۳۷۲۴

سرمقاله:

ارتجاع اسم‌سالاری

یکی از تفاوت‌های جدی انتخابات، در کانون قرار گرفتن مفهوم کارآمدی است. پیش‌تر، آن چیزی که میان نامزدها تفاوت ایجاد می‌کرد، رویه‌ها و سویه‌های عمدتا سیاسی آن‌ها بود.

یکی از تفاوت‌های جدی انتخابات، در کانون قرار گرفتن مفهوم کارآمدی است. پیش‌تر، آن چیزی که میان نامزدها تفاوت ایجاد می‌کرد، رویه‌ها و سویه‌های عمدتا سیاسی آن‌ها بود. جدال میان چپ و راست و پس از آن منازعه میان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی، آن چیزی بود که در فضای انتخاباتی غالب می‌گشت و مردم نیز در دوگانه‌سازی مرسوم، رأی می‌دادند. اسم‌سالاری و جریان‌سالاری، آفت بزرگی برای کشور به وجود آورده بود، چون جریان پیروز تصور می‌کرد مردم به دلایل ذاتی، به آن‌ها رأی داده و همین توهم، آن جریان را دچار متافیزیک خودبزرگ‌بینی و خودبرترپنداری می‌کرد. این وهم مستمر، معمولا یک نتیجه غم‌انگیز برای جریان غالب به‌دنبال می‌داشت و آن محافظه‌کاری کارکردی و عقب ماندن از مطالبات روز جامعه بود. جریان پیروز تصور می‌کرد، اگر توانسته یک مرتبه با رأی بالا نظر اکثریت مردم را به خود جلب کند، در دوره‌های بعدی نیز خواهد توانست با تکرار ایده‌های روزآمدنشده قبلی، نظر به‌زعم خود «توده‌های ارادتمند» را مجذوب خود کند. این پیشینه باعث شد تا رهبر انقلاب در این دوره از انتخابات جای اسم‌سالاری، بر کارآمدی نامزدها تکیه و تاکید کنند. ایشان در فرمایشات اخیرشان به‌صراحت فرمودند آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، کارآمدی چهره‌هاست. در این فضا اما برخی جریان‌های خاص تلاش دارند ایران را در «ارتجاع نام‌ها» نگاه دارند. این جریان خاص تلاش دارد با دوقطبی کاذب اصلاح‌طلبی-اصولگرایی و جایگزین ساختن آن با دوقطبی واقعی یعنی کارآمدی-ناکارآمدی، شانه‌های خود را از زیر بار تدوین یک برنامه حکمرانی اصولی خالی کند و صرفا با ایجاد هیجانات سیاسی بی‌مورد، رأی مردم را در وقت‌های اضافه انتخابات بزند. جالب اینجاست که همین جریان خاص، مدتی است در فضای مجازی با ترند کردن هشتگ «روحانی مچکریم»، از رئیس‌جمهور روحانی بابت عملکرد درخشان اقتصادی‌اش در هشت‌سال گذشته مشغول قدردانی و تشکر است.

  •  

دیدگاه‌ها
دیدگاه تازه‌ای تایید نشده است...