین نمی‌توان دوگانه‌های «مذاکره - تحریم» یا «میدان- دیپلماسی» را دوباره بازآفرید؛ زیرا مردم نسبت‌به این فریب‌ها آگاه شده‌اند. مطالبه هزینه‌هایی که در سال‌های گذشته به‌دلیل عجله و اشتباه بر ملت ایران تحمیل شده است، باید قدم بعدی باشد؛ نه اینکه دوقطبی‌سازی پایان‌دهنده این روند و اجرای برجام پس از چند سال امتیازی چشمگیر تلقی شود.

  •  

دیدگاه‌ها
دیدگاه تازه‌ای تایید نشده است...