۳۵۵۱

اصلاح‌طلبان چه راهبردی برای مواجهه با انتقادها از دولت اعتدال دارند؟

پوشش دولت روحانی

توپ پر اصلاح‌طلبان در ثبت‌نام برای داوطلبی نامزدی انتخابات ریاست‌جمهوری دوره سیزدهم، نشان می‌داد که این جریان طرح و برنامه مفصلی برای پیروزی در انتخابات تدارک دیده و به‌هیچ‌وجه حاضر نیست به این راحتی، زمین رقابت را به رقیب واگذار کند.

توپ پر اصلاح‌طلبان در ثبت‌نام برای داوطلبی نامزدی انتخابات ریاست‌جمهوری دوره سیزدهم، نشان می‌داد که این جریان طرح و برنامه مفصلی برای پیروزی در انتخابات تدارک دیده و به‌هیچ‌وجه حاضر نیست به این راحتی، زمین رقابت را به رقیب واگذار کند. در این گزارش به اصلی‌ترین نامزدهای اصلاحات و رویکرد اصلی این جریان در قبال انتخابات می‌پردازیم.

برخلاف فضای ترش و تندی که اصلاح‌طلبان پیش‌تر علیه نهاد انتخابات ایجاد و اصلا انتخابات را پدیده‌ای بی‌خاصیت و بی‌تاثیر بر مناسبات ایران تصویر کرده بودند، حضور تمام‌قد چهره‌های منتسب به جریان اصلاحات در وزارت کشور برای ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری1400 
نشان داد که اولا تمامی آن گفته‌های پیشین بی‌بنیاد و بی‌ربط بوده و ثانیا جبهه اصلاحات برنامه‌ای گسترده برای کسب مجدد قدرت در قوه مجریه دارد. در میان چهره های اصلاح طلب و برخی چهره های اعتدالی نزدیک به گفتمان اصلاحات، شماری از شانس بیشتری برای اولا تایید صلاحیت و ثانیا ماندن در عرصه رقابتی برخوردارند.
 
جهانگیری، گزینه پوششی دیگری؟
 جهانگیری یک ویژگی مهم دارد و آن اینکه مورد تایید قاطبه طیف‌های اصلاح‌طلبی است و از این منظر، از مدت‌ها پیش به‌عنوان یکی از گزینه‌های جدی جبهه اصلاح‌طلبی جهت حضور در انتخابات، مطرح بوده است. جهانگیری هم موردتایید احزاب عملگرایی نظیر کارگزاران سازندگی و هم مورد اعتنای احزاب رادیکال و نابگرایی نظیر اتحادملت است. به همین جهت، همزمان در لیست این دو حزب برای پیشنهاد به جبهه اصلاحات ایران معرفی شد. بااین‌حال جهانگیری یک خلأ و نقصان جدی دارد و آن رأی منفی بالاست. او به‌موجب هشت‌سال معاون‌اولی دولت روحانی، از نگاه مردم، نماینده وضعیت بد اقتصادی و معیشتی به شمار می‌آید و ازاین‌جهت، کار بسیار دشواری برای جلب آرای مردم دارد. این مساله‌ای است که خود اصلاح‌طلبان نیز به آن واقف‌اند؛ برای نمونه، روزنامه اعتماد در شماره روز پنج‌شنبه 23اردیبهشت در تحلیل وضعیت انتخاباتی جهانگیری (پیش از ثبت‌نام او) نوشت: «اسحاق جهانگیری قاعدتا بیش از دیگران از این شانس برخوردار است که کاندیدای نهایی جریان اصلاحات باشد. جهانگیری اما فارغ از اینکه هنوز رسما از عزم خود برای ورود به صحنه کلامی دست‌کم به‌طور صریح نگفته، با یک مشکل مهم روبرو است و آن، اینکه به‌دلیل هشت‌سال حضور در دولت روحانی و معاون اول رییس‌جمهوری کنونی، سخت قادر به جلب آرای شهروندان باشد. بااین‌همه او شاید ازجمله معدود اعضای این فهرست است که ردصلاحیتش در انتخابات پیش‌رو بعید می‌نماید». اینکه جهانگیری نمی‌تواند خود را از دولت جدا کند، امتیاز منفی بزرگی برای او محسوب می‌شود.
آقای معاون اول هرچه از وضعیت موجود انتقاد و در رثای بهبود آن، قطاری از بایدها و نبایدها ردیف کند، بیشتر به ضرر او تمام می‌شود چراکه مردم در برابر هر ادعای او این گزاره معنادار را 
پیش می‌کشند که «تو در این هشت‌سال کجا بودی» یا «اگر مدعی نداشتن اختیارات کافی بودی، الان برای کسب مجدد قدرت چرا اینقدر به تشویش و اضطراب افتاده‌ای». بنابراین بسیاری از تحلیلگران جهانگیری را از همین حالا، گزینه پوششی فردی دیگر می‌دانند و معتقدند او همانند سال96 احتمالا ضربه‌گیر گزینه دیگری خواهد شد و برای رأی‌آوری نامزد اصلی اصلاحات، در روزهای پایانی کناره‌گیری خواهد کرد. در همین باره، روز گذشته روزنامه فرهیختگان در گزارشی تاکید کرد: «انصراف جهانگیری پس از مناظره‌های انتخاباتی، نشان داد که او آمده بود تا نقش «ضربه‌گیر» را برای روحانی بازی کند و تسهیلگری برای «تکرار روحانی» باشد. شاید تاریخ درحال تکرار باشد و بازهم جهانگیری در روزهای آتی با مصلحت‌اندیشی اصلاح‌طلبان به‌نفع کاندیدای دیگری کنار رود اما صحبت‌های معاون‌اول رییس‌جمهور پس از ثبت‌نام نشان داد او در امتداد مسیر هشت‌سال قبل دارد گام برمی‌دارد.»
 
مسعود پزشکیان، کسی که نمی‌خواهد پوششی باشد
مسعود پزشکیان، وزیر دولت اصلاحات و نایب‌رییس مجلس دهم را بسیاری با اظهارات خارق عادت می‌شناسند. او تلاش دارد به مدد خوانش روزآمد از روایت‌های دینی، خود را از ادبیات و گفتمان لیبرالی اصلاح‌طلبان جدا کند و با این ابزار، تصویری مستقل از خود در ذهن مخاطبان بنشاند. او به‌واسطه سابقه وزارت و نمایندگی مجلس، از شانس بالایی برای تاییدصلاحیت برخوردار است. بسیاری، پزشکیان را به‌واسطه استقلال‌طلبی سیاسی و همچنین به دلیل داشتن رأی قومیتی نسبتا بالا، به‌عنوان یکی از چالش‌های بزرگ اصلاح‌طلبان در انتخابات به شمار می‌آورند. استقلال‌طلبی پزشکیان در اظهارات انتخاباتی او پس از ثبت‌نام مشخص شد؛ آنجایی که در پاسخ به این سوال که آیا نامزد پوششی جهانگیری خواهد بود، تصریح کرد: «اینکه من نامزد پوششی جهانگیری هستم صحت ندارد.»
در شرایطی که همگان چشم به جهانگیری دوخته‌اند تا درنهایت او ردای نامزد اصلی اصلاحات در انتخابات را به تن کند، پزشکیان از استعداد خوبی برای باقی ماندن در صحنه برخوردار است؛ نامزدی که سبقه اصلاح‌طلبی دارد اما به دلیل وضعیت اجتماعی بد اصلاحات، ممکن است یکباره «بر اصلاحات» شود. با وجود اینکه پزشکیان تلاش دارد خود را مستقل جلوه بدهد، لیکن او در میان طیف‌های مختلف اصلاح‌طلبی هواخواهانی دارد. 
برای نمونه، سایت انصاف‌نیوز (وابسته به طیف چپ اصلاحات) که از قضا پایگاه رسانه‌ای پزشکیان نیز به‌حساب می‌آید، دو روز پیش در یادداشتی با اشاره به شانس بالای پزشکیان برای رقابت با ابراهیم رئیسی و پیروزی بر او، نوشت: «آیت‌الله ابراهیم رییسی به مثال ناطق نوری سال۷۶، نماد رفتار حاکمیت خواهد شد. او درمجموع احتمالا ۱۲میلیون رأی در بدو امر در سبد خواهد داشت اما این سبد منفی رأی اوست که زاییده نه کمپین خود که رفتار حامیان اوست. 
این سبد منفی احتمالا ۱۵میلیون رأی خواهد بود و با یک ترکیب رأی در اصلاحات رقابت خواهد کرد. این ترکیب رأی که احتمالا با معرفی کابینه از سوی کاندیدای هویت‌یافته طی رقابت دو هفته‌ای با بیشترین شانس به دکتر پزشکیان خواهد رسید، احتمالا با رأی دو برابری آقای رییسی پیروز انتخابات خواهد شد.»
 علی لاریجانی، گزینه‌ای که چالش‌برانگیز است
با وجود اسحاق جهانگیری، مسعود پزشکیان یا حتی محسن هاشمی و محمد شریعتمداری، چهره‌ای که برای طیف مهمی از جبهه اصلاحات به‌شدت خواستنی است، بی‌شک علی لاریجانی خواهد بود. علی لاریجانی، ماهیت اعتدالی /   محافظه‌کار با تم سنتی دارد و از منظر سیاسی هم سابقه ضدیت او با جریان اصلاحات دقیقا به سال‌های پس از طلیعه این جریان یعنی سال‌هایی که او ریاست سازمان صداوسیما را به عهده داشت، بازمی‌گردد. همین پیشینه آنتاگونیستی باعث شده تا بسیاری از اصلاح‌طلبان، علی لاریجانی را از خود ندانند و او را به‌مثابه اصولگرایی که حالا پوستین عوض کرده، برشمارند. با‌وجوداین، علی لاریجانی اکنون با طرح این گزاره که «عرصه اقتصاد، عرصه پادگان و دادگاه نیست»، عملا خود را در برابر جریان رقیب که اصلاحات نیز با آن سر ستیز دارد، قرار داده است. لاریجانی همچنین با طرح این گزاره که در استمرار دولت روحانی نیست، علاوه‌بر جریان انقلابی خود را در تقابل با دولت تدبیر و امید نیز تعریف کرده است.  اگر لاریجانی قصد ایستادن در میانه سیاست ایران را دارد حتما باید به نسبتی که لازم است با اصلاح‌طلبان رادیکال فاصله ایجاد کند و در عین حال تضاد و شکاف جدی با اصولگرایان ایجاد نکند.
طرح هشتگ‌هایی نظیر «نه کلید، نه چکش» ازسوی تیم اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی لاریجانی، گواه دیگری از مرزبندی لاریجانی با دولت و جریان انقلابی به‌طور توامان و همزمان است. خط‌کشی با جریان انقلابی و با دولت، می‌تواند بهانه سیاسی مناسبی را در اختیار اصلاح‌طلبان قرار بدهد (اصلاح‌طلبانی که آن‌ها نیز طی ماه‌های گذشته تلاش کرده‌اند میان خود و دولت روحانی، مرزبندی کنند) تا در روزهای منتهی به انتخابات، یکباره داغ و درفش حمایت از فرزند میرزاهاشم را علم کنند و با توجیه جلوگیری از حاکمیت رادیکالیسم بر کشور، بار دیگر همچون انتخابات92 و 96، محافظه‌کاری را بر اصلاح‌طلبی ترجیح دهند. بر همین اساس نیز شاید معادله انتخابات دوازدهم ریاست‌جمهوری این‌بار جور دیگری تکرار شود؛ اینکه علی لاریجانی در جایگاه حسن روحانی قرار بگیرد و جهانگیری دوباره در مقام کاندیدای پوششی، برای افزایش مشروعیت عمومی لاریجانی وارد شود. با این اوصاف، این احتمال هست که در جبهه اصلاحات شکاف عمیقی رخ بدهد؛ عملگرایان متهم به قدرت‌گرایی، لاریجانی را دریابند و ناب‌گرایان رادیکال برای دفاع از حیثیت نیم‌بند اصلاح‌طلبی، یا سیاست تحریم 
در پیش گیرند یا به گزینه‌ای هم‌جنس و سنخ خود نظیر پزشکیان دست یازند.

  •  

دیدگاه‌ها
دیدگاه تازه‌ای تایید نشده است...